بازاریابی عصبی و راهکارهای نوین افزایش فروش

بازاریابی عصبی اخیرا مورد توجه فراوانی قرار گرفته است. این علم جدید تلفیق دو علم بازاریابی و عصب‌شناسی است. بازاریابی عصبی درک عملکرد مغز بدون وارد شدن در جزئیات پیچیده آن است تا از آن برای بهبود عملیات بازاریابی استفاده کنیم. این واژه برای اولین بار در سال ۲۰۰۲ مطرح شد و با استقبال چندانی روبرو نشد. در سال‌های اخیر این اصطلاح بخشی از سخنرانی‌های همایش‌ها و مقالات مختلف را به خود اختصاص داده است. هدف بازاریابی عصبی انتقال بهتر پیام‌های بازاریابی به دیگران و افزایش احتمال خرید توسط مخاطب است.
در نتیجه بودجه بازاریابی و تبلیغات کاهش می‌یابد.

مشکل ازدیاد پیام‌های تبلیغاتی

حتما قبول دارید که بازاریابی و تبلیغات بسیار سخت‌تر شده است. همکاران و رقیبان شما احتمالا آن قدر زیاد هستند که مدام حواس مشتریان را پرت می‌کنند. پیام‌های بازاریابی کم‌رنگ‌تر شده است. توجه به تبلیغات کمتر شده است. حال اگر کسب‌و‌کاری کوچک با بودجه محدود تبلیغاتی دارید چگونه می‌توانید توجه مشتریان احتمالی را به خود جلب کنید و حتی باعث شوید از شما خرید کنند؟ شاید پاسخ این پرسش در بازاریابی عصبی نهفته باشد.

سه مثال آشنا و ملموس

قبل از ورود به موضوع سه مثال ملموس می‌آوریم که نشان می‌دهد بازاریابی عصبی چیزی فراتر از عرضه محصول مناسب با قیمت مناسب است.

۱. خرید از فروشنده نامناسب

فرض کنید وارد فروشگاهی می‌شوید و از همان ابتدا احساس خوبی نسبت به فروشگاه ندارید. فروشنده بدون توجه به ورود شما به صحبت خود با تلفن ادامه می‌دهد و وانمود می‌کند شما را ندیده است. سپس با لحنی توهین‌آمیز با شما صحبت می‌کند و وقتی سؤالی فنی درباره محصول می‌پرسید می‌گوید: روی جعبه نوشته شده است، خودتان بخوانید! چقدر احتمال دارد از چنین فروشگاهی خرید کنید؟
شاید از خرید منصرف شوید. توجه کنید که  ما درباره محصول صحبت نکردیم. شاید محصول این فروشگاه بسیار عالی و قیمت آن مناسب باشد، ولی شما از خرید منصرف می‌شوید.

پس موضوع فقط محصول مناسب با قیمت مناسب نیست. رفتارهای خرید ما بسیار پیچیده‌تر از چیزی است که خیلی‌ها فکر می‌کنند و به عملکرد مغز مربوط است. اگر خیلی ساده بگوییم ما از کسانی خرید می‌کنیم که از آن‌ها خوشمان بیاید. اغلب فروشنده بسیار مهم‌تر از محصول است.

۲. خرید موبایل با برند ناآشنا

برای خرید موبایل به فروشگاه مراجعه می‌کنید. فروشنده سعی می‌کند برندی را به شما بفروشد که تا به حال اسمش را نشنیده‌اید. اسم آن بسیار عجیب و ناآشنا است. فروشنده به شما ثابت می‌کند تمام مشخصات فنی این موبایلِ ناشناخته بهتر از موبایلی است که شما می‌خواستید. حتی قیمتش هم بسیار ارزان‌تر است. شما کمی با خود کلنجار می‌روید و در نهایت جرئت نمی‌کنید یک محصول ناشناخته بخرید که تمام خواسته‌های شما را برآورده می‌کند. بدون خرید از فروشگاه خارج می‌شوید.

دلیل این موضوع نیز به عملکرد مغزمان برمی‌گردد. تأثیر دیگران بر خریدهای ما بیش از چیزی است که تصورش را می‌کنیم. وقتی می‌خواهیم چیزی بخریم مهم‌ترین سؤال ذهنمان این است که دیگران در مورد خریدمان چه نظری خواهند داشت. آیا کار ما را تأیید خواهند کرد یا آن را کاری اشتباه خواهند دانست.

۳. خرید از سایتی که جعلی به نظر می‌رسد

دنبال خرید یک محصول آموزشی هستید. در گوگل به جستجو می‌پردازید. وارد سایتی می‌شوید که احساس می‌کنید نمی‌توان به آن اعتماد کرد. اگر دوستتان از شما بپرسد چرا این سایت را نامعتبر می‌دانید هیچ دلیل منطقی و قابل‌قبولی ندارید تا ارائه دهید. شاید روی جعبه محصول از عکس یک آقا با کراوات استفاده شده است. یا عکس‌های سایت به آن سایت متعلق نیست بلکه از سایت‌های خارجی گرفته شده است. به این نتیجه می‌رسید که این سایت حرفی برای گفتن ندارد و از خرید خود منصرف می‌شوید. شما محتویات محصول را ندیده‌اید و فقط از روی چند عکس به این نتیجه می‌رسید که خرید نکنید.

دلیل این موضوع هم به مغز ما مربوط می‌شود. مغز قدیم که به زودی درباره‌اش توضیح خواهیم داد، اگر تشابهی احساس نکند احتمال خرید کمتر می‌شود. اگر با فردی که کراوات بسته تشابه نداریم سعی می‌کنیم از او خرید نکنیم. بلکه از فردی خرید کنیم که بیشتر شبیه خودمان است.

آیا بازاریابی عصبی در کسب‌و‌کارهای کوچک قابل استفاده است؟

واژه بازاریابی عصبی بسیار علمی و پیچیده به نظر می‌رسد. همچنین اغلب کتاب‌ها و مقالات به کاربرد بازاریابی عصبی در شرکت‌های بسیار بزرگ و برندهای معروف می‌پردازند. ولی اغلب ایده‌های بازاریابی عصبی در کسب‌و‌کارهای کوچک قابل استفاده است. برخی از آن‌ها بسیار ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر از چیزی است که تصور می‌کنید.

قصه از کجا شروع شد؟

اغلب شرکت‌های بزرگ قبل از تولید یک محصول تحقیقات بازار انجام می‌دادند تا محصول مورد علاقه مشتریان را تولید کنند. آن‌ها از مردم می‌پرسیدند که دوست دارید محصول بعدی ما چگونه باشد، رنگ بسته‌بندی چه باشد و چه خصوصیاتی داشته باشد. سپس با توجه به نتایج نظرسنجی و تحقیقات بازار محصولی جدید تولید می‌کردند. سپس اتفاق عجیبی رخ می‌داد. آن محصول جدید که دقیقاً با خواسته‌ها و سلایق مشتریان تولید شده بود با شکست مواجه می‌شد.

همان افرادی که خودشان در نظرسنجی شرکت کرده بودند هیچ‌گاه محصول مورد نظر را خریداری نمی‌کردند. بازاریابان کم‌کم به این نتیجه رسیدند که پاسخ اغلب افراد در تحقیقات بازار با رفتار خرید آن‌ها تفاوت دارد و گاهی کاملاً متناقض است. بنابراین همیشه نمی‌توان از مشتری پرسید که محصول مورد علاقه‌اش کدام است و سپس با تولید آن محصول به موفقیت رسید. در آزمایش دیگری از افرادی که برای خرید نقاشی‌های گران‌قیمت به یک گالری مراجعه کرده بودند سؤال شد که چه نوع عکس‌هایی دوست دارد.

