تعرفه: در عصر حاضر به منظور رشد اقتصادی و افزایش سطح استانداردهای زندگی، پذیرفته­‌ایم که بیشتر به کارآفرینی احتیاج داریم. اما نکته مهم این است که بیشتر همیشه بهتر نیست!

رشد اقتصادی ناشی از کارآفرینی زمانی حاصل می­‌شود که مولد و سازنده باشد. به عبارت دیگر، همه کارآفرینانی که به سود دست می­‌یابند، در صورتی که اثرات غیرمولد و یا بدتر از همه مخرب بر اقتصاد داشته باشند، دیگر در رشد اقتصادی سهیم نیستند. متأسفانه ، بسیاری از کارآفرینان نمی­ دانند چطور می­‌توانند به اقتصاد کمک کنند؛ به همین دلیل مولد و سازنده هم نیستند.

البته برای کسب درآمد ضروریتی ندارد تا مولد باشید. می‌­توان بدون اینکه کمک خاصی به اقتصاد یا جامعه کنید، به عنوان کارآفرینی موفق شناخته شد. با این حال ، بسیاری از کارآفرینان صرفاً برای پول، فعالیت نمی‌­کنند. همچنین آن‌ها به این دلیل که نمی خواهند برای شخص دیگری کار کنند، درگیر کارآفرینی نشدند. درعوض، آن‌ها می خواهند دنیا را تغییر دهند (اگرچه این امر ضرورتاً مستلزم دوری آن‌ها از درآمدزایی نیست).

چگونه کارآفرینی موفق شویم؟

حقیقت ساده و الهام بخش این است که هیچ تضادی بین کسب درآمد و ایجاد تغییر وجود ندارد. در حقیقت، شما می­‌توانید کارها خوب را به درستی انجام دهید. اما برای این کار ، شما باید ایده‌­های ساده اما غالباً نادیده گرفته شده راجع به یک کسب‌وکار “مولد” را در نظر بگیرید:

۱- موضوع فقط محدود به شما نمی‌­شود!

شروع کار شما یک انتخاب شخصی است و ممکن است با انتخاب نوع زندگی شما همراه باشد؛ اما تأثیر و موفقیت کسب و کارتان یک موضوع “شخصی” نیست. محصول یا خدماتی که ارائه می­دهید یا فرصت­هایی که شما می­شناسید، محدود به شخص شما نمی­شود. همگی آن‌ها مربوط به ارزشی است که شما ایجاد می­کنید و توسط افرادی که این ارزش را به آن‌ها ارائه داده­اید، تعیین می­شود.

به بیان ساده تر ، شما همیشه بین دیدگاه مشتریان نسبت به کسب وکارتان و آنچه به آن‌ها پیشنهاد می­دهید، قرار گرفته اید. بنابراین ، با ارزیابی آن‌ها مبارزه نکنید. در عوض به این فکر کنید که چطور می­‌توانید تا حد امکان ارزش بیشتری به مشتری خود – مطابق با شرایطش – ارائه دهید. چگونه به دیگران بهتر خدمت کنید؟ اینگونه می­‌توانید به خودتان نیز خدمت کنید.

۲- مشتری می­‌گوید که چه چیزی را می­‌خواهد؟!

علت این امر این است که مردم می‌­توانند ارزش­ها را بکار گیرند، اما لزوماً نمی‌­دانند که چگونه می­‌توانند خواسته‌­های خود را برآورده سازند. اگر این کار را می­‌کردند، پس مساله‌­ای هم وجود نداشت.

وظیفه شما به عنوان یک کارآفرین، تعیین خواسته­‌های افراد (که باعث نارضایتی شده) و کمک به رفع آن‌هاست. به طور خلاصه این تعریف “ارزش” است. شما می‌­توانید این کار را با ارائه راه­‌حل جدید یا ارائه راه­‌حل قدیمی به روش جدید انجام دهید. در عوض، می­‌توانید داستانی متفاوت بگویید که باعث تحریک مشتریان شما شود و پی ببرند چه ارزشی می‌­توانند بدست آورند.

۳- فقط مربوط به رقابتتان نیست.

ما اغلب بدنبال فرصت‌­های کسب وکار، رقابت بر سر بازارهای گوشه‌­ای و جایگاه رقبا در بازار هستیم: چیزی که غالباً آن را مزیت رقابتی می­‌نامیم.

مطمئناً حفظ یک مزیت رقابتی در یک صنعت بالغ و به اصطلاح “اقیانوس سرخ“، از طریق ایجاد تمایز بسیار مهم است. اما این عوامل نباید هدف اصلی کارآفرینان باشد. برای کارآفرینان موفق، جایگاه رقبا باید یک نگرانی ثانویه باشد. آنچه ابتدا باید بر آن مترکز شوید، ارائه یک بخش (segment) خاص از مشتری است. اگر از نظر مشتریان، کسب وکار شما ارزش بیشتری را پیشنهاد دهد (نسبت به رقبای شما)، پس کاری که رقبا انجام می­‌دهند اهمیت کمی خواهد داشت.

سخن آخر، کارآفرینی موفق و مولد، ساده است.

برای کارآفرینی موفق و همچنین ایجاد یک تغییر مثبت در جهان ، تنها کاری که شما باید انجام دهید دو چیز است. ابتدا ارائه ارزش به مشتری با توجه به شرایطش، دوم، انجام این کار به روشی اقتصادی.

متأسفانه ، این در تئوری ساده است اما در عمل سخت است. اما حقیقت این است که دلیل عدم دستیابی به اهداف دشوار این است که کارآفرینان در مورد کسب و کار خود وارونه فکر می­‌کنند. هنگام تصمیم گیری برای شروع یک کسب­‌وکار ، آن‌ها کارهایی را که می‌خواهند انجام می­‌دهند، سپس به آنچه مشتری می­‌گویند و  آنچه رقبا در فضای بازار در حال انجامند، توجه می­‌کنند.

فکر کردن در مورد کارآفرینی از دیدگاه “ارزش” به شما کمک می­‌کند تا واقعاً در جهان تغییری ایجاد کنید. این نوع تفکر شما را در مسیر صحیح نگه می‌­دارد، جایی که حقیقت بارز این است که شما با خدمت به دیگران، به خود خدمت می­‌کنید.

0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *