نوشته‌ها

شبکه پذیرش آگهی: بازاریابی رسانه‌های اجتماعی، یکی از روش‌های بازاریابی آنلاین است که در بستر شبکه های اجتماعی انجام می شود. بازاریابی در شبکه های اجتماعی انواع مختلفی دارد که با توجه به اهداف شرکت تدوین می شود. اهداف اصلی بازاریابی در رسانه های اجتماعی، تولید محتوای جذاب برای مخاطبان هدف، افزایش ترافیک وب سایت و جذب بیشتر مخاطب، افزایش آگاهی از برند(brand awareness) و ایجاد هویت برای برند در فضای شبکه های اجتماعی می باشد. بازاریابی رسانه های اجتماعی به کسب و کارها کمک می کند تا با مشتریان شان ارتباط بهتری برقرار کنند. مشتریان از طریق شبکه های اجتماعی می توانند با برندها صحبت کنند، نظرات و پیشنهادات خود را به آن ها بگویند. بازاریابی شبکه های اجتماعی ابزاری برای بدست آوردن ترافیک و توجه به طراحی وبسایت شما می باشد. در حقیقت، بازاریابی شبکه های اجتماعی یک تخصص در زمینه وب است. چگونگی جذب مخاطب و اتصال آن ها به کسب و کار یک رویه کاملا علمی و پیچیده است.

بازاریابی رسانه های اجتماعی چیست؟

فرآیند جذب مخاطب در راستای اهداف تجاری از طریق شبکه های اجتماعی را بازاریابی شبکه های اجتماعی یا سوشال مارکتینگ می گویند. بازاریابی در شبکه های اجتماعی می تواند با اهداف برندسازی یا فروش محصولات و خدمات صورت گیرد. از نتایج بسیار مهم بازاریابی از طریق شبکه های اجتماعی می توان به تبلیغات دهان به دهان(Word of Mouth) اشاره کرد که باعث افزایش اعتبار برند در فضای اجتماعی می شود. برای بازاریابی از طریق شبکه های اجتماعی ابتدا باید بهترین شبکه های اجتماعی متناسب با کسب و کار خود را انتخاب کنید و محتوای مناسب را در زمان مناسب در آن به انتشار بگذارید تولید محتوای هدفمند، در بلندمدت می تواند نتایج بسیار خوبی به همراه داشته باشد و موجب افزایش محبوبیت برند در فضای شبکه های اجتماعی شود.

از شبکه های اجتماعی پر طرفدار در سراسر جهان می توان به شبکه اجتماعی فیس بوک، توییتر و اینستاگرام اشاره کرد. به طور مثال شبکه اجتماعی فیس بوک، امکان ایجاد صفحه تجاری رایگان را فراهم می کند و می توان بدون هیچ گونه محدودیتی هر تعداد لینک تبلیغاتی را در این صفحات قرار داد. شبکه اجتماعی اینستاگرام، تنها امکان قرار دادن عکس و متن های کوتاه را فراهم می کند. این شبکه اجتماعی برای کالاهایی که تصاویر جذاب دارند بهتر عمل می کنند. شبکه اجتماعی توییتر، امکان فرستادن متن های کوتاه و لینک را می دهد. از این شبکه اجتماعی پر طرفدار می توان برای همه گیر کردن شعارهای تبلیغاتی استفاده کرد.

بازاریابی از طریق شبکه ها یا رسانه های اجتماعی برای هر کسب و کاری ضروری است؛ زیرا از طریق آن می توان با انتشار آگاهانه هر پست بلاگ، تصویر، ویدئو و توییت مخاطبان بیشتری را جذب کرد و ارتباط با مشتریان را بهبود بخشید. همچینین، رفتار کاربران فعال در شبکه های اجتماعی قابل تحلیل هست و بلافاصله و بی واسطه در اختیار آنالیزورهای شبکه های اجتماعی قرار می گیرد و می تواند به سرعت به بهبود عملکرد بازاریابی کمک کند. بازاریابی شبکه های اجتماعی با کمترین هزینه، بازدید کنندگان وب سایت را افزایش می دهد. بازاریابی شبکه های اجتماعی می تواند در کنار سایر تکنیک های بازاریابی مبتنی بر وب مانند بازاریابی ایمیلی، تبلیغات اینترنتی، بازاریابی محتوا، وب برندینگ، تبلیغات کلیکی و … یکی از گزینه های جذب بازدید کننده به وب سایت باشد که این در نتیجه، تاثیر مستقیمی بر سئوسایت و بهینه سازی وب سایت خواهد گذاشت.

نکات مهم در بازاریابی رسانه های اجتماعی:

آماده‌اید یک بازاریابی در رسانه‌های اجتماعی ایجاد کنید و استراتژی Social Media Marketing خود را داشته باشید؟ اینجا به مهم ترین نکات راه اندازی کمپین‌های رسانه‌های اجتماعی می‌پردازیم.

برنامه محتوای رسانه‌های اجتماعی

پیش از این به شما توصیه کردیم که تعیین یک برنامه یا نقشه در بازاریابی رسانه‌های اجتماعی یک امر ضروری است.

به همین منظور، کلمات کلیدی در موتور جستجو را در نظر بگیرید. بر این اساس محتوایی تولید کنید که مخاطبان نهایی را تحت تاثیر قرار دهید.

منظم و طبق برنامه فعال باشید

اگر می‌خواهید بازاریابی آنلاین شما پایدار بماند، باید محتوای مناسبی در بازاریابی رسانه‌های اجتماعی استفاده کنید.

بنابراین سعی کنید به صورت منظم در صفحات اجتماعی پست بگذارید. همچنین اطلاعات ارزشمند و مفیدی در اختیار مشتریان خود قرار دهید تا آنان را علاقمند کند.

ممکن است محتوایی که در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارید شامل تصاویر، ویدیو، اینفوگرافی و اطلاعات مفید دیگر باشد.

یک تصویر برند ثابت بسازید

حضور در رسانه‌های اجتماعی کمک می‌کند تا تصویر برند شرکت شما در رسانه‌های اجتماعی گوناگون مشاهده و شناخته شود.

هر رسانه اجتماعی محیط و هدف مخصوص خود را دارد، با این حال برند شما در هر زمینه و محتوایی که فعالیت می‌کند، باید یک تصویر ثابت ارائه کند.

ترویج محتوا از طریق رسانه‌های اجتماعی

بازاریابی رسانه‌های اجتماعی یک کانال مناسب به منظور اشتراک گذاری محتویات وب سایت و وبلاگ با کاربران است.

هنگامی که یک صفحه پایدار در یک رسانه اجتماعی ارائه کردید، می‌توانید تمام محتوایات جدید خود را پست کنید و مطمئن شوید که کاربران محتوای شما را می‌خوانند.

علاوه بر این، محتوای عالی وبلاگ تاثیر بسزایی در افزایش دنبال کننده (فالوئر) دارد. به همین دلیل بازاریابی محتوا و بازاریابی رسانه‌های اجتماعی بر یکدیگر تاثیر دارند.

بررسی میزان موفقیت با گوگل آنالیتیکس (Google Analytics)

شما نمی‌توانید با استفاده از اطلاعات، میزان موفقیت بازاریابی رسانه‌های اجتماعی شرکت خود را بررسی کنید.

گوگل آنالیتیک یک ابزار مفید در بازاریابی رسانه‌های اجتماعی است که شما می‌توانید میزان موفقیت یک تکنیک یا استراتژی را تعیین کنید.

همچنین با استفاده از گوگل آنالیتیک متوجه می‌شوید که کدام استراتژی به پیشرفت شرکت و بازاریابی رسانه‌های اجتماعی کمک می‌کند.

از گوگل آنالیتیک در هر رسانه اجتماعی استفاده کنید تا متوجه شوید که کدام محتوای اجتماعی، تاثیر بسزایی بر مخاطبان دارد.