پاسخ اغلب آن‌ها این بود: عکس‌های طبیعت. سپس رفتار خرید این افراد بررسی شد. اغلب آن‌ها عکس‌هایی غیر از عکس طبیعت خریداری کرده بودند! آنچه مشتریان درباره سلیقه خود می‌گویند با خریدهای آن‌ها سازگار نیست! آقای مالکولم گلادول در کتاب معروفش با نام «نقطه واژگونی» به این پدیده می‌پردازد. او توضیح می‌دهد که افراد مختلف هنگام ورود به کافی‌شاپ در نظرسنجی شرکت کردند که قهوه مورد علاقه‌شان چه قهوه‌ای است. اغلب افرادی که در نظرسنجی اعلام کرده بودند به قهوه تلخ و غلیظ علاقه دارند، بعد از چند دقیقه در همان کافی‌شاپ قهوه خود را کاملاً شیرین می‌کردند. بنابراین همیشه نمی‌توان به گفته‌های مشتریان اعتماد کرد. گاهی آن‌ها در مورد محصول نظراتی می‌دهند که با خریدهای خودشان تناقض دارد.

ورود به مغز انسان و برملا شدن راز

اگر مشتریان نیازهای واقعی خود را بر زبان نمی‌آورند و همواره نمی‌توان به گفته‌های آنان اعتماد کرد، پس راه‌حل چیست؟ در سال‌های اخیر دستگاه‌هایی با نام‌های EEG و fMRI و … ساخته شده که انواع کوچک و قابل‌حملی دارد که بر سر انسان نصب می‌شود و می‌تواند از مغز انسان عکس بگیرد. این دستگاه‌ها دریچه‌ای را برای ورود به مغز انسان باز کردند. دانشمندان و بازاریابان می‌توانند با بررسی عکس‌های مغز فردی که مثلاً در حال تصمیم‌گیری خرید است به دیدگاه موثق‌تر و جدیدتری دست یابند.

اگر خیلی ساده نحوه کار این دستگاه‌ها را توضیح دهیم، این گونه است که وقتی قسمت خاصی از مغز تحریک می‌شود، معمولاً خون با اکسیژن بیشتر به آن بخش مغز منتقل می‌شود. بنابراین دستگاه‌هایی نظیر fMRI با عکسی‌ که از مغز تهیه می‌کنند، می‌توانند مکان‌های تحریک‌شده در مغز را مشخص کنند.

مقایسه الگوها

بررسی الگوهای مختلف مغز حین انجام فعالیت‌های مختلف ما را به نتایج جالب و جدیدی سوق می‌دهد. مثلاً از مغز افراد مختلف در حال پرداخت پول در فروشگاه عکس گرفته‌شده و الگوی به دست آمده با الگوهای دیگر مقایسه می‌شود. سپس مشاهده می‌شود الگوی به دست آمده شباهت زیادی با عکس مغز وقتی که بدن در حال تحمل درد است دارد! وقتی به دست یک فرد سوزن می‌زنیم همان بخش مغز تحریک می‌شود که هنگام خرید تحریک می‌شود. بنابراین از این آزمایش نتیجه‌گیری می‌کنیم که فرد وقتی پول پرداخت می‌کند، در مغز بخش درد تحریک می‌شود و پرداخت پول برای مشتری معمولاً دردناک است، حتی اگر مشتری هیچ‌گاه این موضوع را بر زبان نیاورد!

بنابراین با انجام آزمایش‌های مختلف و فراوان به اطلاعاتی دست می‌یابیم که می‌تواند در بازاریابی و فروش بهتر محصولات و خدمات به ما کمک کند.

سه بخش اصلی مغز

برای بازاریابی بهتر لازم است آشنایی مختصری با مغز داشته باشیم. مغز به سه بخش عمده تقسیم می‌شود که از نظر ساختار سلولی و عملکرد باهم متفاوت هستند. با وجود اینکه این سه بخش بر فعالیت همدیگر تأثیر می‌گذارند و نمی‌توان به طور محض فعالیت مغزی خاصی را به یک بخش نسبت داد، ولی هر کدام از قسمت‌های مغز نقش ویژه‌ای دارند. این سه بخش مغز جدید، مغز میانی و مغز قدیم نام دارند. مغز جدید معمولاً انجام کارهای تحلیلی و پیچیده را بر عهده دارد. تصمیمات منطقی، آموزش و کارهای ارادی ما با فرماندهی این بخش مغز انجام می‌شود. مغز جدید نتیجه تحلیل‌ها را به دو بخش دیگر نیز ارسال می‌کند. مغز میانی بیشتر با موارد احساسی سر و کار دارد و اطلاعات حاصل را به دو بخش دیگر مغز مخابره می‌کند.

مغز قدیم عهده‌دار فعالیت‌های اصلی ما برای حفظ بقا است. خداوند این بخش را طوری طراحی کرده تا با دستورات صادره ادامه حیات ما امکان‌پذیر باشد. مثلاً وقتی گرسنه می‌شویم مغز قدیم دستور می‌دهد که به این مورد رسیدگی شود. دوستانی که با رشته الکترونیک آشنا هستند با وقفه رد نشدنی آشنا هستند. مغز قدیم در واقع وقفه‌ای رد نشدنی صادر می‌کند که باید در اولین فرصت ممکن به آن رسیدگی شود. مواردی مانند تنفس نیز به مغز قدیم مربوط است. اگر این‌طور نبود شاید گاهی یادمان می‌رفت تنفس کنیم و زندگی ما به خطر می‌افتاد!

تصمیمات خرید

اما سؤال بسیار کلیدی آن است که تصمیمات خرید توسط کدام قسمت مغز انجام می‌شود؟ نکته مهمی که در بازاریابی سنتی به آن توجهی نمی‌شود این است که تصمیمات خرید ما اغلب با مغز قدیم انجام می‌شود! تا به حال بازاریابان فکر می‌کردند تمامی خریدها با بخش منطقی مغزمان انجام می‌شود. البته همیشه در طول تاریخ بازاریابان می‌دانستند که احساسات بر تصمیمات خرید تأثیر دارد. ولی اکنون مشخص شده است که تأثیرگذاری بخش احساسی و مغز قدیم بسیار فراتر از آن چیزی است که تصور می‌کردیم.

خانم لزلی هارت در کتاب «مغز چگونه کار می‌کند» توضیح می‌دهد که: «شواهد نشان می‌دهد مغز قدیم قسمتی است که تعیین می‌کند ‌کدام بخش اطلاعات دریافتی برای پردازش به مغز جدید مخابره شود و کدام تصمیمات تایید شود یا رد شود». پس اگر با عملکرد «مغز قدیم» بیشتر آشنا شویم می‌توانیم عملیات بازاریابی تأثیرگذارتری طراحی کنیم.

حل مسئله قهوه

حال به این سؤال برگردیم که چرا اغلب افرادی که ادعا می‌کنند قهوه تلخ و غلیظ دوست دارند، قهوه شیرین می‌خورند؟ دلیل آن است که وقتی مورد سؤال قرار می‌گیریم معمولاً از مغز جدید خود برای پاسخگویی استفاده می‌کنیم و سعی می‌کنیم بهترین و منطقی‌ترین جواب ممکن را ارائه دهیم. همچنین نظر دیگران برای ما خیلی مهم است. ما شاید دوست داشته باشیم تنبل باشیم، ولی هیچ‌گاه در یک مصاحبه چنین چیزی را اعلام نمی‌کنیم. زیرا برای ما مهم است که آیا دیگران جواب ما را درست و قابل‌قبول خواهند دانست یا خیر. ولی وقتی می‌خواهیم تصمیم‌گیری کنیم مغز قدیم دستور اصلی را صادر می‌کند. در شرایط واقعی وقتی می‌خواهیم قهوه بخوریم، مغز قدیم تصمیم می‌گیرد!

