نوشته‌ها

نقش رسانه ها در مدیریت بحران ها ی اجتماعی ـ بخش ششم

نقش رسانه ها در مدیریت بحران ها ی اجتماعی ـ بخش ششم

تاکنون در پنج بخش گذشته نقش رسانه ها در مدیریت بحران ها ی اجتماعی را مرور کرده ایم . اگر موافق هستید بخشی دیگر از این مطلب در رابطه با نقش رسانه ها بعد از بحران، مراحل مختلف بحران، مراحل جامع مدیریت بحران و … را مورد بررسی قرار دهیم. ما را تا پایان مطلب همراهی کنید.

نقش رسانه ها بعد از بحران

الف : اطلاع رسانی برای تقویت همبستگی با آسیب دیدگان :

اطلاع رسانی، کارکرد اصلی و اساسی در این مرحله است . مردم باید هر لحظه از اثرات مخرب فاجعه وبحران آگاهی یابند ومستولیت پذیری را نیز تا آخرین لحظات نیاز، از دست بدهند . از طرفی مسئولان امر نیز از مراقبت های خود و تمرکز بر رفع مشکلات و نارسایی های بازماندگان نکاهند .

ب : بررسی چگونگی و نحوه مواجهه سازمان های مسئول با بحران :

با توجه به این که نقاط ضعف مدیریت ها در شرایط بحرانی خود را به خوبی نشان می دهند، به این ترتیب رسانه ها می تواننــد، ضعف ها و نقاط قوت مدیریت بحران را در سطح محلی، منطقه ای و ملی به بررسی و نقد بگذارند و سازمان ها و شهروندان را برای مواجهه با فجایع احتمالی آینده آماده نمایند .

ج : اطلاع رسانی و آموزش برای کاهش آلام بازماندگان :

کودکان بعد از هر نوع بحران طبیعی از جمله افرادی هستند که بیشتر از دیگران ترسیده و در معرض آسیب های بعد از آن قرار دارند. به طوری که این ترس ممکن است سال های سال همراه آنها باشد . از ایــن رو، والدین بچه ها را تشویق کنند تا احساسات خود و دیگران را در خلال بازی ها، نقاشی و کارهایی نظیر آنها بیان کنند. بعضی از این بچه ها، ممکن است بعد از وقوع بحران در روزهای بعد عصبانی و یا خشن و پرخاشجو و یا دچار اختلال شخصیت شوند. از این جهت کودکان به توجه ویژه ای نیاز دارند. این امر در حالی است که بازماندگان آنها خود دارای رنج ها و آلام روحی و جسمی زیادی باشند و از این جهت کودکان را فراموش کنند. سازمان ها و افراد درگیر در معرکه باید توجه خاصی از این جهت به کودکان داشته باشند.

مراحل مختلف بحران

– «انباشت بحران»:

اولین مرحله مربوط به دوره زمانی «انباشت بحران» است؛ در این دوره نشانه‌های بحران به مرور خود را نشان می‌دهند و مدت‌ها قبل از این‌که چکاننده‌های بحران عمل کنند، علائم و پیش‌درآمدهای بحران معلوم می‌شوند.

– «بروز و ظهور بحران» :

دومین مرحله شکل‌گیری بحران «بروز و ظهور بحران» است که در این دوره حوادث تحریک کننده موجب بروز و ظهور بحران شده و آن را به شکل یک واقعیت ملموس و تهدید کننده در می‌آورد. خسارت‌ها و ضربه‌های فیزیکی و روانی به سازمان و عناصر محیطی در این مرحله صورت می‌گیرد.

– «فروکش کردن بحران»:

فروکش کردن بحران، سومین مرحله از حیات بحران است که با اسم‌های دیگر نظیر «مرحله مزمن» و … نیز شناخته می‌شود. در این مرحله بحران وارد فضای جدیدی شده، دامنه و شدت آن به طور چشمگیری کاهش می‌یابد.