مدیریت بحران رسانه اجتماعی

همیشه وضعیت یک برند در رسانه‌های اجتماعی ثابت نمی‌ماند. چرا که شرایط همیشه در حال تغییر و نوسان است.

بنابراین بهتر است یک دفترچه راهنما در شرکت قرار دهید تا کارمندان در شرایط ضروری از آن استفاده کنند و بحران را مدیریت کنند.

شناخت مخاطبان (Persona)

کلید موفقیت در تولید محتوا و بازاریابی رسانه‌های اجتماعی شناخت مخاطبان و مشتریان بالقوه است. شما می‌توانید مخاطبان خود را از طریق لایک و کامنت‌ها (نظرات) در صفحه اجتماعی برند خود بشناسید.

بنابراین سعی کنید یک پرسونا(یک شخصیت ساختگی است که بر اساس تحقیقات و داده‌های یک شرکت طراحی می‌شود. در واقع پرسونا کاربران مختلف و فرضی که از خدمات، تولیدات، وب سایت یا برند استفاده می‌کنند را معرفی می‌کند.) تهیه کنید.

شناخت پرسونا کمک می‌کند تا دنبال کنندگان (فالوئرها) و مشتریان خود را به عنوان یک فرد حقیقی با نیاز و خواسته‌های واقعی بشناسید.

ایجاد انگیزه

خاص بودن برند و تولیدات شما اهمیت بسیاری دارد. در واقع زمانی موفق می‌شوید که خلاقیت‌تان را افزایش دهید و توجه مخاطبان را جلب کنید.

با این حال می‌توانید از داستان موفقیت تجارت‌های بزرگ تجربه کسب کنید و انگیزه ایجاد کنید. شما می‌توانید از این تجربیات به عنوان یک نمونه تحقیقی استفاده کنید.

بنابراین با این روش می‌توانید اهداف جدیدی تعیین کنید و تولیدات خود را به روز کرده و ارتقاء بخشید. استفاده از تجربیات دیگران، مسیر شما را هموارتر می‌کند.

انتهای پیام/

شبکه پذیرش آگهی: این روزها تقریبا همه‌ی ما حداقل در یکی از شبکه‌های مجازی عضو هستیم و روزانه بخشی از زمان‌مان را به آن اختصاص می‌دهیم. رونق شبکه‌های اجتماعی و سرویس‌های پیام‌رسان نظیر اینستاگرام، تلگرام، فیس‌بوک، توئیتر و …در زندگی شخصی همه‌ی ما به نوعی اثر گذاشته است. اما امروز می‌خواهیم از تاثیر آنها روی کسب و کار و بازاریابی حرف بزنیم. شبکه‌های اجتماعی اگر هوشمندانه مورد استفاده قرار بگیرند، کمک زیادی به رونق کسب و کار شما و در نهایت افزایش فروشتان می‌کنند. کسب و کارتان هر چند کوچک و نوپا هم که باشد، اگر به این شبکه‌ها، کارکرد آنها و تولید محتوای مناسب مسلط باشید آینده‌ی روشنی برای شغلتان رقم زده‌اید.
اگر یک بازاریاب در شبکه‌های اجتماعی هستید، قبل از هر چیزی بهتر است در تمام شبکه‌های اجتماعی عضو شوید، با ساز و کار آنها آشنا شوید و کسب و کارهای مشابه به خودتان را زیر نظر بگیرید. نقاط ضعف و قوت خودتان را بشناسید و  با توجه به کارتان یک طرح بریزید. در ادامه با الی گشت همراه باشید تا با مرور نکات زیر، با مهارت بیشتری به بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی بپردازید.

با ساز و کار شبکه‌های اجتماعی آشنا شوید

با اینکه به مجموعه‌ای از اینستاگرام، فیس بوک، توئیتر و … شبکه‌های مجازی می‌گویند اما ساز و کار آنها زمین تا آسمان با هم فرق می‌کند. برای آشنایی با جزئیات آنها مقالات زیادی در حوزه بازاریابی هر کدام نوشته شده است که مطالعه آنها کمک خوبی بهتان می‌کند. از طرفی آنچه که مهم است روند شما در این شبکه‌ها برای نگه داشتن مخاطبینتان است، برای مثال چرا مخاطب شما باید در لیست کسانی که شما را دنبال می‌کند بماند؟ شما برای او چه فایده‌ای دارید؟ اینجاست که باید هوشمندانه مطالبی تولید کنید که مخاطب لذت ببرد و گزینه آنفالو کردن شما را بیخیال شود. این شبکه‌ها ماهیت ارتباطی دارند و همواره به یاد داشته باشید تا ارتباط درستی شکل نگیرد اعتمادی هم به وجود نمی‌آید! اعتماد هم که نباشد، کار حسابی برایتان سخت می‌شود.
یکی از راه‌های اعتمادسازی در شبکه‌های اجتماعی و نگهداری ارتباط با مخاطب‌هایتان، پاسخ دادن به سئوال‌های آنهاست. برای بسیاری از افراد کامنت گذاشتن در این شبکه‌ها راحت‌تر از تماس گرفتن است، شما نیز با همان روش کامنت، پاسخ آنها را دهید. اگر بدانید در کنار پاسخ دادن، دیدن اینکه شما به آنها اهمیت داده‌اید چه حس خوبی در آنها ایجاد می‌کند، همین حالا سراغ کامنتهایشان می‌رفتید.

جذاب بنویسید تا جذاب دیده شوید

برای خوب نوشتن باید خوب بخوانید. در نوشته‌هایتان دست از جملات کلیشه‌ای بردارید که تنها ضرر است و وقت هدر دادن! مردم از حرف‌ها و نوشته‌های تکراری و خیلی رسمی فراری هستند، پس باید چیزی بنویسید که گوشه‌ای از ذهن مخاطب را درگیر کنید. طوری بنویسید که اگر متن را روبروی شما گذاشتند، خودتان تمایل به خواندن آن داشته باشید. ممکن است بگوئید من نویسنده نیستم و یک بازاریابم! باید بگوئیم دقیقا و نوشته‌ی شما ابزار خوبی برای بالا رفتن فروش شماست! متن شما باید در عین خلاق بودن، به وضوح کار و هدف شما را مشخص کند. به ترغیب کردن مخاطبتان فکر کنید، چرا باید مشتری متن شما را بخواند و از شما خرید کند؟ آیا صرفا با به به و چه چه کردن می‌توانیم مشتریانمان را راضی کنیم؟ به یاد داشته باشید در حال حاضر کاری که شما می‌خواهید انجام بدهید را خیلی‌ها انجام داده‌اند، مهم این است شما آن را خلاقانه انجام دهید.

عکس خوب، حس خوب ایجاد می‌کند

دوره متن‌های طولانی و خسته کننده گذشته است. حالا عکس و فیلم هستند که می‌توانند آنچه که در ذهن شماست را برای مخاطبتان زنده کنند. متن‌هایی که همراه با عکس هستند، چیزی حدد ۹۴ درصد بیشتر از متن‌های بدون عکس خوانده می‌شوند و به اشتراک گذاشته می‌شوند! حالا تصور کنید یک عکس خوب و غیر کلیشه‌ای مربوط به محصولتان در کنار متن شما قرار بگیرد. تصویری که خلاقانه برای پیدا کردن آن وقت گذاشته‌اید. بدیهی برای شبکه‌ای مثل اینستاگرام که ماهیتش عکس محور است و یا تلگرام که احتمال پخش آن بیشتر است، باید زمان بیشتری صرف پیدا کردن و طراحی عکس کنید.