منبع: مدیر سبز

بررسی ابعاد روان شناسی در کارآفرینی

بررسی ابعاد روان شناسی در کارآفرینی ، متأسفانه توسط کارآفرینان کمتر مورد توجه قرار می گیرد. اکثر افرادی که به کارآفرینی روی می آورند، بیشتر به بعد فنی آن توجه دارند. سازمان های عصرحاضر با تحولات و تهدیدات گسترده بین المللی روبرو هستند . تضمین و تداوم حیات و بقاء سازمان ها نیازمند راه حل ها و روش های جدید مقابله با مشکلات است که به نوآوری و ابداع, خلق محصولات, فرآیندها و روش های جدید بستگی زیادی دارد .

کارآفرینان موتورحرکت توسعه اقتصادی

یکی از نقش های اصلی فاصله زیاد مدیران با نقش کارآفرینی است .کارآفرینان به عنوان موتورحرکت توسعه اقتصادی محسوب می شوند.
درواقع کارآفرین عامل اصلی ایجادخلاقیت و نوآوری است .

بررسی ابعاد روان شناسی در کارآفرینی

ازآنجایی که خلاقیت و نوآوری و توان کشف فرصت های جدید از بارزترین ویژگی های کارآفرینان است و از آنجا که اصولاً خصوصیات روانی و رفتاری این گونه افراد ( ازقبیل استقلال طلبی ، نیاز به پیشرفت , ریسک پذیری و … ) و ماهیت طبیعی نوآوری ، شرایط خاص و متفاوتی را می طلبد , لذا شناخت ویژگی ها بستری مناسب برای جذب و رشد کارآفرینان است که اولین قدم و اساسی ترین مساله است . باتوجه به ویژگی های کارآفرینان که شامل توفیق طلبی ، مرکزکنترل, ریسک پذیری ، نیازبه استقلال , خلاقیت و تحمل ابهام است بطور مختصربه تعریف هرکدام ازآنها می پردازیم :

ویژگی های کارآفرینان

۱- نیازبه توفیق عبارت است ازتمایل به انجام کاردراستانداردهای عالی جهت موفقیت درموقعیت های رقابتی .

۲- عقیده فرد نسبت به این که وی تحت کنترل وقایع خارجی می باشد را مرکزکنترل می نامند.

۳- ریسک پذیری عبارت است از مخاطره های معتدل که می توانندازطریق تلاش های شخصی مهارشوند .

۴- نیازبه استقلال ازویژگی هایی است که به عنوان یک نیروی بسیاربرانگیزاننده مورد تأکید واقع شده است . تمایل به استقلال ، یک نیروی انگیزشی برای کارآفرینان معاصراست ، لذا آزادی عمل ، پاداش دیگرکارآفرینی است . درواقع نیازبه استقلال ، عاملی است که سبب می شود تا کارآفرینان به اهداف و رویاهای خوددست یابند.

۵- خلاقیت همانا توانایی خلق ایده های جدید است که این ایده ها ممکن است به محصولات یاخدمات جدید نیزمنجرشوند . درواقع خلاقیت نیرویی است که درپس نوآوری نهفته است .

۶- قدرت تحمل ابهام عبارت است از پذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی اززندگی ، توانایی ادامه حیات با دانشی ناقص درباره محیط و تمایل به آغاز فعالیتی مستقل بی آنکه شخص بداند آیا موفق خواهدشد یاخیر.

منبع: سایت خانه کارآفرینان ایران

سایت تعرفه: ماهنامه تجارت الکترونیکی و رایانه اولین و تنها نشریه تخصصی حال حاضر در زمینه تجارت الکترونیکی و رایانه در ایران است.
این ماهنامه به دو زبان فارسی و انگلیسی با گستره توزیع در داخل و خارج کشور به صورت ماهانه منتشر می‌شود.

این نشریه تخصصی با انتشار اخبار و مطالب و مقاله‌های گوناگون، علاقه‌مندان به فناوری اطلاعات و ارتباطات، دانشجویان و دانش آموزان را از مبتدی تا پیشرفته با طیف گسترده پوشش می‌دهد.

این ماهنامه پس از انتشار هر شماره جدید در اکثر مراکز و سازمان‌ها و نهادهای دولتی و غیردولتی از جمله:

دانشگاه‌ها، مراکز آموزش عالی، وزارت بازرگانی، وزارت صنایع، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت ICT (فناوری ارتباطات و اطلاعات)، وزارت ارشاد، اتاق بازرگانی ایران و تهران و شهرستان‌ها و بسیاری از شرکت‌های بزرگ پتروشیمی، پالایشگاه‌ها، ذوب آهن، شرکت‌های وابسته به سازمان تأمین اجتماعی و بنیاد مستضعفان و جانبازان و شرکت‌های اینترنتی، IT و شرکت‌های کامپیوتری و فعال در زمینه وب، PAP، ISP و بیشتر کتابخانه‌های عمومی در سرتاسر کشور ایران توزیع می‌شود.

این ماهنامه در سراسر ایران و کشورهای عضو UN/CEFACT (بانکداری برخط و الکترونیک) منطقه: ژاپن، کره جنوبی، مالزی، ترکیه، عراق، پاکستان، هندوستان، افغانستان، عربستان، دوبی و… توزیع می‌گردد.

می‌توانید در سایت شبکه پذیرش آگهی، در قسمت تعرفه آگهی مجلات و نشریات تخصصی با اطلاع از تعرفه‌ آگهی‌های صفحات مختلف ماهنامه تجارت الکترونیکی و رایانه ، سفارش آگهی خود را جهت انتشار در این روزنامه  ثبت کنید. کارشناسان ما با شما تماس می‌گیرند و درباره چگونگی ارائه اطلاعات و مدارک، راهنمایی‌های لازم را انجام می‌دهند.

تعرفه:بازاریابی رسانه های اجتماعی در سال ۲۰۲۰ با بازاریابی دیجیتال یا همان دیجیتال مارکتینگ یکی شده است. دلیل این امر نیز حضور اکثر کسب‌وکارها در رسانه‌های اجتماعی است. بسیاری از روش‌های بازاریابی  مغفول مانده است و اکثر سازمان‌ها، تنها به حضور در رسانه‌های اجتماعی و فعالیت در آنها فکر می‌کنند.

بازاریابی رسانه

 

در ادامه به شما می‌گوییم که روند بازاریابی رسانه‌های اجتماعی در سال ۲۰۲۰ را چگونه ارزیابی می‌کنیم.

روند بازاریابی رسانه های اجتماعی در سال ۲۰۲۰ به چه صورت است؟

حتی عادات دیرینه افراد نیز تغییر می‌کند، چطور انتظار دارید که بدون اعمال تغییرات در روش‌های بازاریابی رسانه های اجتماعی در سال ۲۰۲۰، شاهد موفقیت برندتان باشید؟

رسانه های اجتماعی تکامل پیدا می‌کنند، سیستم عامل‌های جدید معرفی می‌شوند و هر روز بر تعداد و قابلیت‌ رسانه‌ها افزوده می‌شود.

تمامی این تغییرات، در نحوه استفاده و واکنش مخاطبان به رسانه‌های اجتماعی و همچنین چگونگی دسترسی بازاریابان به مخاطبان در این رسانه‌ها، تأثیر می‌گذارد.

بازاریابان امروزی باید بتوانند از این رسانه‌ها به خوبی بهره ببرند زیرا هرآنچه که برای بازاریابی لازم است، در این رسانه‌ها وجود دارد.
با توجه به این موضوع، ما نگاهی به روندهایی که معتقدیم در سال ۲۰۲۰ مهم خواهد بود انداخته‌ایم:

۱- سم زدایی دیجیتال

هم اکنون در سراسر جهان حدود ۳.۴۸۴ میلیارد کاربر از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند که نسبت به سال گذشته ۹٪ افزایش داشته است. این میزان، معادل ۴۵ درصد جمعیت جهان است.