– «پایان بحران» :

چهارمین و آخرین مرحله مربوط به زمانی می‌شود که نشانه‌های بهبود اوضاع و برطرف شدن تهدیدها پدیدار شده. پایان یک بحران لحظه‌ای است که این مرحله به اتمام رسیده باشد.

مراحل جامع مدیریت بحران:

مرحله قبل از بحران: پیش‌بینی، پیشگیری، آمادگی؛

مرحله شروع بحران: هشدار و مصونیت، ارزیابی مقدماتی، پاسخگویی سریع؛

مرحله حین بحران: امداد و نجات، عملیات ویژه، مهارسازی؛

مرحله پس از بحران: بازیابی، بازسازی، یادگیری.

فناوری‌های نوین ارتباطی و فرآیندهای اجتماعی

حضور پر رنگ فناوری‌های نوین ارتباطی در تمامی روندها و فرایندهای اجتماعی سبب شده است که شرایط محیطی از ثبات و پایداری به سمت تغییر و تحول دائمی متمایل شود. در برخی موارد، اگر این تغییر و تحولات، صحیح مدیریت نشود، می‌تواند منجر به بروز بحران شود. این ویژگی در عرصه عمل، موجب شکل‌گیری نظریه‌های جدید برای کنار آمدن با شرایط پیچیده و پرتحول امروزی شده است.

ورود به بحث مدیریت بحران نیازمند شناخت عوامل بنیادی در فرایندهای ارتباطی میان افراد برای شکل گیری و بروز رفتار است.

شکل گیری ارتباطات انسانی در حوزه های مختلف اعم از روابط میان فردی، ارتباطات سازمانی و ارتباطات اجتماعی، در سه حوزه قابل شناسایی اند: نظام حسی حرکتی، نظام زبانی و نظام انتزاعی. این نظام ها با فرایندهای ساده و پیچیده در تعامل گسترده با محیط بیرونی، ارتباطات انسانی را به وجود می آورند.

حوزه های مختلف ارتباطات انسانی

نظام حسی حرکتی :

شامل ابزارهایی است که با رشد فیزیولوژیک در انسان شکل می گیرند و به عنوان کانال، محرک های حسی ـ حرکتی را از محیط دریافت و به ذهن انتقال می دهند. این ابزارها به عنوان حواس پنج گانه، به ویژه دو حس بینایی و شنوایی، بیشترین سهم را در تبادل اطلاعات در تعاملات میان فردی برعهده دارند.

در این نظام، واقعیت عینی به عنوان یکی از محرک های حسی ـ حرکتی بیشتر از طریق شنوایی و بینایی به ذهن وارد می شوند.

بنابراین، افراد مختلف نسبت به یک موضوع براساس حوزه ادراکی شان که ناشی از باورها، ارزش­ ها و هنجارها در محیط پیرامونی آنهاست می توانند به صورت بالقوه، توانایی های متفاوتی در درک یک موضوع داشته باشند. اما مسئله مهم این است که این توانایی ها قابل دستکاری و تغییرند.

انواع محرک های حسی – حرکتی، با تاثیرگذاری خود نخست به مفهوم تبدیل شده، در حافظه به عنوان سابقه ذهنی جای می گیرند و سپس در پردازش اطلاعات بعدی مورد استفاده قرار می گیرند.

در جهان امروز، بحران بخشی از زندگی روزمره انسانهاست که در هر جا و هر زمان می تواند رخ دهد و معمولا زمانی به وقوع می پیوندد که انتظار آن نمی رود.

امروزه، دیگر دیدگاه های گذشته و نظریه‌های پیشین در مقابله با بحران و اداره آن، کارایی چندانی ندارد. در اثر نقش و کارکرد بی بدیل وسایل ارتباط جمعی در شرایط بحران، دیدگاه ابزاری به رسانه به نگاه راهبردی تغییر یافته و رویکردهای مختلف رسانه‌ای برای پوشش رویدادها و جریان‌های بحرانی در عرصه جهانی شکل گرفته است

ادامه دارد…

منبع: شارا

مدیریت بحران های اجتماعی

نقش رسانه ها در مدیریت بحران های اجتماعی ـ بخش چهارم

در ادامه مطالب گذشته با عنوان نقش رسانه ها در مدیریت بحران های اجتماعی ،در این بخش انواع استراتژی های رسانه ای در زمان بحران ،  مراحل کنترل و مدیریت بحران، مدیریت بحران با دیدگاه های متفاوت و … مورد بررسی قرار می گیرد.

انواع استراتژی های رسانه ای در زمان بحران

۱- استراتژی عدم برجسته سازی بحران: در این استراتژی به بحران به عنوان یک رویداد عادی نگریسته خواهد شد.

۲- استراتژی قانونی: در این استراتژی، تاکید بر نظر متخصصان و صاحب نظران پیرامون بحران جهت جلوگیری از تاثیر شایعات بر مردم است.

۳- استراتژی پاسخگویی وجلوگیری از گسترش بحران: در این نوع استراتژی،بر ارائه گزارش های خبری حاوی نظرات مسئولان مطلع تاکید می شود.

۴- استراتژی روانشناسانه:در این استراتژی، اطلاع رسانی در خصوص زوایای مختلف انسانی و اهمیت انسانی بحران مورد تاکید و توجه است.

۵- استراتژی تسریع در اطلاع رسانی: در این استراتژی، سرعت در اطلاع رسانی با استفاده از تمام ابزارها مورد توجه قرار خواهد گرفت.

۶- استراتژی روشنگری اجتماعی: انژاس پیامها ومطالبی که اعتماد مردم را جلب کند در این استراتژی مورد تاکید وتوجه است.

۷- استراتژی ارائه معنا و تصویری مطلوب: در این استراتژی، ارائه تصویری معنا بخش از جوانب مختلف بحران،ارائه اطلاعات چند رسانه ای به شیوه ای که نیازهای رسانه ای و اطلاعاتی مخاطب را برآورده کند مد نظر است.

مراحل کنترل و مدیریت بحران های اجتماعی

نظر به وجود انواع بحران، اعم از بحران های ناشی از بلایا و حوادث طبیعی، بحران های اقتصادی، بحران های سیاسی و بین المللی، بحران های اجتماعی و … مدیریت و کنترل هریک از این بحران ها ضرورت و بایدهای خاص و ویژه ای دارد که توجه به آن بسیار مهم است . این شناخت در حقیقت قدم های اولیه برای کنترل بحران است . مخصوصاً بر کارگزاران رسانه ها لازم است این مراحل را به خوبی بدانند؛ زیرا در لحظات اولیه بحران، که سیستم های اجتماعی و تصمیم گیری گاهی مختل شده و آمادگی لازم را برای اقدام ندارند، کارگزاران رسانه با شناخت قبلی می توانند نقش تأثیرگذار و فوق العاده ای در بهنگام کردن نقش های مختلف اداری و سازمانی در سطح ملی و منطقه ای و محلی را ایفا کنند.

مراحل اولیه مدیریت بحران های اجتماعی

ـ شناخت و ارزیابی دقیق عوامل بحران؛

ـ تعیین این که آیا عوامل فوق تأثیر طولانی مدت دارند، یا کوتاه مدت؛

– روشن کردن وقوع و احتمال حادثه دیگر . مثلاً در واقعه زلزله منجیل، احتمال شکستن سد منجیل وجود داشت که خود این امر موجب مصیبت دیگری می شد؛ ( احتمالاً رودبار دچار خطر جدی می شد .)

– تمرکز بر روی توانایی های همگانی در فعالیت ها یا افراد و سازمان هایی که می توانند موجب مشکل شوند.