بازار کارتان را بشناسید

آدم‌های زیادی هستند که کاری مشابه شما را دارند و در شبکه‌های اجتماعی به دنبال افزایش فروش هستند. رقبایی سرشار از تجربه! آنها را زیر نظر بگیرید، ایده‌هایشان را بسنجید، قیمت‌ها، تخفیف‌ها و نظرسنجی‌هایشان را مطالعه کنید تا در نهایت متوجه علت محبوبیت و عدم محبوبیت آنها شوید.
در آخر با پرورش مهارت‌های خودتان، در شبکه‌های مجازی خلاقانه بازاریابی کنید تا به عنوان یک فروشنده محبوب شناخته شوید.

انتهای پیام/

بازاریابی ازدیدگاه مدیریت ارتباط مشتری CRM

به منظور پوشش ادبیات عملکرد بازاریابی و اهمیت آن در پی آن هستیم که با استفاده از روش های کیفی شاخص ها و سنجه های کلیدی عملکرد بازاریابی را مشخص و از دیدگاهای متفاوت به بررسی آن بپردازیم. لذا به بررسی بازاریابی ازدیدگاه مدیریت ارتباط مشتری CRM و رابطه مدیریت ارتباط با مشتری با عملکرد بازاریابی و از طرفی دیگر به بررسی تأثیربنیان های بازاریابی رابطه مند بر وفاداری مشتریان در بانک های خصوصی و دولتی می پردازیم .

crm

در ساختار کلی پژوهش ابعاد مشتری ،برند ، بازار ، نو آوری و بعد مالی در تعیین عملکرد بازاریابی تعیین می شود و در ادامه crm به عنوان مدلی مشتری مدار از چهار جنبه مشتریان اصلی ،سازمان مدیریت ارتباط مشتری،مدیریت دانش و فناوری و ارتباطش با عملکرد بازاریابی ،ارزیابی می گردد.

در ادامه چگونگی تأثیر بنیان های بازاریابی رابطه مند بر ایجاد مشتریان وفادارآزموده می گردد.این پژوهش از حیث نوع توصیفی پیمایشی می باشد و از جنبه کاربردی می باشد .

جامعه آماری بخشی از خبرگان بازاریابی و امور بانکی – جهت تدوین پرسشنامه می باشد و پرسشنامه در بین مشتریان بانک های خصوصی و دولتی و کارکنان بانک ها توزیع و جمع آوری گردید .یافته ها حاکی از آن است که ،ابعاد مالی و مشتری تأثیر بیشتری بر عملکرد بازاریابی را دارند .

نتایج این پژوهش نشان می دهند که نه تنها بانک ها فناوری crm را کمتر مدنظر دارند بلکه حتی با منطق crm بیگانه اند. متغیرهای مدیریت دانش و فناوری دارای میانگین پایینتری هستند و این موضوع نشانگرآن است که crm یعنی مشتری کلیدی و سازمان crm وضعیت نامطلوب تری دارند.

همچنین نتایج تحقیق در خصوص بررسی رابطه عوامل تشکیل دهنده مدیریت روابط مشتری و وفاداری مشتریان، بیانگر آن است که در بانک دولتی به ترتیب الویت اعتماد، مدیریت تعارض، تعهد و ارتباطات بر وفاداری مشتریان تاثیر داشته اندو به طور نسبی بهترین عملکرد بانک در زمینه اعتماد سازی بوده، اما در زمینه مدیریت تعارض و ارتباطات و تعهد، عملکرد بانک در حد متوسط بوده و همچنین در زمینه ایجاد وفاداری عملکرد بانک دولتی متوسط ارزیابی شده است .

در بانک خصوصی نیز ترتیب الویت متغیرهای تأثیر گذار بر وفاداری مشتریان شامل مدیریت تعارض سپس اعتماد و تعهد با تأثیری برابر، ولی متغیر ارتباطات تأثیر معناداری بر وفادار ی مشتریان در بانک خصوصی نداشته است .

منبع: سایت استاد خویه

گردآوری‌شده توسط شبکه پذیرش آگهی

تعرفه: بسیاری از مدیران بنا به ماهیت شغل و حرفه‌شان نمی‌توانند از روش‌های پرهزینه‌ی بازاریابی و تبلیغاتی برای معرفی شرکت خود و محصولات‌شان استفاده کنند.

بر این اساس استفاده از روش‌های کم‌هزینه برای مدیران بازاریابی این کسب و کارها یک ضرورت حیاتی است. در این اثر سعی شده روش های کم‌هزینه‌ای معرفی شوند که برای هرکسی در هرحرفه و شغلی می‌تواند مفید باشد.
در ادامه ۹ روش مطمئن و کم‌هزینه برای بازاریابی موفق آمده است :
۱. بهترین آگهی‌های‌تان را به صورت کارت چاپ کرده و برای مشتریان در بازار هدف ارسال کنید.

مشتریان کارت‌هایی را می‌خوانند که کوتاه و خلاصـه باشد. یک آگهی کوچک روی یک کارت پستال می‌تواند بازدیدکنندگان زیـادی را به وب‌سـایت شما بیاورد و این خـود می‌تـواند باعث افـزایش فـروش شـود. هزینه‌ی این کار معمولاً زیاد نیست.

۲. یک روش بازاریابی برای همیشه و برای همه‌ی کسب و کارها موفق نیست، بنابراین روش‌های بازاریابی خود را مرتب عوض کنید و در استفاده از این روش‌ها خلاق باشید.

اگر متن آگهی شما عوض نشود مشتریان شما خسته می‌شوند، البته خود شما هم از این تکرار خسته خواهید شـد. بـازاریابی می‌تواند مفرح باشد اگر از مزیت‌های اسـتفاده از روش‌های متنوع بازاریابی برای برقراری ارتباط با مشتریان خود استفاده کنیـد.

در انتخاب روش‌های بازاریابی خـود دقت کنیـد. همیشه برای یک بازاریابی موفق باید بر اساس یک طرح بازاریابی عمل کرد. سعی کنید در طرح بازاریابی خود از روش‌های متنوع استفاده کنید. همیشه نظـر مشـتریان خـود را در مورد روش‌هایی که به کار برده‌اید جویا شوید. این نظریات می‌توانند موفقیت طرح بازاریابی شما را تضمین کنند.

۳. به مشتریان برای یافتن محصولات و خدمات مناسب کمک کنید.

اگر می‌خواهید برای مشتری خـود بروشـور معرفی محصولات بفرستید، می‌توانید بروشور یا کارت محصول یا خدماتی را بفرستید که فکر می‌کنید برای مشتری شما مفید است. این کار می‌تواند به مشتری شما در یافتن محصولات مناسب کمک زیادی بکند و مشتری شما را راضی نگه دارد. اگر نگران فروش محصول خود هستید، می‌توانید قبل از این کار با تولید کننده‌ی آن محصول هماهنگی کنید و از این فرصت استفاده کنید. مثلاً درصدی از فروش را برای خود در نظر بگیرید یا اینکه تخفیف خاصی را برای مشتری خود از فروشنده بگیرید.

۴. جواب تلفن‌های خود را متفاوت بدهید.

سعی کنید سفارش‌های خاصی را در هر مکالمه‌ی تلفنی، به مشتری ارائه کنید. به عنوان مثال می‌توانید بگویید روز بخیر؛ من … هستم. از من درباره‌ی خدمـات جدید سؤال کنید. با این پیام، تلفن‌کننده با دریافت پیام، علاقه‌مند می‌شود یا ناگزیر است که از شما در مورد این خدمات سؤال کند.

بیشتر شرکت‌ها پیام‌هـایی از پیش ضبط شده دارنـد کـه وقـتی مشتری پشت خط می‌مانـد آن را بـرای مشـتری پخش می‌کنند. شما می‌توانید این کار را خودتان انجام دهید. از نظر مشتری تفاوتی ندارد که این پیام از قبل ضبط شده یا اینکه زنده ارائه شده است.

برای استفاده از این روش مطمئن شوید که پیام شما برای مشتریان جذاب باشد. اگر مشتری شما از راه دور تماس می‌گیرد، با ارائه آگهی‌های طولانی، وقت و پول مشتری خود را به هدر ندهید.

