نوشته‌ها

تعرفه:چه چیزی باعث می‌شود تا خلاقیت در تبلیغات دنیای دیجیتال خوب و کارآمد باشد؟ در این بخش ۷ عامل موثر مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

چشم انداز خود را وسیع و گسترده کنید:

همیشه در دسترس مشتریان باشید و خلاقیت های خود در کار را به اطلاع آنها برسانید. پیام های مناسب  را به سرعت به مشتریان خود انتقال دهید.

فرآیند تعریف شده و مشخصی برای برندینگ کسب و کار خود در نظر بگیرید:

از لوگوی شرکت خود استفاده کنید و مطمئن شوید که این طرح تجاری به اندازه کافی بومی شده و خلاقانه است. اگر در حال راه اندازی کمپینی برای معرفی کالاهای بین المللی خود در سطح محلی هستید، باید مطمئن شوید که مشتری میتواند کالای مورد نظر خود را به راحتی و بدون سردرگمی پیدا کند. باید مشتری را مطمئن کنید که تبلیغات شما کاملاً بین المللی نیست و بومی سازی شده است.

برای تبلیغات خود از اندازه ها و فرمت های خلاقانه بهره بگیرید:

افراد مختلف به شکل های متفاوتی اطلاعات موجود در تبلیغات شما را تحلیل میکنند، پس تلاش کنید تا تبلیغات شما گستره وسیعی از مخاطبان و مشتریان را به سوی خود جلب کند.

از عکس ها و شواهد با کیفیت و معتبر بهره بگیرید:

در امر تبلیغات باید نیازها و خواسته های مشتریان را در نظر گرفته و هرچیزی که مرتبط با این نیاز است به آنها بدهید. در این راستا استفاده از عکس های واقعی و طبیعی بسیار تأثیرگذار است. عکس های بی کیفیت و نامرتبط در کار تبلیغات پیام های نادرستی به مشتریان ارسال می‌کند.

تجربیات تعاملی میان مشتریان و کسب و کار خود ایجاد کنید:

کاربران تمایل دارند تا با تبلیغات رابطه برقرار کنند، بنابراین بهتر است به عنوان صاحب یک کسب و کار از رسانه های قوی برای نمایش تبلیغات خود استفاده کنید. به خاطر داشته باشید که این رسانه ها فرمت های مختلفی دارند و انواع ویدئو، فایل‌های صوتی، فلش‌ها، بازی‌های آنلاین تبلیغاتی و بسیاری دیگر را در بر می‌گیرند.

پیام مناسب و درست را به مخاطب بدهید:

برای این که تبلیغات موثری داشته باشید باید مشتریان خود و این که به دنبال چه چیزهایی هستند را بشناسید. بعد از مرحله شناسایی باید بدانید که چگونه به شکل خلاقانه و جذاب با مشتریان خود ارتباط برقرار کنید.

آزمایش و بهینه سازی:

انواع گوناگون از تبلیغات را استفاده کنید تا در نهایت کارآمدترین نوع آن را برای یک کسب و کار خاص بیابید. درنهایت نیز کمپین های تبلیغاتی خود را بهینه سازی کرده تا بیشترین نتیجه را از آن بگیرید.

تعرفه: بسیاری از مدیران بنا به ماهیت شغل و حرفه‌شان نمی‌توانند از روش‌های پرهزینه‌ی بازاریابی و تبلیغاتی برای معرفی شرکت خود و محصولات‌شان استفاده کنند.

بر این اساس استفاده از روش‌های کم‌هزینه برای مدیران بازاریابی این کسب و کارها یک ضرورت حیاتی است. در این اثر سعی شده روش های کم‌هزینه‌ای معرفی شوند که برای هرکسی در هرحرفه و شغلی می‌تواند مفید باشد.
در ادامه ۹ روش مطمئن و کم‌هزینه برای بازاریابی موفق آمده است :
۱. بهترین آگهی‌های‌تان را به صورت کارت چاپ کرده و برای مشتریان در بازار هدف ارسال کنید.

مشتریان کارت‌هایی را می‌خوانند که کوتاه و خلاصـه باشد. یک آگهی کوچک روی یک کارت پستال می‌تواند بازدیدکنندگان زیـادی را به وب‌سـایت شما بیاورد و این خـود می‌تـواند باعث افـزایش فـروش شـود. هزینه‌ی این کار معمولاً زیاد نیست.

۲. یک روش بازاریابی برای همیشه و برای همه‌ی کسب و کارها موفق نیست، بنابراین روش‌های بازاریابی خود را مرتب عوض کنید و در استفاده از این روش‌ها خلاق باشید.

اگر متن آگهی شما عوض نشود مشتریان شما خسته می‌شوند، البته خود شما هم از این تکرار خسته خواهید شـد. بـازاریابی می‌تواند مفرح باشد اگر از مزیت‌های اسـتفاده از روش‌های متنوع بازاریابی برای برقراری ارتباط با مشتریان خود استفاده کنیـد.

در انتخاب روش‌های بازاریابی خـود دقت کنیـد. همیشه برای یک بازاریابی موفق باید بر اساس یک طرح بازاریابی عمل کرد. سعی کنید در طرح بازاریابی خود از روش‌های متنوع استفاده کنید. همیشه نظـر مشـتریان خـود را در مورد روش‌هایی که به کار برده‌اید جویا شوید. این نظریات می‌توانند موفقیت طرح بازاریابی شما را تضمین کنند.

۳. به مشتریان برای یافتن محصولات و خدمات مناسب کمک کنید.

اگر می‌خواهید برای مشتری خـود بروشـور معرفی محصولات بفرستید، می‌توانید بروشور یا کارت محصول یا خدماتی را بفرستید که فکر می‌کنید برای مشتری شما مفید است. این کار می‌تواند به مشتری شما در یافتن محصولات مناسب کمک زیادی بکند و مشتری شما را راضی نگه دارد. اگر نگران فروش محصول خود هستید، می‌توانید قبل از این کار با تولید کننده‌ی آن محصول هماهنگی کنید و از این فرصت استفاده کنید. مثلاً درصدی از فروش را برای خود در نظر بگیرید یا اینکه تخفیف خاصی را برای مشتری خود از فروشنده بگیرید.

۴. جواب تلفن‌های خود را متفاوت بدهید.

سعی کنید سفارش‌های خاصی را در هر مکالمه‌ی تلفنی، به مشتری ارائه کنید. به عنوان مثال می‌توانید بگویید روز بخیر؛ من … هستم. از من درباره‌ی خدمـات جدید سؤال کنید. با این پیام، تلفن‌کننده با دریافت پیام، علاقه‌مند می‌شود یا ناگزیر است که از شما در مورد این خدمات سؤال کند.