مدیریت بحران های اجتماعی با دیدگاه ها و مدل های متفاوت:

۱- مدل لچات(Lechat): انتظار، اعلام خطر، نجات، عادی سازی و توان بخشی؛

۲- مدل میتراف و پیرسون: تشخیص، آمادگی، فرونشاندن، بازیابی، یادگیری؛

۳- مدل مک‌کانکی: پیش‌بینی، تدوین برنامه، تأمین نیروی انسانی، اجرای برنامه؛

۴- مدل لیتل جان(Little John): طراحی ساختار سازمانی مدیریت بحران، انتخاب تیم، سازماندهی تیم و ارائه آموزش‌های اولیه، طراحی سناریو پاسخ به موقعیت بحرانی، تهیه و تدوین برنامه اقتضایی، به کارگیری محتوای برنامه اقتضایی؛

مدل جامع مدیریت بحران:

مرحله قبل از بحران: پیش‌بینی، پیشگیری، آمادگی؛

مرحله شروع بحران: هشدار و مصونیت، ارزیابی مقدماتی، پاسخگویی سریع؛

مرحله حین بحران: امداد و نجات، عملیات ویژه، مهارسازی؛

مرحله پس از بحران: بازیابی، بازسازی، یادگیری .

فرآیند تصمیم گیری در بحران و نقش رسانه ها

بحران ها با وجود گونه های مختلف، از برخی ویژگی های مشترک مانند زمان کوتاه برای تصمیم گیری و فشار بسیار در زمان اندک برخوردارند.

فرایند تصمیم گیری فرایندی است که طی آن، برای حل یک یا چند مساله مشخص، گزینه هایی طرح و مطلوب ترین آنها با ارزیابی های گوناگون انتخاب می شود. تصمیم گیری در شرایط بحرانی از حساسیت و احتمال خطر بالاتری نسبت به شرایط عادی برخوردار است. شرایط خاص بحرانی گاه به خودداری از تصمیم گیری منجر می شود و این در صورتی که به عمد و آگاهانه باشد، خود یک تصمیم شمرده می شود.

در یک نظام بحران زده، رسانه ها می توانند در فرایند تصمیم گیری نقش های مثبت یا منفی را به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر عهده بگیرند. از سوی دیگر، رسانه ها در موارد لازم می توانند با شفاف کردن وقایع و شرایط بحرانی از سوء استفاده دولت یا گروه ها و اشخاص با نفوذ جلوگیری کنند. همچنین می توانند با افراط و تفریط در اطلاع رسانی و تحت تاثیر قرار دادن اشخاص یا گروه های خاص، تصمیم گیران را تحت فشار قرار دهند، به نحوی که اوضاع را بحرانی سازند یا خود را در شرایط بحران تصور کنند یا امکان اتخاذ تصمیم مناسب را از دست بدهند.

پنج کارکرد رسانه های اجتماعی در بحران:

۱- آموزش و آگاهی بخشی

شامل کارکردهایی مانند آموزش پیشین، آموزش پیشگیرانه، آموزش استفاده از قابلیت های گوشی های هوشمند در زمان بحران مانند مکان یاب ها، آموزش استفاده از رسانه های اجتماعی، آموزش امداد و نجات؛ اجرای مانورهای آزمایشی و آموزش های درون سازمانی و غیره می شود. رسانه ها ازجمله رسانه های اجتماعی، میان مردم به ویژه نسل جوان محبوبیت دارند و می توان این آموزش ها را در قالب پیام های متنوع و جذاب، به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم برای اثربخشی در شرایط بحران ارائه کرد.

۲- رصد و پایش اطلاعات و محیط

این نقش شامل مجموعه ای از نقش های رصد اطلاعات توسط مردم، مدیران و کارشناسان بحران، نظارت بر افکار عمومی و پایش اطلاعات، شناسایی کاربران تأثیرگذار بر مخاطبان، تجزیه و تحلیل پیام ها و اظهار نظرهای مردم در فضای این رسانه ها و… است. با رصد و پایش اطلاعات و محیط می توان تهدیدات موجود و تبعاتشان در بحران را شناسایی کنند.