۵. استفاده از دست‌نوشته.

سعی کنید در تمام نامه‌هایی که برای مشتری خود می‌فرستید، از دست‌نوشته و یا مُهرهای مخصوص یا برچسب‌های خاص استفاده کنید. توجه داشته باشید که دست نوشته‌ی روی نامه در اولین بار که نامه دیده می‌شود خوانده می‌شوند. به خاطر داشته باشید این نوشته‌ها در صـورتی بـه طـور کـامل خوانـده می‌شوند که خلاصه و کوتاه باشند به طوری‌که بیننده بتواند آن را درکمتر از ده ثانیه بخواند.

۶. یک پیشنهاد فروش برای مشتری خود بفرستید که تازه از شما خرید کرده است.

اگر به عنوان مثال مشتری شما لباسی از شما خریده است، می‌توانید نامه‌ای برای او بفرستید و ضمن تشکر از خرید قبلی به اطلاع او برسانید که برای خـرید بعـدی به طـور مثال از تخفیف ۲۰ درصدی برخوردار است. برای اینکه بتوانید این پیشنهاد را به فروش نزدیک کنید، برای پیشنهاد خود زمان تعیین کنید.

۷. خبرنامه.

آیا می‌دانید هزینه‌ی فروش به یک مشتری جدید شش برابر بیشتر از فروش به مشتری قدیمی است؟ شما با استفاده از خبرنامه می‌توانید بازاریابی را بر روی مشتریان قدیمی خود متمرکز کنید. اگر هزینه‌ی خبرنامه‌ی چاپی برای شما زیاد است، می‌توانید با استفاده از پست الکترونیک این کار را با هزینه‌ی بسیار پایینی انجام دهید. در خبرنامه می‌توانید همیشه پیشنهاد فروش ویژه‌ای را به مشتری قبلی خود ارائه کنید.

۸. بازاریابی مشترک.

اگر فکر می‌کنید به تنهایی قـادر بـه تحـمل هزینه‌ی بـازاریابی نیستید، به دنبال شریکی باشیدکه محصول او هم مناسب مشتری شماست یا اینکه محصـولات شـما مکمل یکدیگرند. با ارائه‌ی طرح بازاریابی مشترک می‌توانید در هزینه‌های بازاریابی صرفه‌جویی کنید. علاوه بر این، با این روش خدمات بهتری را هم به مشتریان خود ارائه می‌کنید.

۹. بروشورها و آگهی‌های خود را در تمام نامه‌های ارسالی شرکت قرار دهید.

این کار هزینه‌ی زیادی برای شما ندارد و شما از نتیجه‌ی کار قطعاً متعجب خواهید شد که ببینید این پیشنهادهای شما به دست چه افرادی می‌رسد و سفارش خرید به شما می‌دهند.

اگر فکر می‌کنید به تنهایی قادر به تحمل هزینه‌ی بازاریابی نیستید، به دنبال شریکی باشیدکه محصول او هم مناسب مشتری شماست یا اینکه محصولات شما مکمل یکدیگرند.

توصیه طلایی : روش های بازاریابی خود را مرتب عوض کنید و در استفاده از این روش‌ها خلاق باشید.

تعرفه: وقتی از راه اندازی کسب و کار صحبت می‌کنیم، دو سوال کلیدی پیش روی‌مان قرار می‌گیرد:

(۱) آیا من ویژگی‌های یک کارآفرین را دارم؟

(۲) اگر این ویژگی‌ها را دارم، چه زمانی برای شروع کارآفرینی و راه اندازی کسب و کار خودم مناسب است؟

درباره‌ی زمان مناسب برای راه اندازی کسب و کار اختلاف‌نظرهای بسیاری وجود دارد. بعضی معتقدند که باید بسیار زود شروع کنید و هر یک روز که این کار را عقب بیندازید، بر حسرت آینده‌ی شما هم افزوده خواهد شد.

این افراد معمولاً کارآفرین‌های آمریکایی و به‌طور خاص، کارآفرین‌های مشهور سیلیکون‌ولی را مثال می‌زنند که با رها کردن درس و دانشگاه، به سراغ راه‌اندازی کسب و کار خود رفته‌اند.

در مقابل، عده‌ی دیگری معتقدند که تا چند سال کارمندی نکرده باشید، نمی‌توانید کارآفرین خوبی باشید. این افراد هم، مثال‌های خودشان را دارند و معمولاً گروهی از کارآفرینان ایرانی را مثال می‌زنند که سال‌ها با کارمندی و حتی کارگری گذرانده‌اند و سپس به سراغ راه انداختن کسب و کار خود رفته‌اند.

در این میان، به‌نظر می‌رسد که پاسخ این پرسش، برای همه یکسان نیست. یعنی نباید به شکل عمومی و مطلق به آن پاسخ داد و درباره‌ی این موضوع، حکم صادر کرد.

چه بسا پاسخ این سوال برای دو نفر که هم‌سن و سال هستند و کسب‌و‌کار مشابهی را هم در ذهن دارند، متفاوت باشد و باید به یک نفر توصیه کنیم که بشتابد و به دیگری بگوییم که فعلاً دست نگه دارد.

شاید باید بیشتر صبر کنید…

مهم‌ترین دستاورد صبر کردن این است که می‌تواند به تجمیع منابع کمک کند. باید با خودتان فکر کنید و ببینید چقدر برایتان می‌ارزد که بیشتر صبر کنید تا منابع بیشتری را انباشته کنید. اجازه بدهید برخی از این منابع را بررسی کنیم:

منابع مالی:

هر نوع فعالیت کارآفرینانه به پول و منابع مالی نیاز دارد. درست است که در نهایت، بخشی از این منابع از طریق وام‌ گرفتن یا جذب سرمایه‌ی سرمایه‌گذاران تأمین می‌شود، اما به هر حال باید «چیزی» وجود داشته باشد تا بتوان برای جذب سرمایه اقدام کرد.

به همین علت، یکی از سوال‌هایی که باید در ابتدای مسیر کارآفرینی از خودتان بپرسید این است که: آیا منابع مالی من برای شروع کسب و کار و اداره‌ی چند ماه اول آن کافی است؟

اگر با عقب انداختن راه‌اندازی کسب‌و‌کار (در حد چند ماه یا شاید یکی دو سال) می‌توانید آورده‌ی نقدی بیشتری داشته باشید، شاید بهتر است این گزینه را مد نظر قرار دهید.

البته استثنا همیشه وجود دارد. مثلاً ممکن است فردی را بشناسید که به شما بگوید حاضر است از نقطه‌ی صفر با شما شریک شود و کل آورده را تأمین کند. در این صورت احتمالاً انباشت منابع مالی برایتان کم‌اهمیت‌تر خواهد شد.

اما باز هم باید به‌خاطر بسپارید که وقتی کسی با دست خالی و فقط یک ایده وارد شراکت می‌شود، قدرت چانه‌زنی‌اش در تمام طول مسیر، تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

تعرفه: تعدادی از اندیشمندان و صاحب‌نظران دانش بازاریابی، عقیده دارند که تأکید مفهوم بازاریابی تنها بر تأمین نیازها و خواسته‌های مشتریان است و سلامت اجتماعی و جامعه جایگاهی در این فلسفه ندارد. آنها بر این باورند که مدیران سازمانها موظفند اهداف و مقاصد خود را گسترش دهند و ضمن آن تلاش کنند تا نیازها، خواسته ها و منافع بازارهای هدف خود را تعیین نمایند تا شرکتشان بتواند در مقایسه با شرکتهای رقیب این نیازها و خواسته ها را به صورت کارآمدتر و کاراتر تأمین نماید. این اقدامات به نوبه خود موجب خواهد شد که رفاه و تندرستی مشتری و جامعه فراهم شود. براساس مفهوم بازاریابی اجتماعی انتقادی که از مفهوم بازاریابی محض می شود این است که در مفهوم بازاریابی تضاد و تناقض بین نیازها و خواسته های کوتاه مدت و بلند مدت در نظر گرفته نمی شود. این تناقضات موجب می شود که بازاریابی اجتماعی جایگاه و اعتبار بالایی در نزد اندیشمندان و صاحب‌نظران بیابد.