بیشتر شرکت‌ها پیام‌هـایی از پیش ضبط شده دارنـد کـه وقـتی مشتری پشت خط می‌مانـد آن را بـرای مشـتری پخش می‌کنند. شما می‌توانید این کار را خودتان انجام دهید. از نظر مشتری تفاوتی ندارد که این پیام از قبل ضبط شده یا اینکه زنده ارائه شده است.

برای استفاده از این روش مطمئن شوید که پیام شما برای مشتریان جذاب باشد. اگر مشتری شما از راه دور تماس می‌گیرد، با ارائه آگهی‌های طولانی، وقت و پول مشتری خود را به هدر ندهید.

۵. استفاده از دست‌نوشته.

سعی کنید در تمام نامه‌هایی که برای مشتری خود می‌فرستید، از دست‌نوشته و یا مُهرهای مخصوص یا برچسب‌های خاص استفاده کنید. توجه داشته باشید که دست نوشته‌ی روی نامه در اولین بار که نامه دیده می‌شود خوانده می‌شوند. به خاطر داشته باشید این نوشته‌ها در صـورتی بـه طـور کـامل خوانـده می‌شوند که خلاصه و کوتاه باشند به طوری‌که بیننده بتواند آن را درکمتر از ده ثانیه بخواند.

۶. یک پیشنهاد فروش برای مشتری خود بفرستید که تازه از شما خرید کرده است.

اگر به عنوان مثال مشتری شما لباسی از شما خریده است، می‌توانید نامه‌ای برای او بفرستید و ضمن تشکر از خرید قبلی به اطلاع او برسانید که برای خـرید بعـدی به طـور مثال از تخفیف ۲۰ درصدی برخوردار است. برای اینکه بتوانید این پیشنهاد را به فروش نزدیک کنید، برای پیشنهاد خود زمان تعیین کنید.

۷. خبرنامه.

آیا می‌دانید هزینه‌ی فروش به یک مشتری جدید شش برابر بیشتر از فروش به مشتری قدیمی است؟ شما با استفاده از خبرنامه می‌توانید بازاریابی را بر روی مشتریان قدیمی خود متمرکز کنید. اگر هزینه‌ی خبرنامه‌ی چاپی برای شما زیاد است، می‌توانید با استفاده از پست الکترونیک این کار را با هزینه‌ی بسیار پایینی انجام دهید. در خبرنامه می‌توانید همیشه پیشنهاد فروش ویژه‌ای را به مشتری قبلی خود ارائه کنید.

۸. بازاریابی مشترک.

اگر فکر می‌کنید به تنهایی قـادر بـه تحـمل هزینه‌ی بـازاریابی نیستید، به دنبال شریکی باشیدکه محصول او هم مناسب مشتری شماست یا اینکه محصـولات شـما مکمل یکدیگرند. با ارائه‌ی طرح بازاریابی مشترک می‌توانید در هزینه‌های بازاریابی صرفه‌جویی کنید. علاوه بر این، با این روش خدمات بهتری را هم به مشتریان خود ارائه می‌کنید.

۹. بروشورها و آگهی‌های خود را در تمام نامه‌های ارسالی شرکت قرار دهید.

این کار هزینه‌ی زیادی برای شما ندارد و شما از نتیجه‌ی کار قطعاً متعجب خواهید شد که ببینید این پیشنهادهای شما به دست چه افرادی می‌رسد و سفارش خرید به شما می‌دهند.

اگر فکر می‌کنید به تنهایی قادر به تحمل هزینه‌ی بازاریابی نیستید، به دنبال شریکی باشیدکه محصول او هم مناسب مشتری شماست یا اینکه محصولات شما مکمل یکدیگرند.

توصیه طلایی : روش های بازاریابی خود را مرتب عوض کنید و در استفاده از این روش‌ها خلاق باشید.

تعرفه: نماینده مدیران مسئول در هیأت نظارت برمطبوعات می‌گوید در ردیف حمایت از نشر و مطبوعات در سال ۱۴۰۰ اعتبار خوبی پیش بینی نشده؛ کل بودجه مطبوعات به مراتب از هزینه هدررفت بنزین در ترافیک کمتر است.

پدرام پاک آئین، نماینده مدیران مسئول در هیأت نظارت بر مطبوعات، نایب رئیس انجمن قلم، حقوقدان و مدیر رسانه‌ای است و سال‌ها پیش مدیر کل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده است.

او تأسیس دو خبرگزاری (میزان و کتاب)، عضویت در شورای سردبیری روزنامه‌های ایران و جام جم و مدیر مسئولی نشریه کتاب هفته را در کارنامه دارد.

به نظر شما اعتبارات فرهنگی که در لایحه بودجه ۱۴۰۰ پیش بینی شده تا چه حد پاسخگوی این بخش و به ویژه حوزه مطبوعات و رسانه‌ها است؟

متأسفانه در ردیف حمایت از نشر و مطبوعات در سال ۱۴۰۰ اعتبار خوبی پیش بینی نشده و این موضوع تهدیدی برای پایداری رسانه‌ها در شرایط ناشی از رکود تورمی و همه‌گیری ویروس کروناست‌. سرانه بودجه فرهنگ ۱۴۰ هزار تومان یعنی روزانه ۱۰۰ تومان برای هر نفر است. مسلماً سهم رسانه‌ها هم کسری کوچک از این مبلغ خواهد شد و اگر دقیق بررسی شود، خواهیم دید که کل بودجه مطبوعات و سایت‌ها به مراتب از هزینه هدر رفت بنزین در ترافیک روزانه تهران هم کمتر است. در واقع سهم حوزه فرهنگ نسبت به کل بودجه از سال ۹۳ تا ۹۷ یک درصد بوده و در سال ۹۸ هفت دهم درصد و در سال ۹۹ متأسفانه به نیم درصد کل بودجه تبدیل شده است. البته تا آنجا که اطلاع دارم، وزیر ارشاد و معاونان ایشان تلاش زیادی برای افزایش سهم فرهنگ از بودجه ۱۴۰۰ داشته‌اند، اما لازم است همه مسئولان و دستگاه‌های ذیربط دست به دست هم بدهند و با درک شرایط اقتصادی کشور و تأثیر رسانه‌ها بر التیام این شرایط، در بودجه این حوزه تجدید نظر اساسی کنند تا ثمرات آن را در آینده انقلاب ببینند.