۳- اطلاع یابی و اطلاع رسانی

این کارکرد در مدیریت بحران نقش بسزایی دارد و ریزکارکردهایی مانند اطلاع یابی از بحران و نیازهای مردم آسیب دیده در بحران، جستجوی سریع و آسان اطلاعات، اطلاع از نظر و اقدامات مسئولین، اطلاع رسانی آنلاین ۲۴ ساعته، اطلاع رسانی و هشداردهی نسبت به بحران و تبعات آن و… است.

۴- همبستگی و انسجام بخشی

از دیگر کارکردهای رسانه های اجتماعی در مدیریت بحران ایجاد همبستگی و انسجام بخشی است. نفوذپذیری رسانه های اجتماعی در میان مردم بالاست، همچنین در شرایط بحرانی به دلیل قطع شبکه برق استفاده از موبایل های هوشمند و رسانه های اجتماعی افزایش پیدا می کند. این کارکرد برآیندی از کارکردهای ایجاد حس همبستگی میان مردم، مردم و مسئولین، ایجاد اتحاد و یکپارچگی، تعریف ساز و کارهای گروهی و بسیج مردمی برای امداد و نجات است. رسانه های اجتماعی می توانند عامل ایجاد همبستگی و وحدت بین مردم باشند همدلی، سازماندهی گروه های مردمی و انسجام بخشی را تسریع نمایند و کمک رسانی و ایجاد روحیه همکاری را تقویت کنند.

۵- هدایت و رهبری

با ادغام کارکردهایی مانند حضور مداوم مسئولین مدیریت بحران در رسانه های اجتماعی، برقراری ارتباط با مردم، راهنمایی، کنترل و جهت دهی رفتار آن ها، کنترل و تعدیل نارضایتی ها، برقراری آرامش، هدایت و رهبری شکل می گیرد. هدایت صحیح افکار عمومی در زمان بحران، جامعه را از جامعه ای بحران زده و مستعد نا آرامی به سمت آرامش سوق می دهد.

آنچه مسلم است مسئولان جامعه و مدیران بحران با کمک رسانه های اجتماعی و اطلاع رسانی صحیح و صادقانه می توانند ارمغان بخش آرامش در جامعه باشند و با عملکرد صحیح در رسانه های اجتماعی به صورت هوشمندانه ای در جلب اعتماد مردم، ارتباط مؤثر با مردم، کنترل نارضایتی ها، هدایت و جهت دهی افکار عمومی، انجام وظیفه کنند. نباید فراموش کرد که یکی از بزرگ ترین مشکلات در زمان بحران، هدایت و رهبری مردم بحران زده است که به دلیل آسیب ها و خسارت های وارده تا حد زیادی، قدرت تصمیم گیری صحیح از آن ها سلب می شود.

ادامه دارد

منبع : شارا

نقش رسانه ها در مدیریت بحران های اجتماعی ـ بخش سوم

نقش رسانه ها در مدیریت بحران های اجتماعی ـ بخش سوم

ایران یکی از کشورهایی است که همواره در معرض بحران‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی قرار داشته است. هر جا که بحران وجود دارد به ابزار مدیریت آن و رسانه نیاز است. در ادامه مطالب گذشته با عنوان نقش رسانه ها در مدیریت بحران های اجتماعی در این نوشتار هدف مدیریت بحران و انواع مدیریت بحران مورد بررسی قرار می گیرد.