براساس مفهوم بازاریابی اجتماعی، مدیران بازاریابی سازمان ها و شرکت های بزرگ ناگزیرند در تعیین خطر مشی های بازاریابی خود عوامل مهمی نظیر منافع شرکت، خواسته های مصرف کننده و منافع جامعه را مشترکاً مدنظر قرار دهند. شرکتها در ابتدا معتقد بودند هدف بازاریابی آنها در کوتاه مدت عبارت از کسب بازده بیشتر از سرمایه صاحبان سهام. اما آنها بعداً دریافتند که تأمین نیازها و خواسته های مشتریان و منافع جامعه در بلند مدت اهمیت فراوانی دارد. این امر منجر به تولد و ظهور بازاریابی اجتماعی شد و در حال حاضر بسیاری از شرکتها هنگام اتخاذ تصمیمات بازاریابی منافع جامعه را مورد توجه قرار می دهند. هدف بازاریابی اجتماعی آن است که با کمک اصول و فنون بازاریابی تجاری، به نیازها و خواسته های گروه مخاطب توجه و با کاهش موانع و ترغیب آنان برای انجام یک رفتار اجتماعی، رفتار مورد نظر در بین آنها رایج گردد. به عبارت ساده تر بازاریابی اجتماعی کاربرد فنون بازاریابی در مسائل اجتماعی است تا در افراد انگیزه انجام عمل یا رفتاری را که در نهایت برایشان سودمند است ایجاد نماید. از طرفی نیز بر اساس مطالعات کارشناسان مرکز بهداشت استان خراسان رضوی در سال ۱۳۸۷ بازاریابی اجتماعی دو هدف عمده دارد، اول: اینکه باید مشتریان کنونی محصولات و خدمات خود را حفظ نماید. دوم: مشتریان جدیدی را به سوی این محصولات و خدمات جلب کند. بنابر شکل زیر مفهوم بازاریابی اجتماعی ایجاب می کند بازاریابان در تعیین سیاست گذاری های بازاریابی بین ملاحظات سه گانه منافع شرکت، خواسته های مصرف کننده و منافع جامعه تعادل لازم را برقرار سازند.

ابعاد بازاریابی اجتماعی:

آندرسون بازاریابی اجتماعی را یک چشم انداز بلند مدت در برنامه ریزی می خواند و دانشمندان دیگر مفاهیم دیگری مانند مشتری مداری، یک فرآیند مبادله (داد و ستد) و غیره به آن نسبت داده اند.

الف) به عنوان یک فرآیند مشتری محور: در بازاریابی اجتماعی مشتری یک شرکت کننده (جزء) فعال در فرآیند تغییر رفتار است. در رویکرد مشتری مدارانه بازاریابی اجتماعی ما سوال نمی کنیم که “اشتباه مردم چیست و یا چرا آنها نمی خواهند بفهمند؟ ” بلکه می پرسیم: “اشتباه ما چیست و چرا ما در مورد مخاطبین خود درک مناسبی نداریم؟ “.

ب) به عنوان یک فرآیند مبادله (داد و ستد): بازاریابی اجتماعی رخ نمی دهد مگر اینکه دو یا چند جزء وجود داشته باشد تا بتوانند با یکدیگر ارتباط داشته و مبادله کنند. در اینجا منظور از مبادله، مبادله منابع یا ارزش ها بین دو یا چند نفر با منابع مختلف است. البته در بازاریابی اجتماعی این کالا یا پول نیست که مبادله می شود، بلکه نیاز، فکر، ایده و یادگیری است که مبادله می شود و در نهایت تغییر رفتار حاصل می گردد.

ج) به عنوان یک برنامه بلند مدت (راهبردی): فرآیند بازاریابی یک برنامه کامل و تدریجی است، با فرآیند تحقیقات شروع می شود و با تحقیقات (ارزشیابی) نیز به پایان می رسد. در این فرآیند برای کشف و حل مشکلات اجتماعی (مانند بیماری ها، رفتارهای پر خطر و…) از روش های تحلیل مشکل (SWOT) استفاده می گردد، لذا بازاریابی اجتماعی یک برنامه راهبردی است. در نهایت می توان گفت بازاریابی اجتماعی تأثیر رفتار را نه تنها در افراد بلکه در گروه ها و سازمانها دنبال می کند.

انتهای پیام/

تعرفه: برنامه بازاریابی، استراتژی مورد استفاده یک شرکت را برای بازاریابی محصولات خود به مشتریان را شرح می‌دهد. در این طرح بازار هدف ، گزاره ارزشی از نام تجاری یا محصول ، فعالیت‌های تبلیغاتی و معیارهایی که برای ارزیابی اثربخشی برنامه‌های بازاریابی استفاده می‌شود ، مشخص می‌شود. برنامه بازاریابی باید براساس یافته‌های معیار ، اساس تداوم را تنظیم کند که نشان می‌دهد کدام تلاش‌ها تأثیر دارند و کدام‌ها ندارند.

تعریف برنامه بازاریابی:

یک برنامه بازاریابی یک سند عملیاتی است که یک استراتژی تبلیغاتی را تشریح می‌کند که یک سازمان برای رسیدن به هدف و دستیابی به بازار هدف خود پیاده سازی می‌کند. یک برنامه بازاریابی جزئیات کارآیی‌های تبلیغاتی و روابط عمومی را که باید طی یک دوره انجام شود، از جمله چگونگی اندازه گیری شرکت در تأثیر این برنامه ارائه می‌دهد. کارکردها و مؤلفه‌های یک طرح بازاریابی شامل موارد زیر است:

  • تحقیقات بازار برای حمایت از تصمیمات قیمت گذاری و ورود به بازار جدید
  • پیام متناسب با اهداف خاص جمعیتی و مناطق جغرافیایی
  • انتخاب بسترهای نرم افزاری برای ارتقاء محصول و خدمات – مجلات دیجیتالی ، رادیویی ، اینترنتی ، مجلات تجاری و ترکیبی از این سیستم عامل‌ها برای هر کمپین
  • معیارهایی که نتایج تلاش‌های بازاریابی و جدول زمانی گزارش آنها را می‌سنجد

یک برنامه بازاریابی مبتنی بر استراتژی کلی بازاریابی یک شرکت است.

درک برنامه‌های بازاریابی:

اصطلاحات برنامه بازاریابی و استراتژی بازاریابی اغلب به صورت متقابل مورد استفاده قرار می‌گیرند زیرا یک برنامه بازاریابی مبتنی بر یک چارچوب استراتژیک فراگیر تهیه شده است. در بعضی موارد، استراتژی و برنامه ممکن است در یک سند گنجانده شود، به ویژه برای شرکت‌های کوچکتر که فقط ممکن است یک یا دو کمپین اصلی را در یک سال انجام دهند. این طرح فعالیت‌های بازاریابی را بصورت ماهانه، سه ماهه یا سالانه تشریح می‌کند، در حالی که استراتژی بازاریابی گزاره ارزش کلی را ترسیم می‌کند.

ایجاد یک برنامه بازاریابی:

یک برنامه بازاریابی ارزش پیشنهادی (Value Proposition)  یک کسب و کار را در نظر می‌گیرد. ارزش پیشنهادی بیان کلی ارزشی است که به مشتری ارائه داده می‌شود و عبارتی است که در صفحه نخست و در مرکز وب سایت شرکت یا هر نوع برند تجاری قابل مشاهده است.