چرا نیاز رسانه‌ها و مطبوعات به بودجه و در نتیجه حمایت بیشتر در این سال و سال‌های قبل مورد غفلت قرار گرفته است؟

عوامل متعددی در جامعه ما به هم پیوند خورده‌اند و به صورت هم‌افزا باعث شده‌اند که مساله فرهنگ و رسانه در بودجه‌ریزی مورد غفلت قرار گیرد. یکی از این عوامل نگاه مقطعی و کوتاه مدت به مطالبات عمومی است‌. دولت همواره یک معضل کوتاه مدت دارد که باید آن را حل کند و این باعث می‌شود که فرهنگ و رسانه کمتر به عنوان یک مساله پیوسته و بلند مدت دیده شود.
از طرفی نظام بودجه‌ریزی در کشور ما با یک آفت جدی رو به‌روست. بودجه‌ها معمولاً تابعی از وضعیت سال گذشته است که به تناسب افزایش پیدا می‌کند. بنابراین پیش از هرچیز این موضوع باید حل شود که آیا یارانه مطبوعات و رسانه‌ها برای اهداف تصریح شده در سندهای بالا دستی، سیاست‌های کلی نظام، طرح آمایش سرزمینی و مقایسه آن با سایر اولویت‌ها متناسب است یا خیر؟ به نظر بنده، سرانه یارانه پرداختی به رسانه‌ها متناسب با کف هزینه‌های آنها هم نیست و به همین دلیل نظام فعلی پرداخت یارانه کارایی لازم را ندارد.

آیا بخشی از این غفلت به کافی نبودن اطلاعات و یا توجیه نبودن دست اندرکاران بودجه نسبت به نیاز واقعی مطبوعات و رسانه‌ها باز نمی‌گردد؟

این هم هست. به هر حال برای اختصاص بهینه بودجه باید از ترکیب درآمدها و هزینه‌های رسانه‌ها ارزیابی دقیقی داشت.

در حال حاضر چنین ارزیابی‌ (از درآمدها و هزینه‌های رسانه‌ها) وجود ندارد؟

دست کم اندازه واقعی اقتصاد رسانه بر کسی معلوم نیست و آمار و ارقام غیر قابل خدشه‌ای برای تحلیل چرخه اقتصادی رسانه ها در دسترس قرار ندارد. مثلاً اطلاعات جامعی درباره ارزش سرمایه گذاری، میانگین نرخ بازگشت سرمایه، نسبت در آمد به سود یا دارایی، درآمد حاصل از فروش عملیاتی از قبیل فروش فضای آگهی، فروش محتوا و واگذاری لوگو نداریم. با این همه شمارگان زیر یک میلیونی روزنامه‌ها، خود گویای وضع اقتصاد مطبوعات است. سقوط نسبت سرانه انتشار مطبوعات، دلایل متعددی دارد که بخشی از آن به غفلت از تأمین زنجیره مالی و تشکیل زیرساخت‌های ضروری برای رسانه‌ها باز می‌گردد. باید این تفکر قالبی و سنتی را که تنها تحریریه، قلب رسانه است، کنار گذاشت و به فکر تأمین مالی زنجیره فعالیت‌های رسانه شامل بخش‌های لجستیک، مدیریت توزیع، آگهی، چاپ، فناوری اطلاعات و بازاریابی بود.

به نظر می‌رسد که پیکان نقد شما متوجه رویکرد کلی بودجه ‏‌ریزی در حوزه فرهنگ باشد. آیا این رویکرد کلی را دچار نقص می‌دانید یا صرفاً با ارقام بودجه مشکل دارید؟

هر دو! شاکله نظام بودجه‌ریزی بر هزینه کرد درآمدهای نفتی در فعالیت‌های عمرانی مبتنی است، در حالی که این فعالیت‌ها به فرض که به بهترین شکل و با کمترین انحراف از قوانین انجام شود، به تنهایی تضمین کننده پیشرفت کشور نیست. شاخص‌های متفاوتی برای ارزیابی پیشرفت کشورها وجود دارد. مثلاً سرعت و سهولت دسترسی به خدمات رفاهی یکی از این شاخص‌هاست. کاهش هزینه مبادله کالا شاخص دیگر است. تولید ناخالص ملی، شاخص مهم دیگری است و در کنار اینها شاخص مفاهمه اجتماعی است که زیر ساخت همه شاخص‌های قبلی به شمار می‌آید؛ چرا که عقلانیت، ثبات و پیامدسنجی را در رفتار دولت‌ها، بنگاه‌های اقتصادی و عموم مردم نهادینه می‌کند. متأسفانه این شاخص که بر همه شاخص‌های اصلی مؤثر بوده و مستقیماً به حوزه فرهنگ به طور عام و رسانه به طور خاص مربوط است، در بودجه‌های گذشته و امسال با نگاه حداقلی دیده شده است.
از طرف دیگر تاخر نظام برنامه‌ریزی نسبت به تحولات فرهنگی و رسانه‌ای کشور باعث شده که پیش بینی و تخصیص بودجه با این تحولات فاصله زیادی داشته و پاسخگوی نیاز رسانه و مخاطبان آن نباشد.

اقتصاد زمانی به ثبات می‌رسد که به ابعاد فرهنگی آن توجه شود. اگر در رسانه به فرهنگ مصرف، فروش و تعامل حوزه تولید با بازار توجه کافی نشود، ثبات و رشد در پی نخواهد بود.

با چشم اندازی که برای بودجه فرهنگ سال ۱۴۰۰ می‌بینید، وضعیت اقتصاد مطبوعات و سایت‌ها را در این سال چطور پیش بینی می‌کنید؟

در حال حاضر، اقتصاد رسانه در کشور دچار آسیب جدی است. فقدان الگوی مناسب در اقتصاد رسانه و در نتیجه کم اثر شدن رسانه‌های رسمی، خسارت‌های زیادی به کشور زده است؛ از جمله گسترش میدان نفوذ رسانه‌های غیر رسمی، جعلی و فیک نیوزها. در کنار آن پنهان ماندن مسائل زیرساختی حوزه رسانه و تغییر رویه اقتصاد رسانه از شکل مردمی و جهادی به سوی اقتصاد بنگاه محور و مصرفی.

دلیل این همه تاکید شما بر ناکافی بودن بودجه مطبوعات و رسانه‌ها چیست؟ فکر نمی‌کنید با وجود انواع مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم، در این زمینه کمی اغراق شده؟

خیر، رسانه تابعی از حوزه فرهنگ است و فرهنگ در نظام اسلامی بر خلاف نظام‌های چپ گرا و سرمایه داری، روبنا نیست‌. رسانه، موتور محرکه پیشرفت کشور است. اقتصاد زمانی به ثبات می‌رسد که به ابعاد فرهنگی آن توجه شود. اگر در رسانه به فرهنگ مصرف، فروش و تعامل حوزه تولید با بازار توجه کافی نشود، ثبات و رشد در پی نخواهد بود.