هدف مدیریت بحران

به بیان مک کارتی، هدف اصلی مدیریت بحران، دستیابی به راه حلی معقول برای برطرف کردن شرایط غیرعادی »به گونه ای است که منافع و ارزش های اساسی، حفظ و تامین شوند. این هدف دربرگیرنده سیاست جاری است و از طریق فرآیندهای اجبار و انطباق پیگیری می شود تا در نهایت به گرفتن بیشترین امتیازات ممکن از دشمن بیانجامد و موقعیت و جایگاه خودی، تا حد امکان، بدون هرگونه تزلزلی حفظ شود.

مدیریت بحران هم شامل هدف مثبت یا سنتی حفظ اهداف ملی است و هم شامل هدف منفی، یعنی اطمینان از اینکه شرایط از کنترل خارج نشود و به جنگ تبدیل نشود. بحران نه تنها ایجاد کننده خطر عمدی است، بلکه خالق نیز هست. بحران نه تنها در نتیجه تصمیمات عمدی،اقدامات معین یا انتخاب آگاهانه، بلکه به سبب وقایعی همچون فرآیند خبرگیری و خبردهی یا از دست دادن تسلط بر وقایع، منجر به اعمال خشونت شود.

بنابراین به بحرانهای سیاسی، نظیر هر بحران دیگر یک سلسله شاخص های عام همچون:فشردگی زمان، شدت تنش، تهدید جدی نسبت به اهداف اولویت دار، آثار استهلاک طولانی و … دارند . اما از منظری معطوف به بحرانهای سیاسی، میتوان شاخصهای برجسته این نوع بحران را در پدیدههایی نظیر بی ثباتی سیاسی، بی اعتمادی سیاسی، عدم مشارکت سیاسی، ناکارآمدی سیاسی، تشدید تنش های سیاسی درون نظام و میان رهبران، تعمیق شکاف میان مردم و نظام دانست.

از طرفی می توان گفت که بحران سیاسی، بحران مشروعیت نظام حاکم و گفتمان سیاسی مسلط است . آنگاه که نخبگان سیاسی جامعه استعداد و قابلیت تولید ارتباطات و مناسبات مبتنی بر اعتماد و مقبولیت خود را از دست می دهند و نظام سیاسی دچار ناکارآمدی می شود، بحران های سیاسی حادث می شوند.

انواع مدیریت بحران

در یک تقسیم‌بندی کلی، ارتباط بحران و رسانه را می‌توان به سه دسته تفکیک کرد: بحران در خارج سازمان رسانه‌ای، بحران در داخل سازمان رسانه‌ای و اداره بحران به وسیله رسانه. هر کدام از دسته‌بندی‌های فوق، به بررسی جداگانه نیاز دارد و مقالۀ مستقلی را می‌طلبد

اما در اینجا، به هر یک از تقسیم‌بندی‌های مذکور از بحران، به اختصار اشاره می‌کنیم:

  1. بحران در داخل سازمان رسانه‌ای

بحران در داخل سازمان رسانه‌های خبری، تقریباً با بحران‌های داخلی سازمان‌های غیررسانه‌ای مشابه است. هنگامی که سازمان خبری نتواند به نیازهای مخاطبان در مواقع بروز بحران در محیط بیرونی (خارج از سازمان رسانه‌ای) پاسخ دهد و یا عوامل درون سازمان، کارایی و عملکرد مطلوب و مورد انتظار را مانع شود، به حدی که نیازهای فزایندۀ خبری مخاطبان هنگام بحران تأمین نشود، در این صورت می‌توانیم بگوییم که رسانه در ایفای مأموریت و وظایف ذاتی خود با بحران مواجه شده است.

این بحران به هر علت درون رسانه‌ای (مثل نیروهای ناکارآمد، بی‌نظمی، ناکارآمدی ساختار تشکیلاتی و غیره) و یا برون رسانه‌ای (ممانعت دستگاه‌های انتظامی و امنیتی، گروه‌های فشار و غیره) که روی دهند، ناتوانی در پاسخگویی و تأمین نیازهای خبری مخاطبان و به گفتۀ دکتر ساروخانی “اختلال” در عملکرد سازمان رسانه را موجب می‌شود.