همچنین این بدان معناست که برندها با استفاده از این رسانه‌ها به تعداد بسیاری از مخاطبان و مصرف‌کنندگان دسترسی خواهند داشت.

از سوی دیگر گزارشاتی وجود دارد که نشان می‌دهد در حال‌حاضر، افراد بیشتری به فکر خارج شدن از این رسانه‌ها و به اصطلاح سم‌زدایی می‌باشند. این افراد برنامه‌ها و پروفایل‌های خود را حذف می‌کنند تا بتوانند لحظاتی از این فضا فاصله بگیرند. همین امر ممکن است تغییراتی را در زمینه بازاریابی رسانه‌های اجتماعی در سال ۲۰۲۰ بوجود آورد. دلایل این امر هنوز به‌طور کامل مشخص نیست اما حدس می‌زنیم که موارد زیر در آن دخیل باشند:

الف) فشار و آسیب‌های روانی

اکنون از هر سه بزرگسال در انگلستان، یک نفر در حال کاهش استفاده از رسانه‌های اجتماعی است. این یعنی افراد فشار و آسیب رسانه‌های اجتماعی بر سلامت روانی خود را بیش از مزایای این رسانه‌ها احساس می‌کنند.

ب) بی اعتمادی به محتوای رسانه‌ های اجتماعی

عده‌ای به محتوای این رسانه‌ها اعتماد ندارند و اخبار و مطالب منتشر شده در این رسانه‌ها را جعلی می‌پندارند.

ج) حس عدم امنیت و تلاش برای حفظ حریم خصوصی

موضوع دیگر، بحث حفظ حریم خصوصی و اطلاعات است که افراد را نسبت به این رسانه‌ها بدبین کرده است.

در نهایت می‌توان گفت که ممکن است تغییراتی را در زمینه بازاریابی رسانه‌های اجتماعی در سال ۲۰۲۰ مشاهده کنیم.

به احتمال زیاد امسال شاهد تغییر بیشتری در نحوه‌ی عملکرد کاربران رسانه‌های اجتماعی خواهیم بود. حدس می‌زنیم که امسال، سم‌زدایی دیجیتال با سرعت بیشتری ادامه پیدا کند و افراد بیشتری از این رسانه‌ها بصورت دائم و یا موقت خداحافظی می‌کنند.

مطمئناً این موارد در بازاریابی نیز تأثیر زیادی خواهد داشت و برندها و بازاریابان باید در این مسیر نو گام بردارند و براساس آن عمل کنند.

نمی‌خواهیم بگوییم که رسانه های اجتماعی رو به افول‌اند بلکه قصد این است که به شما اطلاع دهیم در حال حاضر کاربرانی آگاه‌تر و مخاطبانی هوشیارتر در مقابل شما ایستاده‌اند که به سختی می‌توان نظر آن‌ها را جلب کرد و اعتمادشان را به دست آورد.

درنهایت، می‌خواهیم بگوییم که بهتر است تمام تخم‌مرغ‌های خود را در یک سبد نگذارید و تنها بر روی رسانه‌های اجتماعی سرمایه‌گذاری نکنید. زیرا معلوم نیست که چه آینده‌ای در انتظار این رسانه‌ها است.

۲- اینفلوئنسرها و بازاریابی دهان به دهان

اینفلوئنسرها جزء جداناشدنی بازاریابی رسانه‌های اجتماعی می‌باشند و توانسته‌اند جایگاه خودشان را در این رسانه‌ها بدست بیاورند.

با این حال، بسیاری از انواع اینفلوئنسرها، دیگر مورد اعتماد مخاطبان نیستند. اینفلوئنسرهای معروف که مورد اعتمادند نیز تنها با برندهای مطرح کار می‌کنند.

با این حساب انتظار می‌رود که در سال ۲۰۲۰ ، اعتماد به اینفلوئنسرها کم‌تر شود و این افراد نیز روز به روز محبوبیت خود را از دست بدهند.

از سوی دیگر اینفلوئنسرهایی نیز وجود دارند که منافع مخاطبان را به منافع خود ترجیح می‌دهند و به تبلیغ هر کالا یا خدمت بی‌کیفیتی تن نمی‌دهند. انتظار می‌رود که این افراد محبوبیت بیشتری پیدا کنند و از آنجایی که جامعه آن‌ها نیز کوچک‌تر از اینفلوئنسرهای دیگر است، حرف‌شان بیشتر مورد پذیرش قرار می‌گیرد.

این افراد روابط نزدیکی با فالوورهای خود دارند و با آنها مثل غریبه‌ها برخورد نمی‌کنند. همین امر باعث می‌شود که بتوانند اعتماد افراد را جلب کنند.

این همان بازاریابی دهان به دهان، اما به شیوه‌‌ی امروزی است.

این نوع بازاریابی باعث ایجاد احساسات مثبت از برند می‌شود. همچنین باعث می‌شود که افراد در مورد برند شما صحبت کنند و شما بتوانید نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید.

۳- ظهور رسانه‌های جایگزین

فیس‌بوک(Face Book)، توئیتر (Twitter) و اینستاگرام (Instagram) به عنوان سیستم عامل اصلی مورد استفاده برندهایی با روش بازاریابی B2C (تجارت با مصرف‌کننده) قرار دارند و لینکدین (LinkedIn) برای شرکت های B2B (تجارت با تجارت) نیز بسیار مهم است.

با این حال، بسیاری از کاربران از کار با این رسانه‌ها خسته شده‌اند و بدشان نمی‌آید که رسانه‌ای جدید را جایگزین کنند تا تنوع ایجاد شود.

در حالی که توئیتر (Twitter) امسال شاهد رشد بوده است، اما تعداد کاربران فعال آن نسبت به گذشته کاهش داشته است.

به همین ترتیب، فیس‌بوک (Face Book) طی دو سال گذشته، شاهد افت شدید تعداد کاربران، خصوصاً کاربران جوان‌تر بوده است.

تیک تاک رقیب سرسخت اینستاگرام

مدتی است که تیک تاک (TikTok) به سرعت رشد کرده است و رقیبی سرسخت برای اینستاگرام بحساب می‌آید.

در حالی که بعید است تیک تاک (TikTok) بهترین گزینه برای برندهایی با روش بازاریابی B2B باشد، اما این رسانه برای شرکت‌های B2C با مخاطب هدف جوان (۴۱٪ کاربران تیک تاک (TikTok) بین ۱۶ تا ۲۴ سال سن دارند) می‌تواند یک بستر عالی برای تعامل با کاربران و تبدیل مخاطب بالقوه به مخاطب بالفعل باشد.

بازاریابان و صاحبان مشاغل که مخاطب هدف آن‌ها، نوجوانان و جوانان می‌باشند، نباید این پلتفرم را نادیده بگیرند.

همچنین تیک تاک (TikTok) رسانه‌ای جذاب برای افرادی است که قصد دارند شناخته شوند زیرا ساخت فیلم و کسب شهرت در این رسانه، بسیار ساده و سرگرم کننده است.

همچنین پینترست (Pinterest) توانسته بار دیگر به صحنه بازگردد و طرفداران زیادی پیدا کند. پینترست (Pinterest) متوجه شده است که به خوبی در فضای تجارت الکترونیک جا دارد و مخاطبانی دارد که با هدف خرید محصولاتی که در این رسانه وجود دارد، وارد پینترست (Pinterest) می‌شوند.

پینترست مقصد بعدی کسب‌وکارهای اینستاگرامی و خرده‌فروش‌ها

پیش‌بینی می‌شود که کسب‌وکارهای اینستاگرامی و خرده‌فروش‌ها در سال جدید به پینترست (Pinterest) کوچ کنند. زیرا این رسانه تبلیغات مزاحم ندارد، موتور جستجوی کاربرپسند ارائه می‌دهد و اینفلوئنسرهای جعلی نیز در آن وجود ندارند.