مثلاً ما در اقتصاد مقاومتی می‌گوئیم به آرایش جهادی نیازمندیم. روشن است که رسانه‌ها در ایجاد و تقویت این آرایش، نقش دارند. افزایش سطح تعامل دستگاه های اجرایی، قانونگذاری، قضائی، مردمی و خصوصی برای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی و رونق تولید تنها در چهارچوب یک راهبرد رسانه‌ای قابل پیگیری است. احساس عدالت و افزایش قدرت تاب آوری مردم هم تنها از طریق رسانه محقق می‌شود که با نمایندگان محترم مجلس درباره آن مباحث جدی داشته‌ام. حتی در مباحث آسیب‌های اجتماعی، یکی از ظرفیت‌های کاهش این آسیب‌ها و پرونده‌های قضائی، می‌تواند تقویت پیام رسانی هنرمندانه از طریق رسانه‌ها باشد.

همه می‌دانیم که بخشی از بودجه فرهنگ در قالب یارانه به آنها پرداخت می‌شود. شما معمولاً بر تفکیک سهم یارانه نشریات استانی و افزایش نوبت‌های پرداخت به آنها تاکید دارید. پرسش اصلی این است که فلسفه یارانه نشریات چیست و چرا باید از منابع عمومی به رسانه‌های بخش خصوصی، پرداخت و فضای رقابتی را بر هم زد؟

یارانه، یک نوع مالیات منفی و هدف از پرداخت آن به رسانه‌ها، تخصیص بهینه منابع برای تولید محتواست. نشریه، خبر و هر نوع محتوای رسانه‌ای کالای خصوصی است، اما دولت وظیفه خود می‌داند که با یارانه به تخصیص بهینه منابع در رسانه‌ها کمک کند؛ چرا که بازار توانایی انجام این کار را ندارد. نباید فراموش کرد که فعالیت رسانه‌ای، دارای فایده گسترده اجتماعی است.. اتفاقاً در اقتصاد معمولاً کالاهایی که فایده اجتماعی آنها گسترده است، پایین‌تر از سطح بهینه تولید می‌شوند؛ چرا که بخش خصوصی چندان تمایلی به تولید آنها ندارد. به همین دلیل دولت با پرداخت یارانه باید هم میزان و هم کیفیت تولید رسانه‌ها را ارتقا دهد. پس در پرداخت یارانه فرض بر این است که علاوه بر مخاطبان خاص که از مطالعه رسانه فایده شخصی می‌برند، جامعه هم از فواید ضمنی آنکه با تغییرات مثبت در فرهنگ و رفاه مردم همراه است، استفاده می‌کند. یعنی قیمتی که مخاطبان یک رسانه حاضرند برای خرید یا اشتراک آن بپردازند، بر اساس نفع شخصی است؛ ولی جامعه از فایده خارجی رسانه‌ها بهره می‌برد که هزینه آن با دولت است؛ چون افراد با مصرف رسانه طوری تربیت می‌شوند که کارایی شأن افزایش پیدا کند. مثلاً وجدان کاری یا الگوی مصرف یا بهداشت عمومی را بهتر رعایت می‌کنند و اینها همه به نفع جامعه است‌. با همین استدلال در همه کشورهای پیشرفته، دولت از بخش رسانه و مطبوعات حمایت می‌کند.

با این حساب آیا همه رسانه‌ها باید یارانه دریافت کنند یا آنها که فایده گسترده اجتماعی و قدرت تأثیرگذاری بیشتری بر رفتار عمومی جامعه را دارند؟

در حال حاضر با ظهور فناوری‌های جدید ارتباطی، فضای رسانه‌ای، ذره‌ای و اتمیزه شده و هیچ رسانه‌ای حتی بزرگترین بنگاه‌ها به تنهایی اثرگذاری ندارند، بلکه تجمیع رسانه‌هاست که قدرت ایجاد می‌کند و منابع تأثیرگذار در افکار عمومی بسترهایی هستند که با تجمیع این داده‌ها بر جامعه و رشد آن اثر می‌گذارند.

تعرفه: وقتی از راه اندازی کسب و کار صحبت می‌کنیم، دو سوال کلیدی پیش روی‌مان قرار می‌گیرد:

(۱) آیا من ویژگی‌های یک کارآفرین را دارم؟

(۲) اگر این ویژگی‌ها را دارم، چه زمانی برای شروع کارآفرینی و راه اندازی کسب و کار خودم مناسب است؟

درباره‌ی زمان مناسب برای راه اندازی کسب و کار اختلاف‌نظرهای بسیاری وجود دارد. بعضی معتقدند که باید بسیار زود شروع کنید و هر یک روز که این کار را عقب بیندازید، بر حسرت آینده‌ی شما هم افزوده خواهد شد.

این افراد معمولاً کارآفرین‌های آمریکایی و به‌طور خاص، کارآفرین‌های مشهور سیلیکون‌ولی را مثال می‌زنند که با رها کردن درس و دانشگاه، به سراغ راه‌اندازی کسب و کار خود رفته‌اند.

در مقابل، عده‌ی دیگری معتقدند که تا چند سال کارمندی نکرده باشید، نمی‌توانید کارآفرین خوبی باشید. این افراد هم، مثال‌های خودشان را دارند و معمولاً گروهی از کارآفرینان ایرانی را مثال می‌زنند که سال‌ها با کارمندی و حتی کارگری گذرانده‌اند و سپس به سراغ راه انداختن کسب و کار خود رفته‌اند.

در این میان، به‌نظر می‌رسد که پاسخ این پرسش، برای همه یکسان نیست. یعنی نباید به شکل عمومی و مطلق به آن پاسخ داد و درباره‌ی این موضوع، حکم صادر کرد.

چه بسا پاسخ این سوال برای دو نفر که هم‌سن و سال هستند و کسب‌و‌کار مشابهی را هم در ذهن دارند، متفاوت باشد و باید به یک نفر توصیه کنیم که بشتابد و به دیگری بگوییم که فعلاً دست نگه دارد.

شاید باید بیشتر صبر کنید…

مهم‌ترین دستاورد صبر کردن این است که می‌تواند به تجمیع منابع کمک کند. باید با خودتان فکر کنید و ببینید چقدر برایتان می‌ارزد که بیشتر صبر کنید تا منابع بیشتری را انباشته کنید. اجازه بدهید برخی از این منابع را بررسی کنیم:

منابع مالی:

هر نوع فعالیت کارآفرینانه به پول و منابع مالی نیاز دارد. درست است که در نهایت، بخشی از این منابع از طریق وام‌ گرفتن یا جذب سرمایه‌ی سرمایه‌گذاران تأمین می‌شود، اما به هر حال باید «چیزی» وجود داشته باشد تا بتوان برای جذب سرمایه اقدام کرد.