اختلال برای رسانه عبارت است:

از زمانی که کارکردها و مأموریت‌های سازمان رسانه در ارتباط متقابل با مخاطبان (افراد، گروه‌ها و سایر سازمان‌ها) اثربخشی خود را از دست می‌دهد و تولید اخبار و اطلاعات فاقد تازگی می‌شود. .

در همین زمینه دکتر فرهنگی می‌گوید: اختلالات به کلیه عوامل و پدیده‌هایی اطلاق می‌شود که موجب تضعیف اثربخشی فرآیند ارتباطی می‌گردد . وقتی نظم اجتماعی به هم می‌خورد مردم بیش از آنچه رسانه‌ها می‌توانند فراهم کنند تشنه اطلاعات‌اند. در طول بحران، عامه مردم برای گرفتن اطلاعات منحصراً وابسته به رسانه‌ها هستند تا بتوانند اخباری را از مقامات رسمی و خصوصی که برای بقایشان حیاتی هستند، دریافت کنند.

مردم از رسانه‌ها انتظار دارند تا اطلاعات، توضیحات و تفاسیری را که در مورد بحران پیش آمده بشنوند . مطالعاتی که انجام گرفته نشان می‌دهند که اکثر آمریکاییان در ۲۴ ساعت اول بعد از وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ به تلویزیون‌های خود چسبیده و از جلوی آن تکان نمی‌خوردند. آنچه که مسلم است رسانه‌ها در چنین شرایطی اگر نتوانند نیاز خبری و اطلاعاتی مخاطبان را تأمین کنند، خود به بحران دچار می‌شوند.

  1. بحران در سازمان غیررسانه‌ای

بحران در سازمان غیررسانه‌ای شامل بحران‌هایی است که در خارج از سازمان‌های رسانه‌ای روی می‌دهد و این سازمان‌ها ممکن است برای مدیریت آن (کوچک‌نمایی، جلوگیری از گسترش شایعات و…) از ابزار رسانه هم استفاده کنند. به عنوان مثال در صورت اعتصاب در سازمان خودروسازی، چگونه این سازمان با رسانه ارتباط داشته باشد تا بحران کوچک‌سازی شود؟ نکتۀ مهم در مدیریت این نوع بحران این است که سازمان درگیر در بحران، انگیزۀ بالا برای ارتباط با رسانه و پوشش دادن بحران براساس سیاست‌های خود و یا هماهنگی با رسانه برای انعکاس واقعیت‌ها، مقابله با شایعات، کوچک‌نمایی و غیره دارد.

کافمن استراتژی‌های پاسخ سریع به بحران، جریان باز و سریع اطلاعات و دادن پیام‌های صادقانه دارای مضمون منطقی برای مدیریت بحران پیشنهاد داده است  فاین این استراتژی را توسعه داد و نشان دادن همدردی و متمرکز کردن سخنگوهای آموزش دیده و تعیین عملکرد آن‌ها را به استراتژی‌های کافمن اضافه کرد. این استراتژی‌ها را وزارت دفاع آمریکا در تعامل با رسانه‌ها در حملۀ ۱۱ سپتامبر به کار گرفت. این حمله وزارت دفاع را در یک شرایط استثنایی قرار داد که باید هم از طریق رسانه‌ها به مردم اطلاع‌رسانی می‌کرد و هم از اطلاعات طبقه‌بندی شده محافظت می‌کرد .

  1. اداره بحران به وسیله سازمان رسانه‌ای

در اداره بحران به وسیله رسانه، خلاف بحران سازمان غیررسانه‌ای (که برای ارتباط با رسانه و پوشش دادن بحران براساس سیاست‌های خود انگیزۀ بالایی داشت)، این سازمان رسانه‌ای است که به علت ارزش‌های خبری بالا و زیاد وقایع بحرانی، فعال است و ناگزیر است با توجه به مأموریت خود، وقایع بحرانی را پوشش خبری دهد.