به همین سبب می‌تواند اعتماد افراد بیشتری را کسب کند. به مراتب برندها هم به دنبال رسانه‌ای می‌گردند که مخاطبان زیادی داشته باشد و جالب است بدانید که ماهانه بیش از ۲۵۰ میلیون نفر از پینترست (Pinterest) استفاده می‌کنند.

پیش‌بینی می‌شود که این تعداد در سال ۲۰۲۰ افزایش پیدا کند.

نتیجه‌گیری

اگر می‌خواهید در دنیای تجارت آنلاین موفق ظاهر شوید، بهتر است همسو با جریان حرکت کنید و از تغییرات استقبال کنید. اینکه سالیان سال از یک یا دو رسانه استفاده کنید، باعث می‌شود نتوانید با مخاطبان دیگر رسانه‌ها ارتباط برقرار کنید.

حتی اگر هیچ‌کدام از این پیش‌بینی‌ها درست از آب درنیاید، برای شناخت مخاطبان بیشتر و تعامل با آنها، سعی کنید از دیگر رسانه‌ها نیز استفاده کنید. رسانه‌های جدید به شما این امکان را می‌دهند که بتوانید برند خود را به افراد بیشتری معرفی کنید.

بازاریابی رسانه های اجتماعی در سال ۲۰۲۰ با تغییراتی روبرو می‌شود که بهتر است زودتر از آنکه با آن مواجه شوید، از آن‌ها آگاه باشید.

 

 

می‌توانید در سایت شبکه پذیرش آگهی، در قسمت تعرفه مجلات و نشریات تخصصی با اطلاع از تعرفه‌ آگهی‌های صفحات مختلف روزنامه‌ نسل فردا، سفارش آگهی خود را جهت انتشار در این روزنامه  ثبت کنید. کارشناسان ما با شما تماس می‌گیرند و درباره چگونگی ارائه اطلاعات و مدارک، راهنمایی‌های لازم را انجام می‌دهند.

تعرفه: آگهی مجمع یکی از انواع آگهی است که به دلیل مشخص بودن روزنامه، نیاز به جست و جو برای پیدا کردن مناسب ندارد. اما باید بدانیم که چگونه یک آگهی مجمع را در روزنامه درخواست دهیم و چه شرایطی دارد.

آنچه باید از آگهی مجمع بدانیم

در این مطلب ما شما را با مراحل چاپ آگهی مجمع از درخواست تا چاپ آشنا می کنیم.

آگهی مجمع در چه روزنامه هایی منتشر و چاپ می شود ؟

آگهی های مجامع معمولا در روزنامه رسمی هر شرکت چاپ می شود؛ روزنامه ای که در اساسنامه  آن شرکت انتخاب شده است و تمامی آگهی های قانونی شامل مزایده و مناقصه و مجمع و انحلال و افزایش و کاهش سرمایه درآن روزنامه منتشر می شود.

چه مدارکی جهت چاپ آگهی مجمع لازم است ؟

متن آگهی مجمع را در روی سربرگ رسمی شرکت که دارای نشان و آدرس است را با مهر و امضا مقام دعوت کننده برای کارشناسان ارسال کنید. فایل آگهی باید بصورت word نیز به شماره ۰۹۳۶۲۹۲۲۱۴۵ از طریق تلگرام و یا واتس آپ و یا از طریق ایمیل agahi44195000@gmail.com ارسال شود. قید نام روزنامه مورد نظر الزامی است.

درج و چاپ آگهی مجتمع در چه زمانی مناسب است ؟

آگهی های مجامع باید حداکثر ۱۰ روز قبل از برگزاری مجمع در روزنامه به چاپ رسیده باشد.

درج و چاپ آگهی مجمع در چه زمانی الزامی است ؟

فاصل زمانی انتشار آگهی و برگزاری مجمع نبایدکمتر از ۱۰ روز باشد

مبلغ درج آگهی مجمع  چقدراست ؟

بعد از ارسال متن و درخواست خود، کارشناس بهترین پیشنهاد ارائه نموده و جهت چاپ آگهی براساس الزمات قانونی مشتریان را راهنمایی می نمایند .

سفارش آگهی

اثرات مدیریت سکوت کردن در مذاکره

برخی از مردم از اثرات مدیریت سکوت کردن در مذاکره غافل هستند و سکوت را نشانه‌ای از ضعف و ناتوانی می دانند در حالی که سکوت، معمولاً یکی از ابزارهای نمایش قدرت و کسب قدرت در مذاکره است.

مفهوم مذاکره

مذاکره، هنر رسیدن به تفاهم متقابل، از طریق چانه‌زدن و بحث و استدلال بر سر نکات اساسی است. به بیانی دیگر، مذاکره مجموع کنش‌ها و واکنش‌های طرفین معامله بر سر موضوع‌های مورد علاقه (شاید بهتر باشد آن را فرایند بنامیم ) به مراتب فراتر از ارائه حضوری یک پیشنهاد و پذیرش یا رد آن است و مذاکره، فرایندی است که در آن، افراد از موضوع‌های واگرا به موضوع‌هایی برای توافق، حرکت می‌کنند. هدف از مذاکره، دستیابی به توافق و رسیدن به این پرسش‌هاست: چگونه می‌توان در مذاکره به توافق رسید؟

ارتباط بین افراد، طیف وسیعی از حرکات ساده دست و صورت تا ابزار احساسات عمیق انسانی را در بر می‌گیرد. تسلط بر فن مذاکره، یکی از مهم‌ترین راه‌های ارتباطی تلقی می‌شود. برای بازاریاب، به عنوان کسی که بیشتر از دیگران و بیشتر از دیگر مشاغل، با عامل انسانی سروکار دارد، درک زندگی اجتماعی و شیوه‌های ارتباط سالم و نیز تعامل از اهمیتی ویژه برخوردار است.

به یاد داشته باشید که حرف زدن در مذاکره یک هدف نیست؛ بلکه یک وسیله است.  هدف اصلی شما، ارسال پیام است و اگر سکوت، بهتر از حرف زدن می‌تواند پیام شما را به طرف مقابل ارسال کند، حتماً باید از آن استفاده کنید.

ممکن است وقتی بحث سکوت در مذاکره را می‌شنوید، در لحظه‌ی نخست سکوت را نشانه‌ای از ضعف و ناتوانی در نظر بگیرید.

اما کافی است چند دقیقه به تجربه‌ها و مشاهدات خود از سکوت کردن در مذاکره فکر کنید. خواهید دید که اتفاقاً سکوت، معمولاً یکی از ابزارهای نمایش قدرت و کسب قدرت در مذاکره بوده است.

مدیریت سکوت به عنوان نمایش قدرت

سکوت می‌تواند نشانه‌‌ای از اختلاف قدرت در مذاکره باشد.
سناریوهای بسیاری را می‌توانید تصور کنید که در آن، فردِ قدرتمندتر در مذاکره سکوت کرده و فرد ضعیف‌تر، به دفاع از خواسته‌ها و مواضع خود مشغول است و برای متقاعد کردن طرف مقابل تلاش می‌کند.

سکوت به عنوان اعلام اعتراض

قرار نیست همیشه اعتراض و نارضایتی خود را با حرف زدن اعلام کنیم.
گاهی اوقات سکوت کردن، می‌تواند نشانه‌ای از اعلام اعتراض و نپذیرفتن موضع طرف مقابل باشد (سکوت همیشه علامت رضایت نیست).