ارزش پیشنهادی باید بیان کند که چگونه یک محصول یا برند خاص مشکل مشتری را حل می‌کند ، مزایای محصول یا برند تجاری را بیان می‌کند و تصریح می‌کند که چرا مشتری باید از این شرکت، نه شرکت دیگری، خریداری کند. برنامه بازاریابی مبتنی بر ارائه این ارزش پیشنهادی به مشتری است.

برنامه بازاریابی بازار هدف را برای یک محصول یا برند مشخص می‌کند. تحقیقات بازار اغلب مبنایی برای تصمیم گیری در مورد بازار هدف و کانال‌های بازاریابی است. به عنوان مثال، این شرکت در رادیو ، رسانه‌های اجتماعی، از طریق تبلیغات آنلاین یا تلویزیون منطقه‌ای باید تبلیغات کند؟

برنامه بازاریابی شامل منطقی برای این تصمیمات است. این طرح باید روی ایجاد، زمان بندی و قرار دادن کمپین‌های خاص متمرکز باشد و معیارهایی را شامل شود که نتایج تلاش‌های بازاریابی را اندازه گیری کند.

بدون معیارهای صحیح برای ارزیابی تأثیر اقدامات در دستیابی به اهداف و بازاریابی، یک سازمان نمی‌داند که کدام یک از کمپین‌ها را تکرار کند و کدام یک را رها کند. حفظ برنامه ناکارآمد باعث افزایش بی رویه هزینه‌های بازاریابی خواهد شد.

اجرای یک برنامه بازاریابی:

برنامه بازاریابی در هر نقطه و براساس نتایج حاصل از معیارها قابل تنظیم است. اگر تبلیغات دیجیتال بهتر از حد انتظار عمل کند، برای مثال، بودجه یک کمپین می‌تواند برای تأمین بودجه یک عملیات با عملکرد بالاتر اصلاح شود یا شرکت می‌تواند بودجه جدیدی را برای آن اختصاص دهد. چالش رهبران بازاریابی این است که اطمینان حاصل کنند که هر بستر زمان کافی برای نمایش نتایج دارد.

بازاریابی دیجیتال نتایج را در زمان واقعی کم نشان می‌دهد، در حالی که تبلیغات تلویزیونی برای تحقق هر سطح از نفوذ در بازار نیاز به گذر زمان بیشتری دارد. در مدل ترکیبی بازاریابی، یک برنامه بازاریابی در دسته “تبلیغات” قرار می‌گیرد، که یکی از چهار P است، اصطلاحی که توسط نیل بوردن ابداع شده است تا ترکیب بازاریابی محصول (Product)،قیمت (Price)، تبلیغات (Promotion) و مکان (Place) را توصیف کند.

چه چیزی در یک برنامه بازاریابی گنجانده شده است؟

۱- خلاصه اجرائی

خلاصه اجرائی، مروری با سطح بالا از برنامه بازاریابی است. در این بخش خلاصه‌ای مختصر از برنامه برای افرادی که ممکن است کل متن را نخوانند، ارائه می‌شود.

۲- شرح کسب و کار

در این بخش توضیح داده شده است که کسب و کار چیست ، از جمله مکان ، نام صاحبان کسب و کار ، وضعیت فعلی کسب و کار (موقعیت در بازار) ،  ماموریت شرکت و مقادیر اصلی و عوامل خارجی که در حال حاضر تأثیر می‌گذارند یا ممکن است در نهایت بر روی کسب و کار تأثیر بگذارد، ارائه می‌شوند.

۳- تجزیه و تحلیل وضعیت

تجزیه و تحلیل وضعیت، زمینه تلاش‌های بازاریابی شما را نشان می‌دهد، در این بخش شما نگاهی گذرا به عوامل داخلی و خارجی خواهید داشت که بر استراتژی بازاریابی شما تأثیر می‌گذارند. بسیاری از شرکت‌ها تجزیه و تحلیل SWOT را انجام می‌دهند ، که ترکیبی از تجزیه و تحلیل داخلی و خارجی است تا نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدات شما را خلاصه کند.

۴- اهداف کسب و کار

یک برنامه بازاریابی موثر به پشتیبانی از استراتژی و اهداف کلی کسب و کار کمک می‌کند. برای دستیابی به این نوع همراستایی، بازاریابان باید روشن باشند که این اهداف کسب و کار چیست و چه جنبه‌هایی از آنها می‌تواند تأثیر بگذارد.

۵- برنامه توزیع و تحویل

توزیع و تحویل چگونگی فروش شرکت و ارائه محصولات شما به مشتریان را تشریح می‌کند. روش‌های فروش و تحویل شامل خرده فروشی، عمده فروشی، مستقیم به خانه‌ها یا کسب و کارها و یا بصورت آنلاین است.

۶- اهداف بازاریابی

این اهداف به اهداف کلی کسب و کار مرتبط می‌شوند ، اما آنها فقط روی بخش‌هایی از کسب و کار که بازاریابی می‌تواند بر آن تأثیر بگذارد متمرکز می‌شوند. به عنوان مثال، اگر یک هدف کلی یک شرکت، افزایش درآمد حاصل از تکرار کسب و کار با درصد مشخصی در سال آینده باشد، ممکن است هدف بازاریابی مرتبط این باشد که هر ماه تعداد مشخصی از مشتری‌ها در برنامه پاداش ماهانه ثبت نام کنند.

۷- بازار هدف

مفهوم بازارهای هدف یکی از اساسی‌ترین و در عین حال مهمترین جنبه بازاریابی است. قطعا غیر واقعی است که فکر کنید می‌توانید همه را جذب کسب و کار خود کنید. بنابراین باید مشتریان ایده آل خود را شناسایی کنید. آنها چه چیزی دوست دارند؟ چه چیزی را دوست ندارند؟ آنها چند ساله هستند؟ کجا میتوانید آن ها را پیدا کنید؟

پیشنهادات و استراتژی‌های بی نظیر فروش

پیشنهاد فروش منحصر به فرد توصیف می‌کند که شرکت با ارائه یک یا چند مزیت زیر برای مشتریان، چگونه می‌تواند مزیت رقابتی در بازار کسب کند:

  • ارائه محصولی منحصر به فرد یا برتر
  • ارائه قیمت‌های پایین‌تر
  • ارائه خدمات بهتر به مشتری

استراتژی‌ها رویکردهایی هستند که شما می‌خواهید برای رسیدن به اهداف از آنها استفاده کنید. به عنوان مثال، اگر می‌خواهید هر ماه تعداد مشخصی از افراد را برای ثبت نام در برنامه پاداش مشتری ترقیب کنید، استراتژی شما ممکن است معرفی مشتریان جدید به برنامه پاداش‌ها با دعوت نامه‌های شخصی باشد، که بیانگر پاداش‌هایی است که ممکن است مورد علاقه آنها باشد. و سپس در ادامه  ارائه خدمات عالی به مشتری برای کمک به آنها در شروع کار، یک استراتژی مناسب می‌تواند باشد.

تاکتیک‌ها

این اقدامات خاصی است که شما برای اجرای استراتژی‌هایی که تعیین می‌کنید انجام خواهید داد. بنابراین، اگر شما مشتری‌های جدید را با دعوت نامه‌های شخصی به برنامه پاداش معرفی می‌کنید، یکی از راهکارهای مورد استفاده شما ارسال ایمیل‌هایی است که به هر مشتری جدید، به نام خود مشتری و به آدرس ایمیل شخصی مشتری، ارسال شوند، که دارای  اطلاعاتی در مورد برخی از پاداش‌های خاص که می‌توانند دریافت کنند، باشد.