به همین علت، یکی از سوال‌هایی که باید در ابتدای مسیر کارآفرینی از خودتان بپرسید این است که: آیا منابع مالی من برای شروع کسب و کار و اداره‌ی چند ماه اول آن کافی است؟

اگر با عقب انداختن راه‌اندازی کسب‌و‌کار (در حد چند ماه یا شاید یکی دو سال) می‌توانید آورده‌ی نقدی بیشتری داشته باشید، شاید بهتر است این گزینه را مد نظر قرار دهید.

البته استثنا همیشه وجود دارد. مثلاً ممکن است فردی را بشناسید که به شما بگوید حاضر است از نقطه‌ی صفر با شما شریک شود و کل آورده را تأمین کند. در این صورت احتمالاً انباشت منابع مالی برایتان کم‌اهمیت‌تر خواهد شد.

اما باز هم باید به‌خاطر بسپارید که وقتی کسی با دست خالی و فقط یک ایده وارد شراکت می‌شود، قدرت چانه‌زنی‌اش در تمام طول مسیر، تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

تعرفه: تعدادی از اندیشمندان و صاحب‌نظران دانش بازاریابی، عقیده دارند که تأکید مفهوم بازاریابی تنها بر تأمین نیازها و خواسته‌های مشتریان است و سلامت اجتماعی و جامعه جایگاهی در این فلسفه ندارد. آنها بر این باورند که مدیران سازمانها موظفند اهداف و مقاصد خود را گسترش دهند و ضمن آن تلاش کنند تا نیازها، خواسته ها و منافع بازارهای هدف خود را تعیین نمایند تا شرکتشان بتواند در مقایسه با شرکتهای رقیب این نیازها و خواسته ها را به صورت کارآمدتر و کاراتر تأمین نماید. این اقدامات به نوبه خود موجب خواهد شد که رفاه و تندرستی مشتری و جامعه فراهم شود. براساس مفهوم بازاریابی اجتماعی انتقادی که از مفهوم بازاریابی محض می شود این است که در مفهوم بازاریابی تضاد و تناقض بین نیازها و خواسته های کوتاه مدت و بلند مدت در نظر گرفته نمی شود. این تناقضات موجب می شود که بازاریابی اجتماعی جایگاه و اعتبار بالایی در نزد اندیشمندان و صاحب‌نظران بیابد.

براساس مفهوم بازاریابی اجتماعی، مدیران بازاریابی سازمان ها و شرکت های بزرگ ناگزیرند در تعیین خطر مشی های بازاریابی خود عوامل مهمی نظیر منافع شرکت، خواسته های مصرف کننده و منافع جامعه را مشترکاً مدنظر قرار دهند. شرکتها در ابتدا معتقد بودند هدف بازاریابی آنها در کوتاه مدت عبارت از کسب بازده بیشتر از سرمایه صاحبان سهام. اما آنها بعداً دریافتند که تأمین نیازها و خواسته های مشتریان و منافع جامعه در بلند مدت اهمیت فراوانی دارد. این امر منجر به تولد و ظهور بازاریابی اجتماعی شد و در حال حاضر بسیاری از شرکتها هنگام اتخاذ تصمیمات بازاریابی منافع جامعه را مورد توجه قرار می دهند. هدف بازاریابی اجتماعی آن است که با کمک اصول و فنون بازاریابی تجاری، به نیازها و خواسته های گروه مخاطب توجه و با کاهش موانع و ترغیب آنان برای انجام یک رفتار اجتماعی، رفتار مورد نظر در بین آنها رایج گردد. به عبارت ساده تر بازاریابی اجتماعی کاربرد فنون بازاریابی در مسائل اجتماعی است تا در افراد انگیزه انجام عمل یا رفتاری را که در نهایت برایشان سودمند است ایجاد نماید. از طرفی نیز بر اساس مطالعات کارشناسان مرکز بهداشت استان خراسان رضوی در سال ۱۳۸۷ بازاریابی اجتماعی دو هدف عمده دارد، اول: اینکه باید مشتریان کنونی محصولات و خدمات خود را حفظ نماید. دوم: مشتریان جدیدی را به سوی این محصولات و خدمات جلب کند. بنابر شکل زیر مفهوم بازاریابی اجتماعی ایجاب می کند بازاریابان در تعیین سیاست گذاری های بازاریابی بین ملاحظات سه گانه منافع شرکت، خواسته های مصرف کننده و منافع جامعه تعادل لازم را برقرار سازند.

ابعاد بازاریابی اجتماعی:

آندرسون بازاریابی اجتماعی را یک چشم انداز بلند مدت در برنامه ریزی می خواند و دانشمندان دیگر مفاهیم دیگری مانند مشتری مداری، یک فرآیند مبادله (داد و ستد) و غیره به آن نسبت داده اند.

الف) به عنوان یک فرآیند مشتری محور: در بازاریابی اجتماعی مشتری یک شرکت کننده (جزء) فعال در فرآیند تغییر رفتار است. در رویکرد مشتری مدارانه بازاریابی اجتماعی ما سوال نمی کنیم که “اشتباه مردم چیست و یا چرا آنها نمی خواهند بفهمند؟ ” بلکه می پرسیم: “اشتباه ما چیست و چرا ما در مورد مخاطبین خود درک مناسبی نداریم؟ “.

ب) به عنوان یک فرآیند مبادله (داد و ستد): بازاریابی اجتماعی رخ نمی دهد مگر اینکه دو یا چند جزء وجود داشته باشد تا بتوانند با یکدیگر ارتباط داشته و مبادله کنند. در اینجا منظور از مبادله، مبادله منابع یا ارزش ها بین دو یا چند نفر با منابع مختلف است. البته در بازاریابی اجتماعی این کالا یا پول نیست که مبادله می شود، بلکه نیاز، فکر، ایده و یادگیری است که مبادله می شود و در نهایت تغییر رفتار حاصل می گردد.

ج) به عنوان یک برنامه بلند مدت (راهبردی): فرآیند بازاریابی یک برنامه کامل و تدریجی است، با فرآیند تحقیقات شروع می شود و با تحقیقات (ارزشیابی) نیز به پایان می رسد. در این فرآیند برای کشف و حل مشکلات اجتماعی (مانند بیماری ها، رفتارهای پر خطر و…) از روش های تحلیل مشکل (SWOT) استفاده می گردد، لذا بازاریابی اجتماعی یک برنامه راهبردی است. در نهایت می توان گفت بازاریابی اجتماعی تأثیر رفتار را نه تنها در افراد بلکه در گروه ها و سازمانها دنبال می کند.