وقتی یکی از دوستان‌تان در غیاب یک دوست مشترک از او بد می‌گوید، اگر نتوانید یا نخواهید مستقیماً با او مخالفت کنید، لااقل با سکوت می‌توانید به او این پیام را بدهید که نمی‌‌خواهید این بحث ادامه پیدا کند.

وقتی طرف مقابل ادعای دروغی درباره‌ی خود و پیشینه‌اش مطرح می‌کند و فکر می‌کنید هزینه‌ی مخالفت کردن مستقیم با این ادعا می‌تواند بالا باشد، دست‌کم با سکوت می‌توانید نشان دهید که نمی‌خواهید پیامی در تأیید او ارسال کنید.

سکوت برای درخواست امتیاز بیشتر

سکوت می‌تواند در فرایند امتیازدهی و امتیازخواهی هم، نقش مهمی ایفا کند.
فرض کنید به عنوان خریدار، از طرف مقابل درخواست تخفیف می‌کنید و او تخفیفی کمتر از میزان انتظار شما اعلام می‌کند. قرار نیست همیشه اعتراض و نارضایتی خود را با حرف زدن بیشتر اعلام کنیم.

سکوت کردن هم می‌تواند نشان دهد که از میزان تخفیف ارائه شده راضی نیستید. ترکیب حرف زدن و سکوت کردن، می‌تواند استراتژی مناسب‌تری برای چانه‌زنی و امتیازخواهی باشد.

دکتر سیف اله جوان

برنامه‌ریزی بازاریابی و فروش بر اساس مدل AIDA

مدل AIDA را می‌توان یکی از کلاسیک‌ترین مدل‌های بررسی اثر تبلیغات دانست. این مدل، از نوع مدل‌های سلسله‌مراتبی سنجش اثر تبلیغ است که حدود یک قرن پیش توسط فردی به نام ادوارد استرانگ (Edward K. Strong) رواج یافت.

مدل AIDA به ما کمک می‌کند تا برای هر مرحله فروش، اقدامات متناسبی را برنامه‌ریزی و اجرا نماییم.

مراحل مدل AIDA در بازاریابی و فروش

مراحل مدل AIDA در بازاریابی و فروش

مرحله آگاهی

اولین و مهمترین گام در مدل AIDA بازاریابی و فروش، دیده شدن برند شما توسط مشتریان است. این در واقع به مفهوم ترویج یا Promotion است که معمولا از طریق تبلیغات انجام می‌شود. اما گذشته از تبلیغات، امروزه شبکه‌های اجتماعی نیز این فرصت را برای ما فراهم آورده‌اند تا فعالیت‌های بازاریابی موثری را در آنها اجرا نماییم. بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی، هزینه‌های بسیار کمتری نسبت به تبلیغات دارد و برای ما امکان برقراری ارتباطات دو طرفه و فعال با مشتریان را نیز فراهم می‌آورد.

بنابراین جایگاهی برای برند خود در شبکه‌های اجتماعی ایجاد نمایید. به عنوان مثال در شبکه‌های Facebook و LinkedIn می‌توانید برای برند خود یک صفحه اختصاصی ایجاد کنید و علاوه بر پیام‌های بازاریابی، با مشتریان خود در مورد مسائلی که آنها علاقمند هستند، وارد گفتگو شوید.

مرحله علاقه

در این مرحله از مدل AIDA ، مشتری تا حدودی به محصول یا خدمات شما علاقمند شده است. به همین علت شروع به جستجو و تحقیق می‌کند تا اطلاعات بیشتری بدست آورد. بسته به اهمیت و ارزش محصول، ممکن است تحقیق و بررسی توسط مشتری، فرایندی دقیق و طولانی باشد. او احتمالا به نظرات و توصیه‌های سایر مشتریان و مزایا و معایب محصول شما نسبت به محصولات رقیب توجه خواهد نمود.

امروزه مشتریان توجه زیادی به شبکه‌های اجتماعی دارند و سعی می‌کنند نظرات، سوالات و انتقادات سایر مشتریان درباره برند و محصول مورد نظر خود را به دقت مطالعه نمایند. بنابراین حتما به نظرات مثبت و منفی مشتریان خود در شبکه‌های اجتماعی اهمیت داده و به آنها بصورت مناسب پاسخ دهید.

مرحله اشتیاق

در این مرحله از مدل AIDA ارتباطی عاطفی بین مشتری و برند ایجاد می‌گردد. شما باید مشتری را مشتاق و شیفته برند، محصول و یا خدمات خود نمایید. پیش از فروش، مشکلات مشتریان را رفع نمایید، به سوالات آنها پاسخ دهید و فراتر از انتظار آنها خدمات رایگانی را ارائه نمایید. مطمئن باشید که در بلند مدت این سرمایه‌گذاری‌های شما بازدهی خوبی خواهد داشت.

برقراری ارتباط با مشتریان بالقوه و کمک به آنها باید صادقانه و دوستانه باشد تا موجب جلب اعتماد و علاقه آنها گردد. در غیر این صورت بدیهی است که تاثیرات منفی خواهد داشت.

همچنین باید امکان ارتباط سریع و آسان مشتریان بالقوه با کارشناسان شرکت را فراهم کنیم که برای این منظور شبکه‎های اجتماعی و گفتگوهای آنلاین یکی از بهترین ابزارها هستند.

مرحله اقدام

توصیه و نظرات دوستان و سایر مشتریان، بیشترین تاثیر را بر روی تصمیم مشتری برای خرید یک محصول دارد. این نظرات ممکن است مثبت و یا منفی باشد و در نتیجه بر روی تصمیم مشتری مبنی بر خرید یا عدم خرید تاثیر خواهند داشت.

حمایت از مشتریان در فرایند خرید و فراهم نمودن یک تجربه عالی برای آنها، مزایای زیادی برای شما در آینده خواهد داشت. مشتریان خود را به طرفداران وفادار شرکت تبدیل کنید تا شما را به دوستان خود توصیه کنند و در شبکه‌های اجتماعی نظرات مثبتی در مورد برند و محصولات شما منتشر نمایند.

البته گاهی نیز ممکن است در شبکه‌های اجتماعی، نظرات منفی در مورد محصولات و خدمات شما منتشر شود که در اینگونه موارد نحوه پاسخگویی شما به این نظرات بسیار اهمیت دارد.

مرحله نگهداری

هدف تمام شرکت‌های موفق، برقراری ارتباطات بلند مدت و سودآور با مشتریان است. در نظر داشته باشید که حمایت و مراقبت از مشتریان، پس از فروش نیز بسیار اهمیت دارد و باید دیدگاه شما پس از هر فروش، تبدیل مشتری جدید به یک مشتری دائمی و وفادار باشد.

حتما از مشتریان خود نظرسنجی کنید و فرصت ارائه نظرات را به روش‌های مختلف برای مشتریان فراهم نمایید. همچنین باید با استفاده از نرم افزارها و سیستم‌های مرتبط، درخواست‌های پشتیبانی و شکایات مشتریان را نیز به دقت ثبت و پیگیری نمایید.

در مرحله نگهداری، هدف ما افزایش رضایت مشتریان و حفظ رابطه‌ای مثبت و بلند مدت با آنها است که تاثیرات زیادی بر آینده کسب و کار ما خواهد داشت.

 

برای رسیدن به موفقیت در کسب و کار باید مشترى را خوب بشناسید زیرا ایجاد ارتباط صحیح و درست با افرادی که به عنوان مشتری به آن ها نگاه می کنید نیاز به شناخت از جنبه های مختلف آداب و رسوم، فرهنگ، عقاید و کلیه فعالیت های آموزشی، اقتصادی، مذهبی و … دارد.