دستورالعمل‌های پیام رسانی

پیام رسانی صحیح می‌تواند به تعیین موقعیت برند شما در بازار کمک کند، به آن کمک کند تا در مقابل  رقبا ایستادگی کند، به مشتریان بالقوه ارزش خود را  نشان دهد و به مخاطبان خاص برسد. شما می‌توانید برخی از دستورالعمل‌های پیام رسانی عمومی را در برنامه کلی خود تنظیم کنید، سپس از آنها به عنوان نقطه شروع استفاده کنید تا پیام‌های خاص تری را برای هر کمپین و بخش‌های مختلف بازار هدف خود تهیه کنید.

بودجه

شما باید بدانید که می‌توانید برای مبارزات بازاریابی خود هزینه کنید و چه میزان شرکت شما حاضر به انواع مختلفی از تلاش‌های بازاریابی است.

پیگیری و ارزیابی

این بخش از برنامه شما باید شامل برنامه‌ها و رویه‌هایی برای ردیابی هر نوع فعالیت بازاریابی مورد استفاده شما باشد. ردیابی به نظارت بر اثربخشی هر فعالیت بازاریابی کمک می‌کند و به ویژه در ارزیابی کلی برنامه شما کمک می‌کند. اگر تلاش‌های خود را ردیابی و سنجش نکردید، بازاریابی مؤثر ندارید.

جمع بندی

  • برنامه بازاریابی جز مهمی از برنامه کلی کسب و کار شماست و هر کسب و کاری باید مرتب برنامه بازاریابی خود را به روز رسانی کند.
  • برنامه بازاریابی به فعالیت‌های بازاریابی سالانه شما جهت می‌دهد.
  • همیشه مطمئن شوید استراتژی بازاریابی شما با اهداف و برنامه‌هایی که برای کسب و کارتان تعیین کرده‌اید همراستا باشد.

تعرفه: به نظر شما تبلیغات چه اهمیتی دارد؟ چرا صاحبان کسب و کار باید آن را جدی بگیرند؟ با توجه به هزینه هنگفتی که شرکت های بزرگ صرف تبیلغات می کنند می توان آن را یکی از مهم ترین تدابیر بازاریابی و بقای کسب و کار در نظر گرفت. تبلیغات یکی از عوامل اصلی موفقیت شرکت ها در دنیای امروز محسوب می شود و نوع کسب و کار، نوع محصولات و خدمات و نحوه خرید را به مشتری نشان می دهد. با سرمایه گذاری روی تبلیغات می توان مسیر موفقیت شرکت را هموار کرد و در عین حال مشتری زیادی جذب نمود.

تبلیغات چیست؟

تبلیغات ابزاری برای ارتباطات بازاریابی است که یک فرد، سازمان یا نهاد تجاری برای تبلیغ یا فروش ایده، محصول یا خدمات مورد استفاده قرار می‌دهد که می تواند به شکل بصری یا صوتی باشد. این تبلیغات برای جلب توجه گروه خاصی از مردم یا جامعه انجام می شود و فقط هم محدود به حوزه کسب و کار نیست و اغلب توسط سازمان های غیر دولتی، سازمان های دولتی، احزاب سیاسی، سازمان های مذهبی و غیره نیز استفاده می شود. تبلیغات فقط با هدف ارائه یک محصول یا خدمات مصرفی صورت نمی گیرد، چراکه تبلیغاتی نیز داریم که اصلاً برای تبلیغات نیستند و اهداف دیگری را دنبال می کنند (نظیر تبلیغاتی که موسسات خیریه و گروه های سیاسی و مذهبی انجام می دهند و با هدف جمع کردن پول و کمک از مردم است). علاوه بر این، نوع دیگری از تبلیغات نیز وجود دارد که تبلیغات شرکتی است و به جای ارائه محصولات یا خدمات شرکت، روی معرفی و دستاورهای خود شرکت تمرکز دارد.

امروزه شرکت ها از انواع مختلف تبلیغات و انواع رسانه‌های تبلیغاتی برای دستیابی به اهداف شان استفاده می کنند. به عبارتی، تبلیغات امروزی از طریق رسانه های متعددی مانند مجلات، روزنامه ها، رادیو، تلویزیون، بیلبوردها، تبلیغات در وبلاگ ها، رسانه های اجتماعی، وب سایت ها و غیره انجام می شود. طبیعتاً اهمیت بسیار زیاد تبلیغات باعث شده است اکثر شرکت ها و کسب و کارها هر سال هزینه های زیادی را صرف این مسئله کنند.

اهمیت تبلیغات در چیست؟

۱-تبلیغات به معرفی کسب و کار جدید، خدمات یا محصولات نو کمک می کند.

وقتی کسب و کاری تازه کار خود را شروع کرده یا خدمات و محصولات جدیدی را راه اندازی نموده است، سریع ترین و کارآمد ترین راه برای معرفی آن به جامعه و مردم از طریق تبلیغات است. تبلیغات خوب و با کیفیت عالی می تواند کسب و کار یک شرکت را در بازه زمانی کوتاهی به مردم معرفی کند و به همین دلیل یکی از عوامل اصلی در بقای یک کسب و کار جدید به شمار می رود.

۲- تبلیغات باعث موفقیت در کسب و کار می شود.

یکی از عوامل پیشرفت و موفقیت سریع و چشمگیر کسب و کارها را می توان تبلیغات دانست چرا که بسیاری از شرکت ها از طریق همین تبلیغات توانسته اند در طول سال ها پله های ترقی را طی کنند. هر دو نوع تبلیغات کمی و کیفی می توانند کمک شایانی به کسب و کارهای جدید و قدیمی داشته باشند.

۳-تبلیغات باعث آگاه سازی جامعه نسبت به کسب و کار یا محصول می شود.

تبلیغات یکی از راه های اطلاع رسانی به جامعه در مورد محصولات یا خدمات است. از آنجا که تبلیغات در یک بازه زمانی خاص پخش می شود می تواند به طور مستمر مردم را از کسب و کار یک شرکت یا خدمات و محصولاتش مطلع کند.

۴-تبیلغات، تمایز محصولات را به مشتری نشان می دهد.

شرکت ها و کسب و کارها با استفاده از تبلیغات سعی می کنند تفاوت های بین محصولات خود و سایر محصولات را به مصرف کنندگان نشان دهند. با اینکه تبلیغات لزوماً برای مقایسه کالاها تهیه نمی شود اما خاصیت تبلیغات در این است که منحصر به فرد بودن و مزایای یک محصول یا خدمات خاص را برجسته کرده و آن را در ذهن مشتری ثبت می کند.

۵-تبلیغات به شرکت ها کمک می کنند خود، خدمات یا محصولات شان را به مشتری معرفی کنند.

هدف اصلی و مهم تبلیغات، معرفی محصولات یا خدمات است که باعث شناخت هر چه بیشتر مصرف کننده از پیشنهادات و خدمات یک شرکت می شود. علاوه بر این با کمک تبلیغات می توان میزان فروش را نیز افزایش داد.

۶-تبلیغات باعث جذب مشتری می شود.

هر چه افراد بیشتری از محصولات یا خدمات یک شرکت مطلع باشند، تمایل بیشتری برای حمایت از آن دارند. مطمئنا یک تبلیغ خوب به حدی تاثیرگذار است که مشتری را به خرید محصولات یا خدمات ترغیب می کند و در عین حال باعث می شود مشتری به استفاده از آن ادامه دهد. حفظ مشتری قطعاً از امتیازات برجسته تبلیغات به حساب می آید که شرکت های زیادی به دنبال آن هستند.

تعرفه: بدون بازاریابی، هیچ آینده ای برای یک کسب و کار وجود ندارد و در واقع فروش محصولات یا خدمات است که مشتری بالقوه را به مشتری بالفعل تبدیل میکند. پس به فروش به عنوان یک ورزش تیمی نگاه کنید که فروش و بازاریابی در کنار هم مثمر ثمر خواهند بود. در این مقاله قصد داریم ۹ روش بازاریابی موثر که باعث افزایش فروش می شوند را برای شما مطرح کنیم.