انتهای پیام/

تعرفه: به نظر شما تبلیغات چه اهمیتی دارد؟ چرا صاحبان کسب و کار باید آن را جدی بگیرند؟ با توجه به هزینه هنگفتی که شرکت های بزرگ صرف تبیلغات می کنند می توان آن را یکی از مهم ترین تدابیر بازاریابی و بقای کسب و کار در نظر گرفت. تبلیغات یکی از عوامل اصلی موفقیت شرکت ها در دنیای امروز محسوب می شود و نوع کسب و کار، نوع محصولات و خدمات و نحوه خرید را به مشتری نشان می دهد. با سرمایه گذاری روی تبلیغات می توان مسیر موفقیت شرکت را هموار کرد و در عین حال مشتری زیادی جذب نمود.

تبلیغات چیست؟

تبلیغات ابزاری برای ارتباطات بازاریابی است که یک فرد، سازمان یا نهاد تجاری برای تبلیغ یا فروش ایده، محصول یا خدمات مورد استفاده قرار می‌دهد که می تواند به شکل بصری یا صوتی باشد. این تبلیغات برای جلب توجه گروه خاصی از مردم یا جامعه انجام می شود و فقط هم محدود به حوزه کسب و کار نیست و اغلب توسط سازمان های غیر دولتی، سازمان های دولتی، احزاب سیاسی، سازمان های مذهبی و غیره نیز استفاده می شود. تبلیغات فقط با هدف ارائه یک محصول یا خدمات مصرفی صورت نمی گیرد، چراکه تبلیغاتی نیز داریم که اصلاً برای تبلیغات نیستند و اهداف دیگری را دنبال می کنند (نظیر تبلیغاتی که موسسات خیریه و گروه های سیاسی و مذهبی انجام می دهند و با هدف جمع کردن پول و کمک از مردم است). علاوه بر این، نوع دیگری از تبلیغات نیز وجود دارد که تبلیغات شرکتی است و به جای ارائه محصولات یا خدمات شرکت، روی معرفی و دستاورهای خود شرکت تمرکز دارد.

امروزه شرکت ها از انواع مختلف تبلیغات و انواع رسانه‌های تبلیغاتی برای دستیابی به اهداف شان استفاده می کنند. به عبارتی، تبلیغات امروزی از طریق رسانه های متعددی مانند مجلات، روزنامه ها، رادیو، تلویزیون، بیلبوردها، تبلیغات در وبلاگ ها، رسانه های اجتماعی، وب سایت ها و غیره انجام می شود. طبیعتاً اهمیت بسیار زیاد تبلیغات باعث شده است اکثر شرکت ها و کسب و کارها هر سال هزینه های زیادی را صرف این مسئله کنند.

اهمیت تبلیغات در چیست؟

۱-تبلیغات به معرفی کسب و کار جدید، خدمات یا محصولات نو کمک می کند.

وقتی کسب و کاری تازه کار خود را شروع کرده یا خدمات و محصولات جدیدی را راه اندازی نموده است، سریع ترین و کارآمد ترین راه برای معرفی آن به جامعه و مردم از طریق تبلیغات است. تبلیغات خوب و با کیفیت عالی می تواند کسب و کار یک شرکت را در بازه زمانی کوتاهی به مردم معرفی کند و به همین دلیل یکی از عوامل اصلی در بقای یک کسب و کار جدید به شمار می رود.

۲- تبلیغات باعث موفقیت در کسب و کار می شود.

یکی از عوامل پیشرفت و موفقیت سریع و چشمگیر کسب و کارها را می توان تبلیغات دانست چرا که بسیاری از شرکت ها از طریق همین تبلیغات توانسته اند در طول سال ها پله های ترقی را طی کنند. هر دو نوع تبلیغات کمی و کیفی می توانند کمک شایانی به کسب و کارهای جدید و قدیمی داشته باشند.

۳-تبلیغات باعث آگاه سازی جامعه نسبت به کسب و کار یا محصول می شود.

تبلیغات یکی از راه های اطلاع رسانی به جامعه در مورد محصولات یا خدمات است. از آنجا که تبلیغات در یک بازه زمانی خاص پخش می شود می تواند به طور مستمر مردم را از کسب و کار یک شرکت یا خدمات و محصولاتش مطلع کند.

۴-تبیلغات، تمایز محصولات را به مشتری نشان می دهد.

شرکت ها و کسب و کارها با استفاده از تبلیغات سعی می کنند تفاوت های بین محصولات خود و سایر محصولات را به مصرف کنندگان نشان دهند. با اینکه تبلیغات لزوماً برای مقایسه کالاها تهیه نمی شود اما خاصیت تبلیغات در این است که منحصر به فرد بودن و مزایای یک محصول یا خدمات خاص را برجسته کرده و آن را در ذهن مشتری ثبت می کند.

۵-تبلیغات به شرکت ها کمک می کنند خود، خدمات یا محصولات شان را به مشتری معرفی کنند.

هدف اصلی و مهم تبلیغات، معرفی محصولات یا خدمات است که باعث شناخت هر چه بیشتر مصرف کننده از پیشنهادات و خدمات یک شرکت می شود. علاوه بر این با کمک تبلیغات می توان میزان فروش را نیز افزایش داد.

۶-تبلیغات باعث جذب مشتری می شود.

هر چه افراد بیشتری از محصولات یا خدمات یک شرکت مطلع باشند، تمایل بیشتری برای حمایت از آن دارند. مطمئنا یک تبلیغ خوب به حدی تاثیرگذار است که مشتری را به خرید محصولات یا خدمات ترغیب می کند و در عین حال باعث می شود مشتری به استفاده از آن ادامه دهد. حفظ مشتری قطعاً از امتیازات برجسته تبلیغات به حساب می آید که شرکت های زیادی به دنبال آن هستند.

تعرفه: بدون بازاریابی، هیچ آینده ای برای یک کسب و کار وجود ندارد و در واقع فروش محصولات یا خدمات است که مشتری بالقوه را به مشتری بالفعل تبدیل میکند. پس به فروش به عنوان یک ورزش تیمی نگاه کنید که فروش و بازاریابی در کنار هم مثمر ثمر خواهند بود. در این مقاله قصد داریم ۹ روش بازاریابی موثر که باعث افزایش فروش می شوند را برای شما مطرح کنیم.

برای افزایش فروش جایی تبلیغ کنید که مخاطب هدف حضور دارد.

مشتریان معدودی صبح ها از خواب بیدار می شوند با این هدف که از خدمات یا محصولات شما استفاده کنند. مشتری معمولاً از وجود تجارت شما بی خبر است. پس برای جلب توجه مشتری باید جایی تبلیغ کنید که مخاطب هدف حضور دارد. برای این منظور باید بدانید که مخاطب تان از کدام رسانه اجتماعی استفاده می کند و به چه نوع محتوایی علاقه مند است.

در یک بازه زمانی بلند مدت تبلیغ کنید.