برای تبیین این مطلب تجربه یک بازاریاب موفق را در این نوشتار اراپه می دهیم که بیانگر اهمیت شناخت مشتری می باشد

یکی از نمایندگان فروش شرکت کوکاکولا، مایوس و نا امید از خاورمیانه بازگشت.
دوستی از وی پرسید: چرا در کشورهای عربی موفق نشدی؟
وی جواب داد: هنگامی که من به آن جا رسیدم مطمئن بودم که می‌توانم موفق شوم و فروش خوبی داشته باشم. اما مشکلی که داشتم این بود که من عربی نمی‌دانستم. لذا تصمیم گرفتم که پیام خود را از طریق پوستر به آن‌ها انتقال دهم. بنابراین سه پوستر زیر را طراحی کردم:

۱. پوستر اول مردی را نشان می داد که خسته و کوفته در بیابان بیهوش افتاده بود.

۲. پوستر دوم مردی که در حال نوشیدن کوکا کولا بود را نشان می‌داد.

۳. پوستر سوم مردی بسیار سرحال و شاداب را نشان می‌داد.

پوسترها را به ترتیب در همه جاهایی که در معرض دید بود چسباندم.

دوستش از وی پرسید: آیا این روش به کار آمد؟
جواب داد: متاسفانه من نمی‌دانستم عرب‌ها از راست به چپ می‌خوانند و لذا آن‌ها ابتدا تصویر سوم، سپس دوم و بعد اول را دیدند و فکر کردند که با خوردن کوکاکولا خسته و کوفته در بیابان بیهوش میشوند!

قبل از انجام هر کاری اول مشترى را خوب بشناسید ، چون برای برقراری ارتباط با مردم باید شناخت درستی از خواسته ها، علایق، زبان و … آن‌ها داشته باشیم.

۶ نکته ای که نباید در برنامه بهبود تجربه مشتری فراموش کنیم

در بازاریابی باید تمرکز اصلی خود را بر تجربه انسانی قرار دهیم. برنامه بازاریابی برای بهبود تجربه مشتری داشته باشیم تا مشتری را از دست ندهیم.

۶ نکته ای که نباید در برنامه بهبود تجربه مشتری فراموش کنیم

در گزارشی در سال ۲۰۱۸ گارتنر مشخص کرد که: ۵۲% از بازاریابان در استراتژی برنامه بازاریابی خود، بودجه حوزه تجربه مشتری را ثابت و یا کاهش می دهند. در حالیکه امروزه اهمیت آن در حال افزایش است!

به نظر می‌رسد این تحقیق واقعیت روشنی را نشان می‌دهد: اغلب صحبت در مورد یک موضوع ساده‌تر از انجام آن است.

جیمز گیلبرت مشاور فوربز می گوید: در یک شرکت مراقبت‌ های بهداشتی مجبور بودیم انتخاب کنیم:

مقدار قابل‌توجهی از هزینه های فناوری بازاریابی مان را کاهش دهیم.
بودجه بیشتری دریافت کنیم.

فکر می‌کنید کدام احتمال اتفاق افتاد؟

ماهها کاوش کردیم تا متوجه شویم:

کدام قسمت های فناوری با هم همپوشانی داشتند.
چه بخشهایی  استفاده نمی شدند. تا بتوانیم آنها را حذف کنیم.

با اینحال نتوانسنیم بازگشت سرمایه مناسبی را دنبال کنیم.

همه اینها  تحقق این امر را روشن ساخت:

با کاهش فناوری‌ها، ما نمی‌توانیم به اندازه کاقی کارآمد باشیم.

بنابراین،

چگونه رهبران کسب‌وکار یک استراتژی تجربه مشتری را توسعه می‌دهند؟ (در حالیکه با موتور بازاریابی در کم‌ترین مقدار اصطکاک باشد.)

پاسخ  گیلبرت ساده است:

هیچ کاری بدون ورودی از سوی مشتریان انجام ندهید.

هم چنین او می گوید:

من به اندازه کافی خوش شانس هستم که در بازاریابی مان بر روی تجربه مشتری تمرکز داریم. علت تمرکز به دلیل فعالیت شرکت نیست. بلکه باور داریم باید روی تجربه مشتری تمرکز کنیم .

همیشه توجه داشته باشید که:

می بایست در بازاریابی، تمرکز اصلی خود را بر تجربه انسانی قرار دهیم. برنامه بازاریابی برای بهبود تجربه مشتری داشته باشیم. این نکات کمک می کند تا مشتری را از دست نداد.

چند راه برای بهبود تجربه مشتری

۱.تکنولوژی

با استفاده از تکنولوژی، تجربه بهتری برای مشتریان فراهم کنید نه برای بازاریابی خود! گاهی بودجه کافی برای بازاریابی نداریم با استفاده از تگنولوژی می توان تجربه را بهینه کرد. این کمک می کند تا ایجاد نقاط اصطکاک کمتری در حوزه تجربه مشتری و بازاریابی ایجاد شود. برای مثال، قصد خروج از یک وب سایت دارید و صفحه پاپ آپ باز شود. آیا وقتی این اتفاق برای شما می‌افتد آن را دوست دارید؟ من از آن متنفرم. وقتی که به سایت های B2B می‌روم.

در حالیکه، وقتی به سایتی برای خرید هدیه می روم، پیشنهاد ارسال رایگان و تخفیف خوشحال کننده است.

۲. کانال OMNI

فقط به این دلیل که کانالی برای بازاریابی در دسترس وجود دارد، بدان معنا نیست که شما باید از آن استفاده کنید. با مشتریان خود رابطه برقرار کنید تا ارزش واقعی در تعامل با آنها بدست آورید. اجازه دهید مثالی بزنم: اتوماسیون پست الکترونیکی را انتخاب می کنیم. این عمل به معنای آن است که کار برای شما و سایر بازاریابان آسان‌تر شود.

توجه داشته باشید:

هرگز نباید مشتری بهای آن را بدهد. این ایمیل‌ها برای هزاران نفر همزمان  ارسال می شود( مهم نیست که محتوای شما چقدر عالی است). پس تبلیغات بدون هیچ ارزشی و تماس‌ها با هیچ زمینه ای انجام می‌شوند. به مردم ارزش بدهید و در عوض آن ارزش خود را بدست خواهید آورد.

ضرب المثل قدیمی می گوید: با دیگران طوری رفتار کن که می خواهید با شما رفتار شود. اگرچه کلیشه ای اما درست است.

هرکدام از ما چند ایمیل نخوانده بدون دلیلی برای باز کردن در Inbox داریم! ما حتی وقت نداریم روی آنها کلیک کنیم چه برسد که آنها را بخوانیم!

۳. گوش دادن

در واقع اگر شما سعی نکنید به مشتریان خود گوش دهیدچگونه می توانید: به آنچه می گویند عمل کنید؟  آنها را درک کنید و متوجه نیازشان شوید؟
مشتریان احتمالی خود گوش دهید اگر شما جایی برای ذخیره این اطلاعات در هنگام تعامل با آنها نداشته باشید؟

اجرای فرایندهای کوچک نظرسنجی در مورد عملکردهای شما در بازاریابی ساده اما بسیار کارگشاست.

ار آنها بپرسید: عملکرد ما در بازاریابی چگونه است؟ تمایل دارید تا بیشتر چه مواردی به شما ارایه شود؟ نظرتان در تجربه برند ما چگونه است؟
می توانید در تیم توسعه و فروش سوالاتی از این دست را از مردم پرسید و نمی توانم بگویم که چقدر بازخورد جالبی خواهید دید!

۴. محصول

همیشه تغییرات اتفاق می افتد و چاره ای جز همراهی نیست. توسعه، طراحی، نوآوری وسازگاری با تغییرات در برنامه خود داشته باشید. محصول خود را کنترل کنید. از ترندها برای خدمت بهتر به مشتریان استفاده کنید.