رسانه‌ها، در شرایط بحران، نقش بسیار مهمی دارند. در واقع هم بحران‌های بیرونی باید به وسیله رسانه‌ها مدیریت شوند و هم اینکه رسانه با عملکرد صحیح، به موقع و پاسخ به نیازهای مخاطبان خود به بحران مبتلا نشوند.

براساس آنچه که گفته شد مدیریت بحران می‌تواند در داخل رسانه، خارج رسانه و به وسیله رسانه باشد و این مدیریت در هر یک از انواع سه‌گانه مذکور از عوامل متعددی اثر می‌پذیرند؛ در این مقاله فقط به چگونگی و مباحث مربوط به اداره بحران به وسیله رسانه و عوامل مؤثر بر کارکردهای آن می‌پردازیم.

ادامه دارد

منبع : شارا

روابط عمومی

نقش روابط عمومی ها در مدیریت بحران

تردیدی وجود ندارد که در دنیای امروز، نقش ارتباطات در پیشرفت و توسعه شرکت ها، بسیار مهمتر و اثرگذارتر از قبل شده و روابط عمومی ها حتی در عبور برندها از مقاطع بحرانی نیز نقشی اساسی ایفا می کنند. در این بین، خودروسازان ایرانی با توجه به حواشی و معظلاتی که همواره گریبانگیر آنهاست، اتفاقا نیازی اساسی به مدیران ارتباطاتی هوشیار، منبسط و فعال دارند تا به وقت حاجت، غول های جاده مخصوص را به سهم خود از بحران ها برهانند. در واقع مدیران ارتباطات خودروسازان بزرگ داخلی وظیفه ای سنگین در کوران حوادث بر عهده دارند و نقش شان آنقدر مهم است که می توانند صنعت خودرو را در دشواری ها به آرامش برسانند.

یکی از اصلی ترین مسائلی که مدیران ارتباطات خودروسازان بزرگ داخلی معمولا با آنها درگیر هستند، اخبار و گاهی شایعات خاص مربوط به صنعت خودرو است. ازآنجاکه این اخبار و شایعات و حواشی، تمامی ندارد، مدیران ارتباطات خودروسازی کاری سخت در مقابله با آنها دارند، چه آنکه اگر برخوردی منطقی و صحیح با این مسائل نداشته باشند، خودروسازان به شدت متضرر خواهند شد. در چنین شرایطی می طلبد که مدیران ارتباطات غول های جاده مخصوص، ضمن برقراری ارتباط صحیح با منابع اخبار و حواشی، بروز چنین مسائلی را ریشه یابی و در درجه اول با تعامل صحیح (نه استفاده صرف از روش های مالی و یا تهدید به شکایت)، اجازه ندهند این حاشیه ها دامان این صنعت بزرگ داخلی را بگیرد.

نکته دیگر اینجاست که مدیران ارتباطات خودروسازی بهتر است رسانه های را تا حد امکان در قالب منتقدانی دلسوز بپذیرند و تا با کمک آنها بتوانند بر حواشی و شایعات و حتی اخبار حاشیه ای فائق بیایند. تردیدی نیست که برخورد صادقانه با اهالی رسانه، در نهایت به نفع خودروسازی کشور تمام خواهد شد و پیوند این دو با یکدیگر، بزرگترین و اصلی ترین رسالت مدیران ارتباطات خودروسازان داخلی است. البته باید فضای کنونی و سطح روابط مدیران ارتباطات این دو خودروساز بزرگ کشور در جاده مخصوص که خود دارای فعالیت های رسانه ای هستند با رسانه ها را بهتر از دوره قبل ارزیابی نمود.

 

نویسنده : سید رضا جمشیدی

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد – ویژه نامه غرب استان تهران

روابط عمومی