برای تبلیغات، یک بازه بلند مدت را در نظر بگیرید تا بتواند تأثیر خود را روی مخاطب بگذارد و در ذهن او جا بگیرد. خیلی وقت ها ممکن است عجله شما باعث شود که مخاطب هدف حتی تبلیغ شما را نبیند. پس وقتی از تأثیرگذاری تبلیغات خود مطمئن شدید می توانید به فکر امتحان یک تبلیغ جدید باشید.

برای افزایش فروش به شکلی منحصر به فرد تبلیغ کنید.

اگر قرار است به صورت آنلاین تبلیغ کنید، خود را فقط محدود به تبلیغات گوگلی و بنر و تبلیغات کلیکی نکنید. این روش ها کارایی خود را دارند اما مشتری عادت کرده است که اصلاً به این تبلیغات نگاه نکند. در واقع آنها در اینترنت به دنبال اطلاعات هستند و نه دیدن تبلیغات! پس به دنبال روش های دیگری برای تبلیغات نیز باشید.

تبلیغات موجز، کوتاه و موثر داشته باشید.

برای اثربخشی هر چه بیشتر یک تبلیغ باید تلاش کنید که کوتاه باشد،‌ سریع خوانده شود و در کوتاه ترین زمان مخاطب آنرا درک کند. طبق تحقیقات برای جذب مخاطب هنگام استفاده از اینترنت فقط ۸ ثانیه وقت دارید و اگر این فرصت طلایی را با گرافیک مبهم، صحبت های غیرضروری و غیره از دست دهید یعنی در تبلیغات خود شکست خورده اید. پیام تبلیغات خود را باید سریع و واضح ارائه کنید تا مخاطب در لحظه آنرا دریافت کند.

معیارهای تبلیغات خود را مشخص کنید.

باید برای تبلیغات خود، یکسری معیار مشخص کنید زیرا در غیر این صورت هدف تان از تبلیغ و نوع آن نامعلوم و گنگ می ماند و فقط پول تان را هدر داده اید.

از کلمات مشخص و گرافیک مرتبط استفاده کنید.

خیلی مهم است که گاهی اوقات کمی عقب تر بروید و از دور به کسب و کار و هدف تان فکرکنید و نیازها و خواسته های مشتری را در نظر بگیرید. به عنوان مثال،‌ چگونگی توصیف محصولات یا خدمات شاید برای شما قابل قبول باشد، اما شاید از نظر مشتری مبهم به نظر برسد و نتواند حق مطلب را ادا کند. آیا مشتری منظور شما را می فهمد؟ آیا مشتری می داند که در طول تبلیغات، چه چیزی به او ارائه می کنید؟ آیا محصول یا خدمات شما همان چیزی است که مشتری به آن نیاز دارد؟ پس با استفاده از کلمات مشخص و گرافیک مرتبط، منظور خود را به بهترین شکل ممکن بیان کنید.

مزایای خود را تبلیغ کنید.

به جای پرداختن به ویژگی ها و خصوصیت خدمات یا کالای مورد نظرتان،‌ مزایای آن را تبلیغ کنید. با اینکه ویژگی های یک محصول کم اهمیت نیستند، اما مشتری دوست دارد در همان وهله اول بداند که محصول یا خدمات شما چه مزایایی دارد. و  پس از آنکه از پیشنهاد شما راضی و خشنود شد، در مرحله بعد به دنبال نحوه کار و ویژگی های آن می رود. از آنجا که فضا و زمان محدودی برای تبلیغات دارید، ‌پس تمرکز خود را روی مزایا قرار دهید زیرا مشتری برای اطلاع از جزییات می تواند به وب سایت تان مراجعه کند.

تبلیغات راهی برای بررسی میزان واکنش مردم به کسب و کارتان است.

تبلیغات در واقع ابزاری مهم برای بررسی واکنش های مردم است و بعد از انتشار تبلیغات باید پیامدهای آن را رصد کنید و ببینید چه اتفاقی می افتد. به این ترتیب می توانید بفهمید که مخاطب هدف چه سلیقه و نیازهایی دارد و در ادامه روند فعالیت خود آنها را در تبلیغات خود لحاظ کنید.

برای افزایش فروش در زمان مناسب تبلیغ کنید.

موضوع زمان مقوله مهمی در تبلیغات به حساب می آید. چه زمانی مردم بیشتر دوست دارند تبلیغات شما را ببینند؟ بی دلیل نیست که گفته اند هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد. تبلیغات مناسب در زمان درست می تواند نتیجه مطلوب را رقم بزند، اما تبلیغ مناسب در زمان نامناسب نتیجه ای معکوس برای هر کسب و کاری خواهد داشت.

تعرفه: مشخص است که هم فروش و هم تبلیغات، زیرمجموعه­‌های بازاریابی هستند اما تبلیغات، بیشتر با بازاریابی اشتباه گرفته می‌­شود تا اینکه با فروش اشتباه گرفته شود. از این رو، برای روشن کردن سردرگمی‌ درمورد تفاوت بین بازاریابی و تبلیغات، دلایلی را تحلیل می‌­کنیم.

ابتدا باید درک کنیم چرا بازاریابی و تبلیغات وجود دارد:

چرا بازاریابی استفاده می‌­شود؟

هنگامی‌که یک کسب و کار رشد می‌­کند، آن‌ها می‌­خواهند مشتریان بیشتری را جذب کنند و همچنین مشتریان فعلی را حفظ کنند. در چنین زمانی، آن‌ها به بخش بازاریابی نزدیک می‌­شوند. بخش بازاریابی در امر تجزیه و تحلیل مشتریان و سپس تجزیه و تحلیل کسب و کار فعلی و تحلیل رقبا است و برای رسیدن به این هدف، بازاریابی در بسیاری از بعدهای مختلف کار می‌­کند:

  • نمای اول معمولا تحقیقات بازار است، که در آن بازاریابی تلاش می‌­کند مشتری داخل و خارج را درک کند. تلاش می‌­کند بازار وهمچنین نقاط قوت و ضعف آن را درک کند.
  • نمای دوم تبلیغات است که در آن بازاریابی، شرکت خود را تبلیغ می‌­کند و اینکه چگونه شرکت از رقبا جدا می‌­شود. نکته اینجا این است که برند را از سایرین و دستیابی به اهداف تبلیغاتی مختلف متفاوت می‌­سازد.
  • نمای سوم، فروش بیشتر محصولات در بازار است. درنتیجه، فعالیت­‌های فروش نیز بخشی از بازاریابی هستند. این به دلیل فروش­‌های بیش از یک مقطع فشار است و بر نتایج بسیار کوتاه مدت تمرکز دارد و به همین دلیل است که بیشتر شرکت‌ها فعالیت‌های فروش و بازاریابی جداگانه دارند. با این حال، مدیر تبلیغات و بازاریابی بطور کلی یک نفر خواهد بود.
  • نمای چهارم و یک نمای بسیارطولانی، برندسازی برای شرکت، برای مدیریت مشتریان و همچنین برای انجام فعالیت‌های مستمر است که بر بهبود شرکت از زمانی به زمان دیگر واقع می‌­شود. بازاریابی به‌طور طبیعی همه جانبه است و این مربوط به هم مشتریان درحال ورود و همچنین مشتریان درحال خروج است.