 ۵.الویت دهی

آیا شما صرفا فعالیت های بازاریابی که از دستتان بر می آید را انجام می دهید؟ بهتر است تمرکز بر الویت بندی بر اساس بازخورد مشتریان داشته باشیم. سوالی که می توان از آن استفاده کرد: چگونه می توانیم برای مشتریان خود سودمند باشیم؟ هیچوقت نشنیده ام که این سوال بی نتیجه و غیر منصفانه باشد.
حالا مجدد و با این رویکرد بیابید که: مخاطب شما کیست؟

همانطور که پیش تر گفته شد، این رویکرد می تواند کمک کند تا برخی چیزها که برای مخاطب مفید نیستند، حذف کنید. توجه داشته باشید در شرایط بحران این مساله نقش بسیار مهمی می تواند بازی کند.

۶.همه ما دارای حس مالکیت هستیم.

خواندن نظرات نوشته شده در شبکه های اجتماعی برندها بسیار جالب است. از آنجا می توان متوجه شد که آیا تجربه مشتری را جدی می گیرند؟ آیا تلاش های بازاریابی و پشتیبانی مناسبی دارند؟

دیدن ده ها نظر از تجربیات بد بدون پاسخ، بدون هیچ نشانه از تصمیم برند برای تغییر این تجربیات عجیب به نظر می رسد!

دردنیای دیجیتال این نوع تجربه ها در رسانه اجتماعی می تواند به ضرر وفاداری مشتری عمل کند.افراد می خواهند صدایی برای برای گفتن داشته باشند، پس به آنها این فرصت را بدهید. این متقابل برای شما هم مفید است. مشتریان خود را تشویق کنید تا تجربه های خود رابه اشتراک بگذارند. با حضورتیم شما در آنجا منجر به تعامل می شود و می توانید از این بازخوردها استفاده کنید.

اگر بتوانیم برای مشتری خود تجربه ای خاطره انگیز بسازیم دیگر نیازی به این پرسش نخواهیم داشت:

چه کاری برای افزایش تعداد مشتری انجام دهیم؟

همچنین خبر خوب دیگر این است که :

با ایجاد وفاداری مشتری از طریق تجربه مشتری (User Experience) هزینه جذب مشتری،‌ میانگین درآمد، میانگین طول عمر(life Time) احتمالا بیشتر خواهد شد. مشتریان وفادار می توانند بهترین بازاریابی را برای کسب و کارمان انجام دهند.

صادقانه عمل کنید و برنده باشید!

منبع: ای بازاریابی

هدفگذاری فروش و مدیریت فروش

در تعیین هدف و هدفگذاری از روش های مختلفی استفاده می شود. در این نوشتار برخی از سیستم ها و روش های هدفگذاری فروش که شامل موارد زیر می باشد، مورد بررسی قرار می گیرد. با ما همراه باشید.

روش های هدفگذاری فروش

روش های هدفگذاری فروش

۱- روش روند گذشته یا تداوم روند قبلی

در این روش هدفگذاری فروش با فرض این که روند تغییر پارامتر موردنظر درآینده، مشابه روند سال های گذشته خواهد بود، از رشد متوسط سال های قبل جهت پیش بینی هدف پارامتر استفاده می شود. مزیت اصلی این روش سهولت استفاده از آن می باشد، اما نباید این نکته را از ذهن دور نگاه داشت که در بسیاری از موارد، صرف استناد به روند سال های گذشته می تواند گمراه کننده باشد. زیرا تغییرات و تحولات تکنولوژیکی، فرهنگی و سلیقه ای و تحولات جمعیتی باعث تأثیر در روند تغییر پارامتر مورد نظر خواهد شد.

۲- روش سطح مصرف یا مصرف سرانه

در این روش که بطور عمده جهت پیش بینی هدف محصول در سال های آتی استفاده می شود، متوسط نرخ رشد مصرف سرانه در سال های گذشته محاسبه می شود. پیش بینی تقاضا با لحاظ کردن متوسط نرخ رشد سرانه و نرخ رشد جمعیت بدست می آید.

که در آن: جمعیت کنونی –  نرخ رشد جمعیت- سال مورد محاسبه –  مصرف سرانه در سال پایه-   نرخ رشد مصرف سرانه – هدف

روش فوق زمانی استفاده می شود که امکان استناد به شاخص مصرف سرانه در مطالعه وجود داشته باشد.

۳- روش ضریب مصرف

این روش تعیین هدف  برای کالاهای واسطه ای که از آنها برای تولید کالای دیگر استفاده می شود، مناسب می باشد. بطوری که با در اختیار داشتن ضریب مصرف محصول مورد بررسی در بخش های مصرف کننده محصول و پیش بینی تولید کالایی که از محصول مورد بررسی استفاده می نماید می توان به تقاضای محصول مورد بررسی دست یافت. روش فوق در مواردی که امکان تعیین ضریب مصرف محصول فراهم باشد و همچنین امکان پیش بینی تولید کالای مصرف کننده محصول در سال های آینده فراهم باشد، مناسب می باشد.

۴- فرایند مارکو (Markov Process)

در این روش با استفاده از نظرسنجی، برای کالاهای جدید یا نوع خاصی از کالاهای موجود که نیازمند بررسی رفتار مصرف کنندگان محصول اعم از افراد یا گروههای درآمدی و یا صنایع مصرف کننده محصول واسطه ای می باشد می توان از روش فرایند مارکو استفاده کرد. در این روش از طریق پرسشنامه، مطالعه میدانی و یا مصاحبه می توان به نظر سنجی پیرامون هدف کالای مورد بررسی پرداخت.

۵- روش روند متغیر

در این روش به دلایل تغییر در شرایط اقتصادی و اجتماعی و نیز تحول الگوهای مصرفی ناشی از آنها، بررسی روند تغییرات مصرف یک کالای معین برحسب مورد در ارتباط با تغییر درآمد ملی (یادرآمد سرانه) و یا هریک از اجزای تشکیل دهنده آن نظیر سرمایه گذاری ملی (دولتی، خصوصی) مصرف ملی (دولتی، خصوصی) و … و یا اعتبارات خاص برنامه ای و بودجه خانوار انجام می شود. مقادیر پیش بینی شده برای درآمد ملی و یا هرکدام از پارامترهای فوق را به ترتیب از گزارش های مربوط به برنامه های عمرانی بودجه دولت، بانک مرکزی و سایر سازمان های ذیربط دولتی و ملی می توان تهیه نمود.

در این روش برای تحلیل ارتباط و مقایسه بین روند مصرف کالای مورد بررسی یا روند تغییرات درآمد ملی و یا هر پارامتر دیگر و طریق تناسب ساده و با رابطه همبستگی (Regression) استفاده می شود. در روش تناسب ساده چون میزان روند تغییرات مصرف کالا و روند تغییر پارامتر انتخابی در دوره گذشته معلوم هستند لذا با معلوم بودن روند آینده پارامتر انتخابی، میزان روند تغییرات مصرف کالا در آینده برآورد خواهد شد. از رقم بدست آمده به همان شکلی که در روش قبلی ذکر شد برای پیش بینی میزان هدف فروش در آینده استفاده می شود.

روش های بررسی میزان تولیدات محصول

بررسی میزان تولیدات محصول شامل گردآوری آمار و اطلاعات مربوط به تولیدات شرکت هایی است که درحال حاضر درحال ارائه این محصول می باشند و در حالت کلی بعنوان رقیب محسوب می گردند. پس از تعیین میزان عرضه محصول که برابر تولید باضافه واردات می باشد بایستی آمار و ارقام مربوط به شرکت ها و یا جمعیت مصرف کننده محصول مورد نظر بررسی و ارائه گردد تا از مقایسه میزان عرضه و تقاضای محصول، تعیین گردد که آیا محصول تولیدی دارای بازارمصرف می باشد و یا خیر؟

منبع: http://khooyeh.ir