برای افزایش فروش جایی تبلیغ کنید که مخاطب هدف حضور دارد.

مشتریان معدودی صبح ها از خواب بیدار می شوند با این هدف که از خدمات یا محصولات شما استفاده کنند. مشتری معمولاً از وجود تجارت شما بی خبر است. پس برای جلب توجه مشتری باید جایی تبلیغ کنید که مخاطب هدف حضور دارد. برای این منظور باید بدانید که مخاطب تان از کدام رسانه اجتماعی استفاده می کند و به چه نوع محتوایی علاقه مند است.

در یک بازه زمانی بلند مدت تبلیغ کنید.

برای تبلیغات، یک بازه بلند مدت را در نظر بگیرید تا بتواند تأثیر خود را روی مخاطب بگذارد و در ذهن او جا بگیرد. خیلی وقت ها ممکن است عجله شما باعث شود که مخاطب هدف حتی تبلیغ شما را نبیند. پس وقتی از تأثیرگذاری تبلیغات خود مطمئن شدید می توانید به فکر امتحان یک تبلیغ جدید باشید.

برای افزایش فروش به شکلی منحصر به فرد تبلیغ کنید.

اگر قرار است به صورت آنلاین تبلیغ کنید، خود را فقط محدود به تبلیغات گوگلی و بنر و تبلیغات کلیکی نکنید. این روش ها کارایی خود را دارند اما مشتری عادت کرده است که اصلاً به این تبلیغات نگاه نکند. در واقع آنها در اینترنت به دنبال اطلاعات هستند و نه دیدن تبلیغات! پس به دنبال روش های دیگری برای تبلیغات نیز باشید.

تبلیغات موجز، کوتاه و موثر داشته باشید.

برای اثربخشی هر چه بیشتر یک تبلیغ باید تلاش کنید که کوتاه باشد،‌ سریع خوانده شود و در کوتاه ترین زمان مخاطب آنرا درک کند. طبق تحقیقات برای جذب مخاطب هنگام استفاده از اینترنت فقط ۸ ثانیه وقت دارید و اگر این فرصت طلایی را با گرافیک مبهم، صحبت های غیرضروری و غیره از دست دهید یعنی در تبلیغات خود شکست خورده اید. پیام تبلیغات خود را باید سریع و واضح ارائه کنید تا مخاطب در لحظه آنرا دریافت کند.

معیارهای تبلیغات خود را مشخص کنید.

باید برای تبلیغات خود، یکسری معیار مشخص کنید زیرا در غیر این صورت هدف تان از تبلیغ و نوع آن نامعلوم و گنگ می ماند و فقط پول تان را هدر داده اید.

از کلمات مشخص و گرافیک مرتبط استفاده کنید.

خیلی مهم است که گاهی اوقات کمی عقب تر بروید و از دور به کسب و کار و هدف تان فکرکنید و نیازها و خواسته های مشتری را در نظر بگیرید. به عنوان مثال،‌ چگونگی توصیف محصولات یا خدمات شاید برای شما قابل قبول باشد، اما شاید از نظر مشتری مبهم به نظر برسد و نتواند حق مطلب را ادا کند. آیا مشتری منظور شما را می فهمد؟ آیا مشتری می داند که در طول تبلیغات، چه چیزی به او ارائه می کنید؟ آیا محصول یا خدمات شما همان چیزی است که مشتری به آن نیاز دارد؟ پس با استفاده از کلمات مشخص و گرافیک مرتبط، منظور خود را به بهترین شکل ممکن بیان کنید.

مزایای خود را تبلیغ کنید.

به جای پرداختن به ویژگی ها و خصوصیت خدمات یا کالای مورد نظرتان،‌ مزایای آن را تبلیغ کنید. با اینکه ویژگی های یک محصول کم اهمیت نیستند، اما مشتری دوست دارد در همان وهله اول بداند که محصول یا خدمات شما چه مزایایی دارد. و  پس از آنکه از پیشنهاد شما راضی و خشنود شد، در مرحله بعد به دنبال نحوه کار و ویژگی های آن می رود. از آنجا که فضا و زمان محدودی برای تبلیغات دارید، ‌پس تمرکز خود را روی مزایا قرار دهید زیرا مشتری برای اطلاع از جزییات می تواند به وب سایت تان مراجعه کند.

تبلیغات راهی برای بررسی میزان واکنش مردم به کسب و کارتان است.

تبلیغات در واقع ابزاری مهم برای بررسی واکنش های مردم است و بعد از انتشار تبلیغات باید پیامدهای آن را رصد کنید و ببینید چه اتفاقی می افتد. به این ترتیب می توانید بفهمید که مخاطب هدف چه سلیقه و نیازهایی دارد و در ادامه روند فعالیت خود آنها را در تبلیغات خود لحاظ کنید.

برای افزایش فروش در زمان مناسب تبلیغ کنید.

موضوع زمان مقوله مهمی در تبلیغات به حساب می آید. چه زمانی مردم بیشتر دوست دارند تبلیغات شما را ببینند؟ بی دلیل نیست که گفته اند هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد. تبلیغات مناسب در زمان درست می تواند نتیجه مطلوب را رقم بزند، اما تبلیغ مناسب در زمان نامناسب نتیجه ای معکوس برای هر کسب و کاری خواهد داشت.

تعرفه: مشخص است که هم فروش و هم تبلیغات، زیرمجموعه­‌های بازاریابی هستند اما تبلیغات، بیشتر با بازاریابی اشتباه گرفته می‌­شود تا اینکه با فروش اشتباه گرفته شود. از این رو، برای روشن کردن سردرگمی‌ درمورد تفاوت بین بازاریابی و تبلیغات، دلایلی را تحلیل می‌­کنیم.

ابتدا باید درک کنیم چرا بازاریابی و تبلیغات وجود دارد:

چرا بازاریابی استفاده می‌­شود؟

هنگامی‌که یک کسب و کار رشد می‌­کند، آن‌ها می‌­خواهند مشتریان بیشتری را جذب کنند و همچنین مشتریان فعلی را حفظ کنند. در چنین زمانی، آن‌ها به بخش بازاریابی نزدیک می‌­شوند. بخش بازاریابی در امر تجزیه و تحلیل مشتریان و سپس تجزیه و تحلیل کسب و کار فعلی و تحلیل رقبا است و برای رسیدن به این هدف، بازاریابی در بسیاری از بعدهای مختلف کار می‌­کند:

  • نمای اول معمولا تحقیقات بازار است، که در آن بازاریابی تلاش می‌­کند مشتری داخل و خارج را درک کند. تلاش می‌­کند بازار وهمچنین نقاط قوت و ضعف آن را درک کند.
  • نمای دوم تبلیغات است که در آن بازاریابی، شرکت خود را تبلیغ می‌­کند و اینکه چگونه شرکت از رقبا جدا می‌­شود. نکته اینجا این است که برند را از سایرین و دستیابی به اهداف تبلیغاتی مختلف متفاوت می‌­سازد.
  • نمای سوم، فروش بیشتر محصولات در بازار است. درنتیجه، فعالیت­‌های فروش نیز بخشی از بازاریابی هستند. این به دلیل فروش­‌های بیش از یک مقطع فشار است و بر نتایج بسیار کوتاه مدت تمرکز دارد و به همین دلیل است که بیشتر شرکت‌ها فعالیت‌های فروش و بازاریابی جداگانه دارند. با این حال، مدیر تبلیغات و بازاریابی بطور کلی یک نفر خواهد بود.
  • نمای چهارم و یک نمای بسیارطولانی، برندسازی برای شرکت، برای مدیریت مشتریان و همچنین برای انجام فعالیت‌های مستمر است که بر بهبود شرکت از زمانی به زمان دیگر واقع می‌­شود. بازاریابی به‌طور طبیعی همه جانبه است و این مربوط به هم مشتریان درحال ورود و همچنین مشتریان درحال خروج است.