تعرفه: هر کسب و کاری برای گسترش، نیازمند بازاریابی یا مارکتینگ است. هم کسب و کار های قدیمی تر و شناخته شده تر نیازمند بازاریابی هستند، هم شرکت های تازه تاسیس و استارت آپ ها بدان نیازمندند. در تعریف شاید مفهوم بازاریابی با آنچه در ذهن عموم شکل گرفته تفاوت فاحشی داشته باشد. از نظر علمی مارکتینگ نوعی فرآیند است که بین توانایی های کسب و کار و نیازهای مشتریان، ارتباط و تعادل به وجود می آورد.

مفهوم بازاریابی یا مارکتینگ:

بازاریابی علم و هنری است که در گسترش و زنده ماندن کسب و کار ها نقش اساسی و بنیادین ایجاد می کند.

این فرآیند با روش ها و تکینک های علمی، نیازهای پاسخ داده نشده مشتریان را شناسایی کرده و  به کسب و کار ارجاع می دهد تا با ایجاد ارتباط دوسویه، در پی مطابقت سازی کسب و کار با نیاز مشتری باشد. البته این مطابقت سازی در راستای توان کسب و کار صورت می گیرد. به بیانی دیگر، بازاریابی بین نیاز مشتری و توان کسب و کار ایجاد ارتباط و تعادل می کند تا ازین طریق مشتری های قدیمی حفظ شوند و به شماره مشتریان جدید اضافه شود.

آیا مفهوم بازاریابی یا مارکتینگ در فروش خلاصه خواهد شد؟

 البته که پاسخ به این سوال منفی است و باید گفت جایگاه بازاریابی بسیار فراتر از فروش محصول می باشد. فروش تنها یکی از اهداف کوچک بازاریابی است.

طبق تعریف بازاریابی اقدامات و راهکار هایی است که کسب و کار به منظور افزایش مشتری و ترغیب او به خرید بیشتر و وفاداری وی، انجام می دهد. اما فروش به معنای دریافت وجه یا دریافت امضای مشتری برای ارائه خدمات یا محصولات به او می باشد.

علاوه بر آن باید گفت، فروش عملی است که در زمان اکنون صورت می گیرد اما بازاریابی فرآیندی بلند مدت است که باید  با برنامه ریزی و به صورت علمی و صحیح صورت گیرید تا بتواند بقاء کسب و کار را در آینده تضمین کند.

با توجه به تعریف فوق می توان دریافت که بازاریابی مفهومی بسیار گسترده تر از فروش است و اهداف نهایی بازاریابی، توسعه کسب و کار است.

ارتباط مارکتینگ و تبلیغات:

برای شناخت ارتباط بین مارکتینگ و تبلیغات بهتر است به مفهوم و معنای تبلیغات بپردازیم. تبلیغات نوعی پیام و محتوا است که به سمع و نظر مخاطب می رسد تا او را ترغیب به به استفاده از محصولات یا خدمات کسب و کار کند. تبلیغات با استفاده از ایجاد نیاز در مشتری و ترغیب او به خرید، باعث می شود مشتری وجه معینی را برای دریافت کالا یا خدمات، به کسب و کار بپردازد و ازین طریق ایجاد در آمد زایی نماید.

اما همانطور که گفتیم بازاریابی فرآیندی است که کسب و کار را با مشتری کرده و تبلیغات یکی از زیر مجموعه های بازاریابی است.

بازاریابی مجموعه گسترده از فعالیت ها ست:

مارکتینگ به مجموعه ای از فعالیت های کسب و کار گفته می شود که باعث ایجاد علاقه مشتریان به کسب و کار شده و با انجام این روش باعث ایجاد برتری نسبت به رقیبان می شود. بازاریابی از ریز بخش های مختلفی مانند:

  • تبلیغات، انواع و نحوه انجام آن
  • شناخت مشتریان و نیاز های آنان
  • نحوه و رویکرد مناسب پشتیبانی
  • و در نهایت جذب رضایت مشتری و تشویق او به خرید مجدد از کسب و کار، تشکیل شده است.
  • بازاریابی برای کسب موفقیت نیازمند توفیق در ریزبخش ها ست.

برای موفقیت، بخش مارکتینگ نیازمند است که تمام بخش های کوچکتر آن به درستی ایفای نقش کنند. این بخش ها شامل موارد زیر است:

  • شناخت درست و اصولی از بازار
  • تعیین و شناسایی مشتریان هدف
  • شناخت مشتری هدف و نیاز های آن
  • تعیین سیاست ها و استراتژی های فروش
  • ایجاد خدمات پشتیبانی مطلوب و با کیفیت
  • ایجاد ارتباط موثر بین کسب و کار و مشتری
  • تعیین قیمت مناسب با توجه به شناخت بازار و قیمت تمام شده محصول یا خدمات
  • ایجاد تبلیغات موثر و کارآمد
  • ایجاد روش های خلاقانه برای فروش بیشتر
  • رفع نیاز مشتری بر اساس توانایی های کسب و کار

تعرفه:  شماره یازدهم مجله اقتصادی، صنعتی و بازرگانی «دانستنی اقتصاد» مختص زمستان ۹۹ در ۷۴ صفحه منتشر شد.

رویکرد این شماره از نشریه نگاه به بحث مسئولیت اجتماعی از منظر مسئولیت شرکت ها و بنگاه های اقتصادی است.

گفتنی است فصلنامه «دانستنی اقتصاد» یک رسانه اجتماعی _ اقتصادی است که با هدف ارائه مطالب در جهت افزایش آگاهی مردم نسبت به مباحث کلان اقتصاد ملی و بین‌المللی و همچنین انعکاس دیدگاه‌های کارشناسان، مدیران و صاحب‌نظران اقتصادی منتشر می‌شود و می‌کوشد تأثیر مثبتی در ارتقاء اقتصاد پویا و توسعه محور ایجاد کند.

این شماره از فصلنامه «دانستنی اقتصاد» با قیمت ۱۵هزار تومان به چاپ رسیده و به روی پیشخوان رفته است.  همچنین در سایت این نشریه به آدرس www.ecofact.ir در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

انتهای پیام/